يا! در آن زمان هيچ كس در آنجا نبود و من اين را به كسى نگفته ام ، آقا از كجا فهميد. بلافاصله گفت : اشهد ان لا اله الا الله ، و ان محمدا رسول الله ، و ان عليا اميرالمؤ منين ولى الله و وصى رسول الله و شيعه شد.(85)
ابتلاء مؤ منان
قبل از وقوع جنگ ، طايفه اى از جن براى نصرت حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) به خدمت آن حضرت آمدند و عرض كردند: اگر اجازه دهيد، ما مى توانيم اين لشكر را از شما دفع كنيم ، حضرت فرمود:
و اذ اقمت بمكانى ، فبماذا يبتلى هذا الخلق المتعوس ، و بماذا يختبرون ؟!...نحن والله اءقدر عليهم منكم .(86)
اگر من در جاى خود بمانم ، پس اين خلق نابود شده با چه چيز آزموده و مورد ابتلا واقع شوند؟!... به خدا سوگند، ما بهتر از شما مى توانيم آن ها را نابود كنيم .(87)
تسبيح امام سجاد (عليه السلام )
در زمان اسارت اهل بيت (عليهم السلام ) تسبيحى است كه حضرت آن را مى چرخاند، لذا به امام اعتراض كرد كه چرا كار بيهوده انجام مى دهى ؟! امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: از پدرم شنيدم كه : جدم (صلى الله عليه و آله و سلم ) كان اذا اءصبح و اءمسى يقول : اللهم انى اءصبحت و اءمسيت اءسبحك و اءمجدك و اءحمدك و اءهللك و اءكبرك بعدد ما اءدير به سبحتى .(88)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هر صبح و شام مى فرمود: خداوندا، صبح و شام كردم در حالى كه تسبيح و تمجيد و ستايش و تهليل و تكبير تو را مى گويم به تعداد گرداندن تسبيحم .
و سپس تسبيح خود را بر مى گرداند. هر كس اين كار را انجام دهد، براى او اجر تسبيح نوشته مى شود و نيز براى او مايه فرج و گشايش ‍ است .(89)
اشعار امام حسين (عليه السلام )
و ما علمنه الشعر(90) ((ما به او (رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) شعر نياموختيم .)) اختصاص به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دارد كه قرآنى كه آورده شعر نيست ، وگرنه از ائمه اطهار (عليهم السلام ) فى الجمله شعر داريم (91) امام حسين (عليه السلام ) در مواقع و مقام هاى مناسب شعر سروده است .(92)
نسب سفيانى
تازگى ديدم كه در يكى از كتاب هاى عامه نوشته است : نسب سفيانى به واسطه يزيد و معاويه ، به ابى سفيان نمى رسد، بلكه به واسطه يكى از برادران معاويه ، به ابى سفيان مى رسد(93). هم چنين در آن كتاب آمده است : وقتى سفيانى مى آيد، هر كس كه نام او محمد، حسن ، حسين ، زينب ، ام كلثوم است و نيز تعداد زياد از زن هاى حامله را مى كشد.(94)
كرامت امام حسين (عليه السلام )
در صفين وقتى لشكر معاويه بر آب مسلط شدند، آب را بر آن حضرت و اصحابش بستند، اما وقتى كه حضرت مسلط شد، به آن ها آب داد و مانع نشد(95) آيا تا به حال ديده يا شنيده شده كه كسى در وقت جنگ ، به دشمن خود آب بدهد؟!
در زمان پادشاهى روسيه ، در جنگ جهانى اول هرچه لشكر براى جنگ با آلمان مى رفتند برنمى گشتند، يك بار وقتى قطار پر از جوان مى خواست براى جنگ حركت كند، مادران آن ها جلوى قطار خوابيدند تا مانع حركت او شوند، از مسكو كسب تكليف كردند، دستور رسيد كه با قطار از روى مادرها عبور كنيد.
معمول بود كه در وقت جنگ و حمله چند نفر نگهبان مى گذاشتند تا كسى فرار نكند؛ اما امام حسين (عليه السلام ) در شب عاشورا فرمود:
انتم فى حل من بيعتى (96)
بيعت خود را از شما برداشتم .
اين قوم با من كار دارند، هركه مى خواهد برود. تعداد لشكر امام حسين (عليه السلام ) در شب عاشورا قريب هزار نفر بود، شب عاشورا ده نفر، ده نفر بعضى با خداحافظى و بعضى حتى بدون خداحافظى از ركاب آن حضرت دور شدند و رفتند!(97)
هم چنين سيدالشهداء (عليه السلام ) به حضرت مسلم (رحمه الله ) فرموده بود كه با مهربانى رفتار كند و شايد سبب كشته شدن و شهادت حضرت مسلم ، همين بوده كه اذن جنگ نداشته وگرنه در ((دارالاماره )) و مقر ابن زياد بيشتر از بيست نفر نبود و حضرت مسلم مى توانست آن ها را محاصره كند.(98)
شفاعت از شمر
مرحوم دربندى (99) در حرم كربلا خطاب به امام حسين (عليه السلام ) عرض ‍ مى كرد: ((به حق مادرت زهرا، از شمر شفاعت مكن !))
از ايشان پرسيدند: ((مگر حضرت از شمر هم شفاعت مى كند؟))
جواب داد: ((امكان دارد؛ زيرا اين ها مظهر رحمت پروردگارند.))(100)
علاقه به مرگ
در كلمات اميرمؤ منان على (عليه السلام ) آمده است كه فرمود: والله لابن ابى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى امه (101)
به خدا سوگند، قطعا علاقه پسر ابى طالب به مرگ ، از علاقه كودك به پستان مادر بيشتر است .
و در كلمات سيدالشهداء (عليه السلام ) آمده است :
و ما اءولهنى الى اءسلافى ! اشتياق يعقوب الى يوسف (102)؛ ((چه قدر به گذشتگانم علاقه مندم و سرگشته ام ! بسان علاقه حضرت يعقوب به حضرت يوسف (عليه السلام ) ))
هم چنين به هنگام خروج از مكه و حركت به سوى كربلا طى نطقى فرمود:
من كان باذلا فينا مهجته ، موطنا على لقاء الله نفسه ، فليرحل معنا.(103)
هر كس مى خواهد جان خود را درباره ما بذل كند و خود را براى ملاقات با خدا آماده كرده است ، با ما كوچ كند.
يعنى همه را به جهاد و جنگ و كشته شدن دعوت مى نمود.(104)
پيروزى ائمه
فاطمه زهرا (عليه السلام ) با همان وصيتى كه كرد شبانه دفن شود(105) پيروز شد و پيروز است . بعد از شهادت حضرت حسين بن على (عليه السلام ) حضرت زينب (عليه السلام ) در اسارت آن چنان مردانه خطبه مى خواند كه گويى در تخت سلطنت قرار دارد. امام سجاد (عليه السلام ) در حال اسارت و در حالى كه غل جامعه (106) به گردن داشت ، به سائل ، شاهانه كمك مى كند. ما چنان بزرگانى (مرد و زن ) داريم كه همه چيز ما از آن هاست ، ولى گويا آن ها را نداريم !(107)فصل دوم : محبت و توسل
ثواب زيارت سيدالشهداء (عليه السلام )
مگر ثواب زيارت سيدالشهداء را ما مى دانيم چه خبر است ؟! مگر مى دانيم رواياتى كه درباره زيارت سيدالشهداء وارد شده ، به كجا رسيده است ؟! هيچ مى توانيم بگوييم كان كمن زار الله فى عرشه (108): ((زاير امام حسين (عليه السلام ) در شب جمعه مانند كسى است كه خدا را در عرشش زيارت كند))، يعنى چه ؟ آيا ما از اين ها مى فهميم ؟! يا همين بكاء بر سيدالشهداء (عليه السلام ) ثوابش چه اندازه است ؟ آيا مى توانيم حدى برايش بگوييم كه ديگر از آن بالاتر نيست ؟ (ارزش ) بكاء به حدى است كه مى گويند: ((همين كه اشك مختصرى از اذن دخول سيدالشهداء (عليه السلام ) آمد فتلك الدم علامه الاذن : آن اشك علامت اذن دخول است ؛ يعنى داخل بشو.)) آخر من چشمم اشك بيايد، چه ربطى است كه آن ها اذن دادند! آيا معلوم است كه اين قضايا چيست ؟
منتهى ، چيزى كه هست ، اين است كه ما حالا به امثال معاويه گرفتاريم كه همه جور حرف از او هست ، حتى كلمه كفر!(109)
آداب زيارت
يك بار با چند نفر از رفقا عازم زيارت ثامن الائمه (عليه السلام ) بوديم ، رفتيم خدمت ايشان و راجع به آداب زيارت سؤ ال كرديم . ايشان بعد از قدرى ، تاءنى فرمودند: ((اهم آداب زيارت اين است كه بدانيم بين حيات و ممات معصومين (عليهم السلام ) هيچ فرقى وجود ندارد.))
و غير از اين جمله چيز ديگرى نفرمودند. بعد وقتى با رفقا تاءمل و صحبت كرديم ، ديديم شايد بتوان اهم و بلكه تمام آداب زيارت را در اين جمله خلاصه كرد!(110)
از واضحات است كه خواندن 