يدي و شكر مرا نيافتي، به بلا گرفتارم نمودي و صبر مرا دريافت نكردي، نعمتت را از من دريغ نورزيدي و با ترك صبرم شدت بلا را بيشتر ننمودي. پروردگارا! از كريم غير از كرم نسزد.

اگر كسي بخواهد حال دعا و پرستش و مسكنت آن امام مجاهد مظلوم را در درگاه خدا بداند كافي است كه به همان دعاي معروف عرفه رجوع نمايد.فصل چهارم باران سخاوت

مولاي نيازمندان

حسين ‏عليه‌السلام‏، نماز را به جاي آورد و بيرون آمد. اعرابي تنگدستي را مشاهده‏ نمود، برگشت و قنبر را صدا زد.

قنبر گفت: لَبَّيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ.

فرمود: «از پول مخارج ما چقدر مانده است؟»

عرض كرد: «دويست درهم كه فرمودي در بين اهل بيت، قِسمت كنم.»

فرمود: «آن را بياور! كسي آمده كه از آنها به آن پول سزاوارتر است.» سپس آن پول را گرفت، بيرون آمد و به اعرابي داد.

قرضت را ادا مي‌كنم

روزي آن حضرت براي عيادت و احوالپرسي اسامة بن زيد به منزل او رفت. اسامه ناله مي‌كرد و از غمناكي خود مي‌گفت.

فرمود: «برادر چه غمي داري؟»

عرض كرد: «قرضي دارم كه شصت هزار درهم است.»

حسين عليه‌السلام فرمود: «آن بر عهدة من است.»

اسامه گفت: «مي‏ترسم بميرم و قرضم ادا نشده باشد.»

فرمود: «نمي‏ميري تا من آن را ادا كنم».

ايشان آن قرض را پيش از مرگ او ادا كرد.(13)فصل پنجم مرام‌نامة حسين عليه‌السلام

يك آسمان كرم

حسين ‏عليه‌السلام‏ در آداب اجتماعي و حسن معاشرت با دور و نزديك، بلند پايه و بي‏نظير بود. خصال آن حضرت سرشار از عفو و گذشت است.

جمال الدين محمد زرندي حنفي مدني روايت كرده كه از حضرت زين‌العابدين از پدرش حسين ‏عليه‌السلام‏ نقل مي‌كند كه فرمود: «اگر مردي به من دشنام دهد در اين گوش (و به گوش راستش اشاره فرمود) و عذر بياورد در گوش ديگرم، عذر او را مي‏پذيرم؛ زيرا اميرالمؤمنين ‏عليه‌السلام‏ از جدم پيغمبر صلي الله عليه و آله براي من نقل فرمود:

لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُحِقٍّ اَوْ مُبْطلٍ

وارد حوض (كوثر) نمي‏شود كسي كه عذر را نپذيرد، خواه عذرآور حق بگويد يا باطل.(14)

حسين ‏عليه‌السلام‏ با فرزندان، بانوان، خويشان و اهل‌بيت خود در نهايت ادب، محبت، رحمت، مهرباني، انس و مودت برخورد مي‌كرد.

ابن قتيبه روايت مي‌كند كه مردي خدمت امام حسن ‏عليه‌السلام‏ آمد، و از آن حضرت درخواست چيزي كرد.

حضرت فرمود: «سؤال، شايسته نيست مگر براي وام سنگين يا فقرِ خوار كننده و يا ديه و تاواني كه ادا نكردن آن سبب رسوايي شود.»

عرض كرد: «نيامدم به خدمت شما مگر براي يكي از آنها.»

حضرت، فرمان داد صد دينار به او دادند.

سپس آن مرد خدمت حسين ‏عليه‌السلام‏ رفت و از آن حضرت نيز سؤال كرد، حسين ‏عليه‌السلام‏ هم همان سخن برادرش را به او فرمود و همان پاسخ را شنيد؛ سپس پرسيد: «برادرم به تو چقدر داد؟»

عرض كرد: «صد دينار.»

حسين ‏عليه‌السلام‏ نودونه دينار به او عطا كرد؛ زيرا نخواست با برادرش برابري كرده باشد.(15)

ياقوت مستعصمي از اَنَس روايت مي‌كند كه در خدمت حسين ‏عليه‌السلام‏ بودم؛ كنيزكي دسته گلي براي آن حضرت آورد. حسين ‏عليه‌السلام‏ فرمود:

اَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللهِ تَعالي

تو براي خدا آزادي.

گفتم: «كنيزكي يك دسته گل برايت آورده و تو او را آزاد مي‏كني؟» فرمود: «اين چنين خدا به ما ادب آموخته است؛ زيرا مي‌فرمايد:

وَ اِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّة فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْ رُدُّوها»(16)

هرگاه كسي شما را ستايش كند، شما نيز بايد در مقابل به ستايشي بهتر از آن، يا مانند آن، پاسخ دهيد. و نيكوتر از اين دسته گل، آزاد ساختن او بود.(17)فصل ششم پرچم عدالت‌خواهي

امام عدالت‌خواه

خاندان علي ‏عليه‌السلام‏ به عدالت و حمايت از مظلوم، همانندي در عالم ندارند. حكاياتي كه از عدل علي عليه‌السلام در كتاب‌هاي تاريخ، نگاشته شده نشان مي‏دهد كه او دلباختة حق و فاني در عدالت بود. او به فرزندانش وصيت فرمود:

كُونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً(18)

دشمن ستمگر و يار ستمديده باشيد.

حسين ‏عليه‌السلام‏ فرزند آن پدر و وارث همان صفات مي‌باشد. از ستم‌هايي كه بني اميه و عمّال آنها به مردم مي‏نمودند بيش از هر كس رنج مي‏كشيد و به شدت ناراحت مي‏شد. قيام او، قيام عليه ظلم، بيداد و ستمگري، و نهضت او نهضت نجات بخش ستمديدگان و مظلومين بود.

يكي از داستان‌هايي كه گواه بر شدت علاقه حسين عليه‌السلام به دفاع از مظلومين و حمايت از بيچارگان بي‏پناه مي‌باشد، داستان اُرينب دختر اسحاق و همسر عبدالله بن سلام است. يزيد كه به اصطلاح، شاهزاده و وليعهد معاويه بود و تمام اسباب شهوتراني، از جمله پول، مقام، زور، كنيزكان ماهرو و زن‌هاي رقاصه و خوانندة خودفروش در اختيارش بودند

با اين وجود، باز چشم طمع به بانوي شوهرداري دوخت كه بايد او و پدرش معاويه پاسدار عصمت و عفت او باشند. يزيد همچون اراذل و شهوت پرستاني كه در وفور عيش و نوشِ حكومت، تربيت مي‏شوند ناآرام شد، اما از آنجا كه آن زن، نجيب، پاكدامن و عفيفه بود دسترسي به او از راه فريب و منحرف ساختن وي از طريق پارسايي محال مي‏نمود. معاوية ناپاك، كه خود را اميرالمؤمنين مي‏خواند، براي خواهش نفس و شهوت يزيد دست به نيرنگ بسيار عجيب و بي‏سابقه‏اي زد. او مرد بدبخت را از زن عفيفه و زيبايش جدا نمود و مقدمات كاميابي يزيد از آن زن را فراهم ساخت.

اما حسين عليه‌السلام با غيرت و جوانمردي در مقابل اين تصميم زشت و شيطاني معاويه ايستاد، و نقشة او را نقش بر آب كرد. حسين عليه‌السلام غيرت و حميّت هاشمي و علاقة خود به حفظ نواميس مسلمين را نشان داد و مانع از رسيدن يزيد به هوس ناپاك و شريرش گرديد. افتراقي را كه معاويه با نيرنگ ايجاد كرد، به اتصال مبدل نمود، و آن ستم بزرگ را از عبدالله بن سلام و همسرش دفع گردانيد. اين داستان در تاريخ مفاخر آل علي ‏عليه‌السلام‏ و مظالم بني اميه جاودان باقي مانده است.(19)فصل هفتم به رنگ سادگي

نگاه به دنيا

بهترين نشانة زهد كامل و خوار شمردن دنيا، همان فداكاري و گذشت سيد الشهداء عليه‌السلام از جان خود، جوانان، برادران، اصحاب و ياران و تن دادن به آن همه مصيبت و بلا بود.

اگر دنيا و مال و نعمت‌هاي دنيوي در نظر كسي بي‏قدر و ارزش نباشد نمي‏تواند اين گونه در راه حق و ياري دين خدا و بزرگداشت هدف عالي خود پايداري و استقامت ورزد تا به حدي كه بدن قطعه قطعة عزيزانش را ببيند، صداي نالة كودكانش را از زحمت تشنگي بشنود، گرية زن و فرزند، دل پر مهر و عاطفه او را به درد آورد و برپيكرش آن همه زخم‌هاي كاري وارد آيد اما در ياري دين خدا ثابت و پا برجا بماند، در مقابل باطل، نرمش نشان ندهد و چون كوه در برابر تمام اين مصائب استوار بماند.

آري! به حسين ‏عليه‌السلام‏ پيشنهاد كردند كه با يزيد از در مسامحه و سازش در آيد و به نحوي كه در عرف اهل دنيا خلاف شأن و شرف او شمرده نشود با او كنار بيايد 