وشى مخفيانه به زيارت آن حضرت رفته و خود را روى مرقد مطهر آن حضرت انداختم ، بوى بسيار خوشى استشمام كردم از آن مرد عطار كه همراه من بود پرسيدم اين چه بويى است ؟
گفت : به خدا قسم من هرگز چنين بويى از هيچ عطرى استشمام نكرده ام .(56)شناختن قبر مطهر امام حسين (ع ) از بوى تربتش
نقل شده زمانى كه متوكل عباسى قبر مطهر امام حسين عليه السلام را تخريب كرد، عربى از طائفه بنى اسد آمد به كربلا هنگامى كه ديد اثرى از قبر شريف باقى نمانده ، مشت مشت خاكها را بر مى داشت و مى بوييد و مى ريخت تا اينكه به قبر شريف آن حضرت رسيد، مشتى خاك برداشت و بوييد گفت : خواستند قبر امام حسين عليه السلام را از بين ببرند وليكن بوى خوش خاك قبر، بر مرقد مطهر آن حضرت دلالت مى كند.(57)امام حسين (ع ) و معاويه 
امام حسين (ع ) - تا برادر بزرگوارش زنده بود - نمى بايست با تصميم برادرش كه حجت خدا و امام (ع ) بود، امامى كه اطاعت از او بر هر مسلمانى واجب است و اطاعتش همانند اطاعت از خدا و رسول بود، مخالفت كند. از سوى ديگر، علت هايى كه امام حسن (ع ) را به صلح مجبور مى كرد از نظر حضرت امام حسين (ع ) پوشيده نبود. امام مجتبى (ع ) كارى جز به فرمان عقل و مصلحت مسلمانان انجام نداد تا برادرش با آن موافق نباشد، و اگر امام حسين (ع ) بجاى برادر مى بود، همان كارى را مى كرد كه امام حسن (ع ) در زمان خود انجام داد. خط امامت و رهبرى در هر حال يكى است ، امّا در روش (تاكتيك ) به اقتضاى زمان تفاوت وجود دارد: زمانى صلح زمانى شمشير، زمانى دعا و زمانى ديگر ارشاد و تعليم بكار مى آيد. چنانكه هر يك از پيشوايان بزرگوار - در هر زمان - به نحوى با دستگاه جبار ستيزه كرده و پرچم حق را بر پا داشته اند.
بارى معاويه كم كم نقشه پليد خود را آشكار و مقدمات آن را فراهم مى كرد. معاويه مى خواست قدرت و سلطنت را در خاندان خود موروثى كند و با اين عمل خطرناك ، ريشه اسلام را بخشكاند.
مى خواست يزيد را امير مؤ منين و زمامدار مسلمانان قرار دهد. يزيدى كه جز عيش و مستى و لباس رنگارنگ پوشيدن هنرى نداشت . يزيدى كه به آسانى حرام محمّد (ص ) را حلال مى كرد و كوچكترين پروايى نداشت . آرى يزيد است كه مى گويد:
(( و ان حرمت يوم على دين احمد
ادرها علتى دين مسيح بن مريم ))
يعنى : ((اگر باده و شراب به دين محمّد (ص ) حرام شده است ، جام مى را به كيش مسيح پسر مريم به گردش درآور)).
يزيد كسى بود كه از ازدواج با محارم خود - در حال مستى و بى خبرى - پرهيزى نداشت .(64)
يزيد پيوسته در عياشى و شرابخوارى و ميمون بازى و لهو و لعب غرق بود. يزيد كسى بود كه آنچه در دل داشت ، يعنى كفر و الحاد و عدم اعتقاد به دين اسلام را در هنگام باده نوشى اين چنين زمزمه مى كرد:
((همنشينان من برخيزيد و به نواى مستى افزاى خوانندگان گوش دهيد. جامهاى پى در پى سر كشيد و مذاكرات معانى علمى را كنار گذاريد. نغمه دلپذيرى كه از دل چنگ و عود بيرون كشيده مى شود مرا از نداى (( (اللّه اكبر) )) باز مى دارد. من حوران بهشت را با دردهاى ته خم شراب عوض نمودم . اين آهنگ هيجان انگيز موسيقى و اين رقص اغوا كننده و اين رقاصه ها كه از اندام موزونشان موج شهوت مى ريزد و آن پياله هاى شراب عقيقى براى من بس است ، نه حوران بهشتى خواهم و نه غير آن )).
معاويه براى چنين فرزند پليدى به زور از مردم بيعت گرفت .
ابتدا معاويه كار بيعت را در شهرهايى غير از مدينه صورت داد. چون مى دانست اهميت مدينه از همه شهرها بيشتر است . ابتدا به مروان بن حكم دستور داد تا از مردم آن شهر بيعت بگيرد... حتى از حسين بن على (ع ) و...
براى زمينه سازى معاويه به قصد حج از شام بيرون آمد و به مدينه رفت و با حسين بن على (ع ) و فرزند زبير و فرزند عمر با خشونت سخن گفت . سپس ‍ مردم را در مسجد جمع كرد و درباره شايستگى يزيد براى آنها سخن گفت و ضمن سخنرانى گفت : تمام مسلمانان جز شما بيعت كرده اند...
امام حسين (ع ) برخاست و سخن او را بريد و فرمود: به خدا قسم كسى را كه پدرش از پدر و مادرش از مادر يزيد و خودش از خود يزيد بهتر و شايسته تر است كنار مى گذارى و يزيد را جلو مى كشى ؟
معاويه گفت : مثل اينكه خودت را مى گويى ؟
فرمود: آرى .
معاويه گفت : امّا سخن تو كه مادرت از مادر يزيد بهتر است ، صحيح است زيرا كه فاطمه دختر رسول خدا است و دين و سابقه درخشان وى بر كسى پوشيده نيست ... و امّا اينكه مى گويى پدرت از يزيد بهتر بود، خدا پدر يزيد را بر پدر تو برترى داد.
امام فرمود: اين نادانى براى تو بس است كه دنياى زودگذر را بر آخرت جاويدان برترى مى دهى .
معاويه گفت : و امّا اينكه مى گويى خودت از يزيد بهتر هستى به خدا قسم يزيد براى امت محمّد (ص ) از تو بهتر و شايسته تر است .
امام (ع ) فرمود: اين سخن دروغ و بهتان است . آيا يزيد شرابخوار و لاابالى از من بهتر است ؟
معاويه چون اين مخالفت آشكار را ديد دستور داد در انجمنى كه مى خواهد بيعت بگيرد بالاى سر هر يك از آنها دو نفر ماءمور مسلح بگذارند تا اگر حرفى از دهان آنها خارج شد هماندم كارشان را بسازند. - امّا اين كار از نظر امام حسين (ع ) پذيرفتنى نبود و تلاش معاويه بجايى نرسيد. بررسى حالات حضرت حسين (ع ) نشان مى دهد كه آن حضرت در زمان معاويه هميشه به فكر قيام عليه حكومت ظالمانه آل ابوسفيان بود و پيوسته بدعت و خلافكاريهاى او را يادآورى مى فرمود، امّا صلح برادر بزرگوارش حضرت مجتبى (ع ) و وجود معاويه را مانع از قيام مى ديد و در انتظار فرصت مناسب بسر مى برد تا مردم ، خود در جريان فساد دستگاه اموى قرار گيرند و از تبليغات زهرآگين عليه خاندان على (ع ) بخوبى آگاه شوند. براى اين كار سالها وقت لازم بود كه مردم مزه تلخ حكومت ديكتاتورى را بچشند تا ارزش قيام پاكمردى چون حسين (ع ) را دريابند و آن را سرمشق خود - براى هميشه - قرار دهند.
اگر امام حسين (ع ) در عصر معاويه نهضت خود را آغاز مى كرد، معاويه با حيله گرى و تدبيرهاى مكارانه خود هم مى توانست آن حضرت را بكشد و هم مى توانست اثر خون پاك آن حضرت را خنثى نمايد. امّا سقوط دستگاه معاويه در راه منكرات و ستم و ناپاكى ، كم كم زمينه را مساعد كرد و اين امر در زمان يزيد به اوج خود رسيد. بناچار قيام خونين و حماسه جاويد فرزند پيامبر (ص ) نيز به حد رشد خود رسيد و آماده ظهور شد.احترام امام زمان به تربت سيّدالشهدا (ع )
يكى از بانوان مؤ منه پرهيزگار به نام خديجه ظهوريان فرزند عباسعلى كه هم اكنون قريب نود سال از عمر با بركت خود را پشت سر گذاشته و با آنكه نزديك ده سال است بر اثر سكته از پا در آمده و با كمك عصا خود را به اين سو و آن سو مى كشاند نماز جماعتش ترك نمى شود، نقل مى كند: حدود سى سال قبل مهر تربتى را كه خود از كربلا آورده بودم كثيف شده بود، آن را بردم در آب روان (آب خيابان وسط شهر مشهد مقدس ) شستشو دادم و در ميان سطل گذاشته برگشتم ، روبروى مسجد دوازده امامى ها كه رسيدم با خودم گفتم خوب است مهر را بر گردانم ، تا وقتى كه به منزل مى رسم طرف ديگرش نيز خشك شود، مهر را كه برگردانيدم بر اثر خيس بودن طرف زيرين مهر، قدرى تربت