 يـا سَيّدي فَاقْبَلَ تَوْبَتي وَنَفِّسْ كُرْبتي وَارْحَمْ خُشُوعي وَخُضُوعي وَأَسْفي عَلي مـا كـان مِنّي وَوُقُوفي عِنْدَ قَبْرَ وَلِيِّكَ وَذلّي بَيْنَ يَدَيْكَ فَأَنْتَ رَجـائي وَمُعْتَمدي وَظَهْري وَعُدَّتي فَلا تَرُدَّني خـائِبَاً وَتَقَبَّلْ عَمَلي وَاسْتـُر عَوْرَتي وَآمِنْ رَوْعَتي وَلاتُخَيِّبـْني وَلا تَقْطَع رَجـائي مِنْ بَينِ خَلْقِك يـا سَيّدي اللّهُمَّ وَقَدْ قُلْتَ في كِتـابِكَ الْمُنْزَل عَلي نَبِيِّكَ الْمُرْسَل صَلّي الله عَلَيهِ وَآلِهِ (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ) يـا رَبِّ وَقَوْلُكَ الْحَقّ وَأَنْتَ الَّذي لاتُخْلِفُ الْميعاد فَاسْتَجِبْ لي يـا رَبِّ فَقَدْ سَأَلَكَ السّائِلُونَ وَسَأَلْتـُكَ وَطَلَبَ الطّالِبوُن وَطـَلبـْتُ مِنكَ وَرغبَ الرّاغِبوُنَ وَ رَغبت إِليَكَ وَأَنـْتَ أَهْل ألاّ تُخَيِّبني و لا تَقْطَعْ رَجائي و َعَرّفني الإِجـابَةَ يـا سَيِّدي وَاقْضِ لي حَوائِجَ الدُّنيـا وَالآخِرَة يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ."

58 ـ نزد سر مطهّر، خداي را به «تسبيح اميرالمؤمنين (عليه السلام) » هزار بار تسبيح کن و آن چنين است:

«سُبْحانَ الَّذِي لاَ تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ ! سُبْحانَ الَّذِي لاَ تَبِيدُ مَعَالِمُهُ ! سُبْحَانَ الَّذِي لاَ يَفْني مَا عِنْدَهُ ! سُبْحَانَ الَّذِي لاَ يُشْرِكُ أَحَداً فِي حُكْمِهِ ! سُبْحانَ الَّذِي لاَ اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ ! سُبْحانَ الَّذِي لاَ انْقِطاعَ لِمُدَّتِهِ ! سُبْحانَ الَّذِي لاَ إِلهَ غَيْرُهُ !»

و نزد پاي حضرت، هزار بار تسبيح فاطمه (عليها السلام) را بخوان و آن چنين است:

«سُبْحانَ ذِي الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِيمِ ! سُبْحَانَ ذِي الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِيفِ ! سُبْحانَ ذِي الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمِ ! سُبْحَانَ ذِي الْبَهْجَةِ وَالْجَمَالِ ! سُبْحانَ مَنْ تَرَدَّي بِالنُّورِ وَالْوَقارِ ! سُبْحانَ مَنْ يَري أَثَرَ الـنَّـمْلِ فِي الصَّفَا وَوَقْعَ الطَّيْرِ فِي الْهَوَاءِ!» ( 51 )

59 ـ و براي تو سکوت، جز از سخن خير و نيکو، در حاير مقدّس حسيني (عليه السلام) لازم است، چرا که هنگامي که شما سخن مي‌گوييد، فرشتگان مشغول شما مي‌شوند. (52)

حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: هنگامي که حضرت اباعبدالله را زيارت مي‌کنيد، به جز سخن نيکو همراه با سکوت باشيد، چراکه فرشتگان شب و روز از محافظان اعمال، نزد فرشتگاني که در حائر حسيني هستند حاضر مي‌شوند پس با آنها مصافحه مي‌کنند و آنها از شدّت گريه به آنها پاسخ نمي‌دهند، پس در انتظار آنها مي‌مانند تا خورشيد به حدّ زوال برسد و تا وقتي که فجر نورافشاني کند، پس آنگاه با آنها تکلّم مي‌کنند و از امور آسمان از آنها سؤال مي‌کنند، امّا ما بين اين دو وقت، پس سخن نمي‌گويند و از گريه و دعا خسته نمي‌شوند و در اين وقت چيزي آنها را از يارانشان مشغول نمي‌کند، همانا وقتي که شما سخن مي‌گوييد آنها به شما مشغول مي‌شوند.

پس اي زائر عزيز! چه نيکوست در جايي که محلّ تردّد فرشتگان و قدسيان ملکوت است، به جاي سخنان بي ثمر يا گفتگوهاي دنيايي و يا گزارش‌هاي روزمرّه و نرخ اجناس و اشياي خريداري شده، سکوت اختيار کنيم و با تمام وجود مشغول تفکّر و ذکر و دعا و مراقبه و محاسبه و توبه و استغفار و توجّه و تضرّع به سالار شهيدان و سرور سالکان و واصلان کوي دوست باشيم و با اشتغال به سخنان دنيايي، مانع رزق خود و موجب قساوت قلب خود نشويم.

60 ـ بر تو باد به فرود آوردن صدا در مشهد حسيني (عليه السلام) و در تمامي مشاهد مشرّفه؛ بسياري از علما اين مطلب را ذکر کرده‌اند و به اين آية کريمه، استدلال کرده‌اند:

{يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ * إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوي لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ} ( 53 )

و به اين آية شريفه ضميمه کرده‌اند که حرمت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) پس از مرگش، بسان حرمت آن حضرت در دوران حياتش مي‌باشد و حرمت ائمّة هدي: بسان حرمت پيامبر اعظم (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) است. علاّمة مجلسي (رحمه الله) با استدلال به آنچه ذکر شد مي‌گويد:

«آهسته کردن صدا نزد قبر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) و نيز قبور ساير امامان: و آشکار نساختن صدا چه در حال زيارت و چه در غير زيارت لازم است.» ( 54 )

و علاّمه ميرزا حسين نوري، در کتاب «تحيّة الزائر» بر رعايت اين ادب پافشاري کرده است و کار کسي را که صداي خود را ـ حتّي براي اذان ـ در روضه‌هاي مقدّسه بالا مي‌برد بسيار بد و زشت برمي‌شمارد.

شيخ الطّائفه شيخ محمد طه نجف [از اعلام و مراجع تقليد نجف قرن چهاردهم هجري قمري] داخل حرم عسکريّين (عليهما السلام) شد در حالي که صداها به اذان بلند بود، پس آنها را با اين آية شريفه از اين کار بازداشت که مي‌فرمايد: {ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً} ( 55 )؛(شما را چه مي‌شود که از عظمت خداوند، نمي‌ترسيد؟). (56)

پى‏نوشتها:‌

1 . المزار، ابن المشهدي، ص 371؛ التهذيب، ج 6، ص 56، با اندکي تفاوت.
2 . المزار، ابن المشهدي، ص 371.
3 . همان؛ التهذيب، ج 6، ص 56. آية الکرسي، آية 255 تا 267 سورة بقره مي‌باشد و آيات آخر سورة حشر قبلاً ذکر شد.
4 . التّهذيب، ج 6، ص 56 و 57؛ المزار، ابن المشهدي، ص 372 و 373 با مختصر تفاوت.
5 . کامل الزّيارات، باب 48، ص 252، حديث 3 و نيز الکافي، ج 4، ص 587.
6 . التهذيب، ج 6، ص 57 و 58؛ المزار، شيخ مفيد، ص 104؛ المزار، ابن المشهدي، ص 374؛ بحارالأنوار، ج 98، ص 209.
7 . مصباح المتهجّد، ص 720 و بحارالأنوار، ج 97، ص 134.
8 . الدّروس الشرعية في فقه الامامية، شهيد اوّل، ج 2، ص 22.
9 . بحارالأنوار، ج 99، ص 115 و 116.
10 . مجمع البحرين، ج 2، ص 114،همچنين در کتاب "روح مجرّد" تأليف مرحوم علاّمه حسيني تهراني، ص 205 آمده است: "در شرح قاموس اللّغة گفته است: عَتَبه به تحريک، آستانة در يا بالاي هر دو است" پس مقصود از عتبه، آستانة در، سطح جلوي در و چوب زيرين جلوي در ورودي زائران است.
11 . بحارالأنوار، ج97، ص 283.
12 . بحارالأنوار، ج 99، ص 116.
13 . همان، ص 204 و 205.
14 . مصباح الکفعمي، ص 472.
15 . الدّروس الشّرعية، ج2، ص 25.
16 . هدية الزّائرين، ص 34 به نقل از تحيّة الزّائر محدّث نوري.
17 . در کتاب "در محضر آيت‌الله العظمي بهجت دامت برکاته" نوشتة استاد محمدحسين رخشاد، ج 1، ص 285 و 286 آمده است:
"آقايي ظاهراً به مرحوم شيخ انصاري که حرم يا ضريح را بوسيد، اعتراض کرد که: آقا شما هم؟ برعکس، مرحوم دربندي به ايشان گفت: آقا، کار شما براي مردم حجّت است، وقتي به حرم مي‌روي، ضريح 