ضرت ابوالفضل را ببوس، شيخ در جواب فرمود: "عتبة درب را مي‌بوسم که گرد و خاک پاي زوّار است!".
18 . اساساً مقتضاي عشق، بوسه بر همة اشياي منسوب به معشوق است:
امـرّ علي جدار ديـار سـلمي أُقـبّل ذا الجـدار و ذا الجدارا
و ما حبّ الدّيار شغفن قلبي ولکن حُبُّ من سکن الدّيارا
از ديوار کوي و ديار سلمي (معشوقة شاعر) عبور مي‌كنم و اين ديوار و آن ديوار را مي‌بوسم. دوستي و عشق ديار قلب مرا اسير عشق خود نکرده است ولي عشق کسي که ساکن اين ديار است دلم را اسير خود کرده است.
اقبّل ارضا سار فيها جِمـالُها فکيف بدارٍ دار فيها جـَمالها
زميني که شتران آن يار از آنجا سير نموده مي‌بوسم. پس (حال من) با خانه‌اي که زيبايي يار در آن گردش نموده چگونه است؟
19 . المزار، ابن المشهدي، ص 56؛ مصباح الزّائر، ص 198.
20 . الدروس الشرعيّة، ج 2، ص 23: "فإذا دخل قدّم رجله اليمني و اذا خرج فباليسري".
21 . کامل الزّيارات، باب 79، ص 367، حديث سوم.
22 . الاِقبال بالأعمال الحسنة، سيّد بن طاووس، ج 3، ص 66.
23 . بصائرالدّرجات في مناقب آل محمّد، محمّد بن حسن الصفّار، ص 406 و 407
بيشتر متن حديث ترجمه شد امّا آن مقدار که باقي مانده است از اين قرار است: به امام گفتم: دار جلال چيست؟ فرمود: ما (دار) هستيم و آن قول خداوند است که فرمود: "اين سراي آخرت است، آن را براي کساني که در روي زمين نمي‌خواهند سرکشي و تبهکاري کنند، مقرّر داشته‌ايم و سرانجام نيک از آن پرهيزکاران است." پس ما عاقبت هستيم اي سعد! و امّا مودّت ما براي متّقين است، خداوند تبارک و تعالي مي‌فرمايد: "متبرّک باد نام پروردگارت که شکوهمند و گرامي است"، پس ما جلال و کرامت الهي هستيم که خداوند،<-- -->بندگان را به سبب طاعت ما، کرامت بخشيد.
24 . بحارالأنوار، ج 98، ص 148.
25 . همان، ص 168.
26 . همان، ص 259.
27 . همان، ص 332.
28 . مصباح المتهجّد، ص 722 و مصباح کفعمي، ص 491.
29 . بحارالأنوار، ج 97، ص 285.
30 . کامل الزّيارات، باب 79، ص 389.
31 . همان، باب 79، ص 360.
32 . "قائماً" مفعول مطلق تأکيدي و "تقوم" عامل آن است.
33 . الاقبال، ج2، ص 123.
34 . بحارالأنوار، ج 99، ص 162 به نقل از مصباح الزّائر، سيّد بن طاووس، ص 197 و 200 و 224 و 293.
35 . علاّمة اميني در موسوعة الغدير، ج 6، جزء 5، ص 198 ذيل عنوان (ادب الزائر عند الجمهور)، آداب زيارت نبوي در ادب هجدهم مي نويسد: "براي زائر سزاوار است که هنگام زيارت، ايستاده باشد چنانکه اين حالت به ادب سزاوارتر است، پس اگر طولاني شد اشکالي ندارد که با ادب و بر دو زانو بنشيند و در مقام هيبت و اجلال، با دلي آسوده، چشم خود را فرو افکند و با قلب خود، جلالت موقف خود را و اين که پيامبر [در ساير مشاهد، امامان] زنده‌اند و ناظر احوال او و آگاه بر او، استحضار کند."
محدّث قمي نيز به نقل از (تحيّة الزائر) محدّث نوري در کتاب (هديّةالزائرين) ص 35 مي‌نويسد: "نوزدهم: ايستادن در وقت خواندن زيارت اگر عذري ندارد از ضعف و درد کمر و درد پا و غيرها و اين ادب صريحاً در جايي ذکر نشده وليکن خوبي آن از جهات کثيره استفاده شده، که ذکرش مناسب اينجا نيست." بخشي از جهات آن درمتن کتاب (ادب الزّائر) مذکور است که ترجمة آن را ذکر کرديم.
36 . المزار، شيخ مفيد، ص 78 و کامل الزّيارات، باب 79، ص 364؛ التهذيب، ج 6، ص 57.
37 . اين "علي سبيل المجاز" است و عرب معمولاً عمو را پدر مي‌نامد، همانگونه كه در قرآن<-- -->آمده (وَ إِذْ قالَ اِبْراهيمُ لأَبيهِِ آذَرَ) در حالي كه آذر عموي ابراهيم بود.
38 . کامل الزّيارات، باب 79، ص 362 تا 367، حديث 2. التهذيب، ج 6، ص 54؛ الکافي، ج 4، ص 575 و نيز هديّة الزّائرين، ص 112 تا 115. مرحوم محدّث قمي در پايان مي‌نويسد: "در اين خبر شريف بياني از اين شش رکعت نماز شده و ظاهر آن است که هر شش رکعت، نماز زيارت اباعبدالله الحسين (عليه السلام) باشد." در مورد نماز زيارت توضيح داده خواهد شد. (شمارة 52).
39 . در مجمع البحرين، ج2، ص 370 آمده است: مسبحه: انگشتي است که به دنبال انگشت ابهام (شست) مي‌آيد، چراکه با آن هنگام تسبيح مشارکت مي‌کند. همان انگشت سبّابه.
40 . المزار مفيد، ص 127؛ مصباح المتهجّد، ص 727؛ التهذيب، ج 6، ص 67؛ بحارالأنوار، ج 97، ص 203.
41 . کامل الزّيارات، باب 83، ص 433 و 434، حديث دوم.
42 . همان، باب 79، ص 417. نماز زيارتي به اين کيفيّت نقل شده است که: نزد سر آن حضرت دو رکعت نماز بگزار که در رکعت اوّل حمد و ياسين و در رکعت دوم حمد و الرّحمان مي‌خواني و اگر خواهي در پشت قبر نماز بخوان ولي اگر نزد سر نماز بگزاري افضل است، پس وقتي فراغت يافتي، هر چه دوست داشتي نماز بخوان، جز اين که دو رکعت، (نماز زيارت) است که نزد هر قبري ( از معصومان:) از خواندن آن گريزي نيست.
محدّث قمي در مفاتيح الجنان مي‌نويسد: "ابن قولويه از حضرت باقر (عليه السلام) روايت کرده که به شخصي فرمود: اي فلان چه مانعي است که هرگاه حاجتي براي تو روي دهد، نزد قبر حسين (عليه السلام) بروي و چهار رکعت نماز گزاري، پس حاجت خود را بطلبي، به درستي که نماز فريضه نزد آن حضرت، معادل با حج و نماز نافله معادل با عمره است."
همچنين محدّث قمي در هديةالزائرين، ص 131 مي‌نويسد: "و از جملة اعمال، دو رکعت نماز در آن حرم مطهّر با سورة الرّحمن و تبارک است، هر کس آن را بخواند، خداوند منّان براي او بيست و پنج حج مقبول مبرور مي‌نويسد که با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به جا آورده باشد. نمازها به طور مفصّل در کتاب مصباح الزّائر سيّد بن طاووس با ادعيه مذکور است هر که مي‌خواهد به آن رجوع کند.
43 . مصباح المتهجّد، شيخ طوسي، ص 723؛ بحارالأنوار، ج 98، ص 201.
44 . کامل الزّيارات، باب 80، ص 424 تا 426.
45 . بحارالأنوار، ج 97، ص 137 و 138؛ محدّث بزرگ، حاج شيخ عبّاس قمي در هديةالزائرين و بهجةالنّاظرين، ص 637 در باب کيفيّت نماز حضرت جعفر طيّار (عليه السلام) عباراتي دارند که ما عيناً نقل مي‌کنيم:
"و از جملة نمازها، نماز جعفر بن ابي‌طالب7 است که به سندهاي بسيار معتبر وارد شده است، و افضل اوقات آن صدر نهار جمعه [اوّل روز جمعه] است، سيّد بن طاووس به سند معتبر روايت کرده که شخصي از حضرت صادق (عليه السلام) پرسيد، نماز تسبيح يعني نماز جعفر را، حضرت فرمود که: "آن حبوت" يعني بخششي بوده از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به جعفر. پس فرمود: "حديث کرد مرا پدرم از جدّم حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) که چون جعفر طيّار برادر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از هجرت حبشه مراجعت نمود، در روزي آمد که فتح خيبر به دست اميرالمؤمنين (عليه السلام) شده بود، حضرت رسول (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به قدر مسافت پرتاب يک تير، به استقبال او شتافت، چون جعفر نظرش بر جمال عديم المثال آن حضرت افتاد، مشتاقانه به جانب آن حضرت دويد، حضرت او را دربرگرفت و دست در گردن او آورد و ساعتي با او سخن گفت، پس بر ناقة (عضبا) سوار شد و جعفر را رديف خود ساخت، و چون ناقه به راه افتاد، حضرت فرمود که: "اي جعفر، اي برادر، مي‌خواهي بخشش بزرگي کنم نسبت به تو؟<-- -->مي‌خواهي تو را عطيّة گران بهايي بدهم؟ مي‌خواهي تو را برگز