ينم؟" مردم گمان کردند که مال جزيلي [جزيل: عظيم] از غنايم خيبر به او عطا خواهد فرمود. جعفرگفت: بلي پدرم و مادرم فداي تو باد، پس حضرت، نماز تسبيح را به او تعليم فرمود." و حضرت صادق (عليه السلام) فرمود که: "صفتش اين است که آن، چهار رکعت است به دو تشهّد و به دو سلام، و در رکعت اوّل بعد از سورة حمد، (اذا زلزلت) مي‌خواند، و در رکعت دوم، سورة (والعاديات)، و در رکعت سوم (اذا جاء نصر الله) و در رکعت چهارم (قل هو الله احد) و در هر رکعت بعد از فراغ از قرائت، پانزده مرتبه مي‌گويد: "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر"و در رکوع همين تسبيحات را ده مرتبه مي‌گويد، و چون سر از رکوع برمي‌دارد ده مرتبه، و در سجدة اوّل ده مرتبه، و بعد از سر برداشتن ده مرتبه، و در سجدة دوم ده مرتبه و بعد از سر برداشتن پيش از آن که برخيزد ده مرتبه، و در هر چهار رکعت چنين مي‌کند که مجموع، سيصد مرتبه مي‌شود، و هزار و دويست تسبيح بوده باشد." و به روايات معتبرة ديگر، حضرت رسول (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود که: "اگر هر روز بکني بهتر است از براي تو از دنيا و آنچه در او هست، و اگر هر دو روز يکبار بکني گناهاني که در ميان دو نماز کرده[اي] آمرزيده شود و اگر در هر جمعه بکني يا در هر ماهي يک مرتبه يا در سالي يک مرتبه بکني، هر گناهي که در ميان آنها کرده[اي] آمرزيده شود". و به روايات معتبرة ديگر اگر به قدر کف درياها و به عدد ريگ بيابان و برگ درختان و ستاره‌هاي آسمان،‌گناه بر تو باشد، [آن را] خدا بيامرزد، و اگر از جنگ گريخته باشي که بدترين گناهان است خدا تو را بيامرزد. و از اين نحو روايات در فضيلت اين نماز، بسيار وارد شده است."
ادعيه‌اي نيز در نماز يا پس از آن مستحبّ است که براي تفصيل آن مي‌توان به "مفاتيح الجنان"‌ يا "هديةالزّائرين" مراجعه کرد.
46 . کامل الزّيارات، باب 69، ص 314، حديث هفتم.
47 . کامل الزّيارات، باب 83، ص 433. عبارت پاياني که در ترجمة متن موجود نبود، عبارت است از: "نماز واجب نزد قبر امام حسين (عليه السلام) ، معادل يک حجّ و نماز نافله نزد او معادل يک عمره است."
48 . جامع أحاديث الشيعة، ج 15؛ کتاب المزار، ص 390 از وسائل الشيعة، ج 14، ص 537، از عدّة الداعي، مرحوم عارف کمّل، ابن فهد حلّي روايت شده است که خداوند به حسين (عليه السلام) به عوض کشته شدنش، چهار خصلت، عنايت فرمود: شفا را در تربتش، و اجابت دعا را تحت قبّه‌اش و ائمّه را از ذريّه و نسل او قرار داد و ايّام زائران آن حضرت از عمرشان شمرده نمي‌شود." جناب ابن فهد در عدّة الداعي، ص 57 پيش از نقل اين روايت مي‌نويسد: "از مکان‌ه‌اي دعا، و بلکه شريف‌ترين مکان‌ها، نزد قبر امام حسين (عليه السلام) است."
49 . کامل الزّيارات، باب 69، ص 313 و 314، ح 5.
50 . جناب محدّث قمي (رحمه الله) در هديّة الزائرين، ص 127 مي نويسد: "بدان که عمدة اعمال در اين روضة مطهّره، دعا است، زيرا که اجابت در تحت آن قبّة ساميه يکي از چيزهايي است که در عوض شهادت، حق تعالي به آن حضرت لطف فرموده و زائر بايد آن را غنيمت دانسته، در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجات کوتاهي نکند."
51 . کامل الزّيارات، باب 79، ص 384 و 385.
52 . همان، باب 27، ص 176 و 177.
53 . سورة حجرات، 2 و 3، (اي کساني که ايمان آورده‌ايد! صداهايتان را از صداي پيامبر بلندتر مسازيد، و در سخن با او، مانند بلند حرف زدنتان با همديگر، بلند حرف مزنيد، مبادا که اعمالتان تباه شود و آگاه نباشيد؛ بي گمان کساني که صداهايشان را نزد پيامبر خدا پوشيده مي‌دارند، اينانند که خداوند دل‌هايشان را براي تقوا پالوده است؛ ايشان را آمرزش و پاداشي بزرگ است.
54 . بحارالأنوار، ج 97، ص 124 و 125.
55 . سورة نوح، آيه 13.
56 . علامّة اميني در موسوعة الغدير، ج 6، جزء 5، ص 200، تحت عنوان (ادب الزّائر عند الجمهور) مي‌نويسد:
"نبايد زائر در زيارت، صداي خود را بالا ببرد و نبايد صداي خود را مخفي کند، بلکه اعتدال را رعايت کند و پايين آوردن صدا، نزد پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ادبي براي همگان است. قاضي عياض با اسناد خود از ابن حميد نقل کرده است که گفت: ابوجعفر منصور،[خليفة عبّاسي]، در مسجد رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) با (مالک) مناظره مي‌کرد پس مالک به او گفت: اي اميرالمؤمنين! صدايت را در اين مسجد بالا نبر، پس خداوند تعالي گروهي را تأديب فرمود و فرمود: "صداهايتان را از صداي پيامبر بلندتر مسازيد" و گروهي را ستود، پس فرمود: "بيگمان کساني که صداهايشان را نزد پيامبر خدا [آهسته و] پوشيده مي‌دارند)، و گروهي را سرزنش فرمود پس فرمود: (بي گمان کساني که تو را از پشت در حجره‌ها صدا مي‌زنند)، و بيگمان، حرمت او پس از مرگ بسان حرمت او در دوران حيات مي‌باشد، پس ابوجعفر منصور دوانيقي براي زيارت خاضع شد و گفت: اي اباعبدالله (مالک بن انس)، آيا روي به قبله کنم و دعا کنم يا روي به رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) کنم؟ پس گفت: چرا روي خود را از او برگرداني در حالي كه او وسيلة تو و وسيلة پدرم آدم (عليه السلام) به سوي خداوند متعال در روز قيامت مي‌باشد!
بلکه روي خود به سوي او کن و از او طلب شفاعت کن تا خداوند تو را شفاعت کند و بپذيرد، خداوند متعال فرمود: "و اگر هنگامي که به خويشتن ستم کردند به نزد تو مي‌آمدند و از خداوند آمرزش مي‌خواستند و پيامبر هم برايشان آمرزش مي‌خواست، خداوند را توبه پذير مهربان مي‌يافتند."
علاّمة طباطبايي (قدّس سرّه) در تفسير الميزان، ج 18، ص 454 ذيل آية 2 سورة حجرات مي‌نويسد: "منظور از اين که مي‌فرمايد: "صداي خود را بلندتر از صداي رسول الله نکنيد، اين است که وقتي با آن جناب صحبت مي‌کنيد، صدايتان بلندتر از صداي آن جناب نباشد، چون به طوري که گفته‌اند دو عيب در اين عمل هست: يا منظور شخصي که صداي خود را بلند مي‌کند اين است که توهيني به آن جناب کرده باشد که اين کفر است و يا منظوري ندارد و تنها شخصي بي ادب است که رعايت مقام آن جناب را نمي‌کند و اين خلاف دستور است. چون مسلمانان دستور دارند آن جناب را احترام و تعظيم کنند. مي‌فرمايد: {وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ}، با آن جناب، آن طور که با يکديگر صحبت مي‌کنيد، داد و فرياد نکنيد، چون رعايت احترام و تعظيم آن جناب، اقتضا دارد، در هنگام تخاطب، گوينده صدايش کوتاهتر از صداي آن حضرت باشد. پس به طور کلّي، با صداي بلند صحبت کردن فاقد معناي تعظيم است و با بزرگان به صداي بلند صحبت کردن، نظير مردم عادي، خالي از اسائة ادب و وقاحت نيست." (ترجمة تفسير الميزان، سيّد محمدباقر موسوي همداني، و چاپ عربي تفسير، ج 18، ص 335.)
جناب محدّث قمي در هديّة الزّائرين، ص 37 و 38، ادب سي‌ام مي‌نويسد: "بلند نکردن صداي خود در وقت زيارت، چنانچه علاّمة مجلسي و غيره تصريح نموده‌اند و مستند عمومات اخفاي ذکر و آية شريفة {يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ}، و روايت و حديث طويل (کافي) که در باب دفن حض