بلا گذشته بود كه مكلف شدم .))
آرى ، دست تربيت حضرت رب سبحانه همواره بندگان شايسته را از اوان كودكى و نوجوانى تحت نظر جهان بين خود گرفته و فيوضاتش را شامل حال آنان گردانيده و پيوسته مى پايد، تا در بزرگى ، مشعل راهبرى راهپويان طريق الى الله را به دستشان بسپارد.
بدين سان ، آيت الله بهجت حدود چهار سال در كربلاى معلى مى ماند و از فيوضات سيدالشهداء (عليه السلام ) استفاده نموده و به تهذيب نفس ‍ مى پردازد و طى اين مدت بخش معظمى از كتاب هاى فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن ديار مطهر مى خواند.
در سال 1352 (هجرى قمرى ) براى ادامه تحصيل به نجف اشرف مشرف مى گردد و قسمت هاى پايانى سطح را در محضر آيات عظام از جمله مرحوم آيت الله آقا شيخ مرتضى طالقانى ، حاج سيد محمد هادى ميلانى و آقا سيد ابوالقاسم خويى (رحمه الله ) به پايان مى رساند.
با اين همه ، همت او تنها مصروف علوم دينى نبوده ، بلكه عشق به كمالات والاى انسانى هماره جان ناآرام او را به جستجوى مردان الهى و اولياء برجسته وا مى داشته است .
يكى از شاگردان آيت الله بهجت مى گويد: در سال هاى متمادى كه در درس ‍ ايشان شركت مى جويم هرگز نشنيده ام كه جز در موارد نادر درباره خود مطلبى فرموده باشد. از جمله سخنانى كه از زبان مباركش درباره خود فرمود، اين است كه در ضمن سخنى به مناسبت تجليل از مقام معنوى استاد خود حضرت آيت الله نائينى (رحمه الله ) فرمود:
((من در ايام نوجوانى در نماز جماعت ايشان شركت مى نمودم ، و از حالات ايشان چيزهايى را درك مى كردم .))(1)
در محضر استادان
آيت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح ، و درك محضر استادان بزرگى چون آيات عظام : آقا سيد ابوالحسن اصفهانى (رحمه الله ) آقا ضياء عراقى (رحمه الله ) و ميرزاى نائينى (رحمه الله )، به حوزه گرانقدر و پر محتواى آيت حق حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى (رحمه الله ) معروف به كمپانى وارد شد و در محضر آن علامه كبير به تكميل نظريات فقهى و اصولى خويش پرداخت ، و به يارى استعداد درخشان و تاءييدات الهى از تفكرات عميق و ظريف و دقيق مرحوم علامه كمپانى ، كه داراى فكرى سريع و جوال و متحرك و همراه با تيزبينى بوده ، بهره ها برد.
آيت الله محمد تقى مصباح درباره استفاده آيت الله بهجت از استادان خود مى گويد: ((در فقه بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد كاظم شيرازى - كه شاگرد مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى و از استادان بسيار برجسته نجف اشرف بود - استفاده كرده ، و در اصول از مرحوم آقاى نائينى و سپس بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد حسين كمپانى اصفهانى فايده برده بودند، هم مدت استفاده شان از مرحوم اصفهانى بيشتر بود و هم استفاده هاى جنبى ديگر.))(2)
سير و سلوك و عرفان
آيت الله بهجت ، در ضمن تحصيل و پيش از دوران بلوغ ، به تهذيب نفس و استكمال معنوى همت گمارده ، و در كربلا در تفحص استاد و مربى اخلاق برآمده و به وجود آقاى قاضى كه در نجف بود پى مى برد و پس از مشرف شدن به نجف اشرف از استاد برجسته خويش حضرت حاج شيخ محمد حسين اصفهانى (كمپانى ) استفاده هاى اخلاقى مى نمايد.
آيت الله مصباح حفظه الله در اين باره مى گويد:
((پيدا بود كه از نظر رفتار هم خيلى تحت تاءثير مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهانى بودند، چون گاهى مطالبى را از ايشان با اعجابى خاص نقل مى كردند و بعد نمونه هايش را ما در رفتار خود ايشان مى ديديم . پيدا بود كه اين استاد در شكل گرفتن شخصيت معنوى ايشان تاءثير بسزايى داشته است .))
هم چنين در درس هاى اخلاقى آقا سيد عبدالغفار در نجف اشرف شركت برجسته و از آن استفاده مى نمود، تا اينكه در سلك شاگردان آيت حق ، عالم ربانى ، عارف نامى ، نادره روزگار، مربى نفوس مستعده ، حضرت آيت الله سيد على قاضى - رضوان الله تعالى عليه - در آمده و در صدد كسب معرف از ايشان بر مى آيد، و در سن 18 سالگى به محضر پر فيض عارف كامل حضرت آيت الله سيد على آقاى قاضى (رحمه الله ) بار مى يابد، و مورد ملاطفت و عنايات ويژه آن استاد معظم قرار مى گيرد و در عنفوان جوانى چندان مراحل عرفان را سپرى مى كند كه غبطه ديگران را بر مى انگيزد.
آيت الله مصباح حفظه الله مى فرمايد:
((ايشان از مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى مستقيما در جهت اخلاقى و معنوى بهره برده و سال ها شاگردى ايشان را كرده بودند. آيت الله قاضى از كسانى بودند كه ممحض در تربيت افراد از جهات معنوى و عرفانى بودند، مرحوم علامه طباطبايى (قدس سره ) و مرحوم آيت الله آقا شيخ محمد تقى آملى و مرحوم آيت الله آقا شيخ على محمد بروجردى و عده زيادى از بزرگان و حتى مراجع در جنبه هاى اخلاقى و عرفانى از وجود آقاى قاضى بهره برده بودند. آيت الله بهجت از اشخاص ديگرى نيز گهگاه نكاتى نقل مى كردند مثل مرحوم آيت الله آقا شيخ مرتضى طالقانى و ديگران .....
خود آقاى بهجت نقل مى كردند: شخصى در آن زمان در صدد بر آمده بود كه ببيند چه كسانى سحر ماه مبارك رمضان در حرم حضرت امير (عليه السلام ) در قنوت نماز وترشان دعاى ابوحمزه ثمالى مى خوانند، آن طور كه خاطرم هست اگر اشتباه نكنم كسانى را كه مقيد بودند اين عمل را هر شب در حرم حضرت امير (عليه السلام ) انجام بدهند شمرده بود و بيش از هفتاد نفر شده بودند.
به هر حال ، بزرگانى كه تقيد به جهات عبادى و معنوى داشتند در آن عصرها زياد بودند. متاءسفانه در عصر ما كمتر اين نمونه ها را مشاهده مى كنيم . البته علم غيب نداريم ، شايد آن كسانى كه پيش تر در حرم ها اين عبادت ها را انجام مى دادند حالا در خانه هايشان انجام مى دهند، ولى مى شود اطمينان پيدا كرد كه تقيد به اعمال عبادى و معنوى سير نزولى داشته و اين بسيار جاى تاءسف است .))
يكى ديگر از شاگردان آقا (حجت الاسلام و المسلمين آقاى تهرانى ) جريان فوق را به صورت ذيل از حضرت آيت الله بهجت براى نگارنده نوشته است :
شخصى در آن زمان شنيده بود كه در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امير (عليه السلام ) در قنوت نماز وترشان دعاى ابوحمزه ثمالى را مى خواندند، آن شخص تصميم گرفته بود ببيند در زمان خودش چند نفر اين كار را انجام مى دهند، رفته بود و شمارش كرده و ديده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقليل پيدا كرده و مجموعا پنجاه نفر (آن طور كه بنده تهرانى به ياد دارم ) در حرم (اعم از نزديك ضريح مطهر، و رواق هاى اطراف ) دعاى ابوحمزه را در دعاى نماز وتر خود قرائت مى كنند.(3)
فلسفه
آيت الله بهجت ، اشارات ابن سينا و اسفار ملاصدرا را نزد مرحوم آيت الله سيد حسين باكوبه اى فراگرفته است .(4)
هجرت به قم
ايشان پس از تكميل دروس ، در سال 1363 (هجرى قمرى ) مطابق با 1325 (هجرى شمسى ) به ايران مراجعت كرده و چند ماهى در موطن خود فومن اقامت گزيد و بعدا در حالى كه آماده بازگشت به حوزه علميه نجف اشرف بود، قصد زيارت حرم مطهر حضرت معصومه (عليهماالسلام ) و اطلاع يافتن از وضعيت حوزه قم را كرد، ولى در طول چند ماهى كه در قم توقف كرده بود، خبر رحلت استادان بزرگ نجف ، يكى پس از ديگرى شنيده مى شد، لذا ايشان تصميم گرفت كه در شهر مقدس قم اقامت كند.
در ق