ز بيشترساكنانش بيعت گرفته بود...)).(155)
گـفـتـار سـيـد شـريـف مـرتـضـى بـر مـبـنـاىاهل تسنن استوار است كه معتقدند امام نيز همانند ديگر مردم بر پايهگمان خويش عمل مى كند و به خاطر اجتهادش پاداش مى گيرد، خواهبـه خـطـا رفـته باشد و يا به صواب ؛ جز اين كه پاداش او برانـتـخـاب صـواب بـيـشتر است . امام از آغاز بر سرنوشت خود آگاهنبود! و به سبب نامه هاى كوفيان قيام كرد.
چنين به نظر مى رسد كه دليل اين پاسخ شريف مرتضى ـ كه خوديكى از متكلمان بزرگ شيعى است ـ به آن پرسش ها اين است كه مىخـواهـد عـقـل اهـل سـنـت بـغـداد آن روز را كـه اكـثـريـت شـهـر راتـشـكـيـل مـى دادنـد مـتقاعد سازد؛ وگرنه اين پاسخ با اعتقاد شيعهدربـاره امـامـت و ايـن كـه ائمـه بـا عـلم خـدادادى ، گـذشـتـه وحـال و آيـنـده را تـا روز قـيـامـت مى دانند مخالف است . علاوه بر اينروايـت هـاى فـراوان حـاكـى از آن اسـت كـه امـام (ع ) از سـرنوشت وشـهـادتش آگاه بود و حتى در دوران كودكى از اين موضوع خبر مىداد.
وانـگـهـى قـيـام امـام حسين (ع ) و خوددارى از بيعت با يزيد به سببنـامـه هـايى كه كوفيان پس ‍ از مرگ معاويه برايش نوشتند نبود؛زيرا قدر مسلم اين است كه اين نامه ها، پس از خوددارى امام از بيعت وقـيـام و بـيرون آمدن از مدينه و ورود به مكه و پس از حدود 45 روزاقامت در آن شهر به وى رسيد.عمره ، تمتع يا مفرده
آيا امام (ع ) احرامش را از عمره تمتع به عمره مفرده تغيير داد؟
يـا ايـن كـه چـون مـى دانـسـت سـتـمـكـاران به زودى از اتمام حج وىجلوگيرى خواهند كرد از همان آغاز احرام مفرده بست ؟
آنـچـه از ظاهر برخى متون تاريخى (156) و از صريحگـفـتار برخى مورخان برمى آيد اين است كه امام احرامش را از عمرهتمتع به عمره مفرده تغيير داد.
ولى ظـاهـر و بـلكه صريح برخى از نصوص صحيح حاكى از آناسـت كـه امام (ع ) از همان آغاز وارد عمره مفرده شد؛ و تغيير در احرامبـه كـار نـبـوده است . اين نظر را فقيهانى همچون سيد محسن حكيم وآقاى خويى و آقاى سبزوارى پذيرفته اند و برخى مورخان هم بهآن اشاره كرده اند.(157)
فـقـيـهان مساءله حكم خروج از مكه را براى كسى كه به قصد عمرهمـفـرده آمـده و تـا مـاه ذى حـجه در مكه مانده است ، مورد بحث قرار دادهاند. ابن براج گويد: چنانچه روز ترويه را درك كند واجب است كهحـج بـه جـاى آورد.(158) ايـن گـفـتـه ازاقـوال نـادر اسـت . صـاحـب جواهر قايل به استحباب شده است ؛ بهويـژه هـنـگـامـى كـه زائر تـا مـاه ذى حـجـه اقـامـت كرده باشد و بهخـصـوص اگـر تـا روز تـرويـه ، يعنى هشتم ذى حجه در مكه ماندهباشد.(159)
بـرخـى از روايـات هـم كه مفادشان حرمت خروج است ، با توجه بهبرخى روايات ديگر از جمله خبر يمانى كه مى گويد، امام حسين (ع) يك روز پيش از ترويه ، در حالى كه احرام عمره بسته بود خارجشد، حمل بر كراهت شده اند.
در ايـنـجـا نـخـسـت بـرخـى از روايـات و سـپـس گـفـتـار فـقـيـهان رانقل مى كنيم :
1ـ كـليـنـى : ((عـلى بـن ابـراهـيـم ، از پـدرش ، ومـحـمـد بـناسـمـاعـيـل ، از فـضل بن شاذان از حماد بن عيسى از ابراهيم بن عمريـمانى نقل كرده اند كه چون از امام صادق (ع ) درباره مردى كه درمـاه هـاى حج به عمره رفته و سپس به شهر و ديار خود بازگشتهاسـت پـرسـيـده انـد؛ فـرمـود: اشـكـالى نـدارد؛ و چـنـانـچـه از آنسـال بـه حـج رود و سـپـس عـمـره مـفـرده بـه جـاى آورد، خـونى برگردنش نيست . همان طورى كه حسين بن على (ع ) ـ در حالى كه بهقـصـد عـمره وارد شده بود ـ يك روز پيش از ترويه به عراق رفت.(160)
مفهوم اين روايت اين است كه امام حسين (ع ) روز خروج از مكه حتى بهاحرام عمره هم محرم نبود، چرا كه روز ورود به مكه مكرمه احرام عمرهبسته بود. دقت كنيد!
مـجـلسـى در كـتاب ((المرآة )) ازاين روايت به عنوان ((حَسن )) شبيهبه ((صحيح )) يادكرده است .(161)
شـيـخ طـوسـى نـيـز ايـن روايـت را در تـهـذيـب از كـليـنـىنـقـل كـرده اسـت ، ولى بـا ايـن تفاوت كه در آن آمده است : ((حسين درروز ترويه خارج شد)).(162)
مـجـلسـى در مـلاذ الاخيار از اين روايت نيز تعبير حسن و صحيح كردهاست .(163)
صـاحب جواهر گفته است : ((و در تهذيب آمده است : ((در روز ترويهبـيـرون رفـت ))؛ و شـايـد ايـن روايـت بـهدليـل وجـود روايـت صـحـيـح مـعـاويـه صـحـيـح تـرباشد...)).(164)
2ـ كـليـنـى : ((عـلى بـن ابـراهـيـم ، از پـدرش ازاسـمـاعـيـل بـن مـرار، از يـونـس ، از مـعـاويـة بـن عـمـّارنـقـل كـرده اند كه گفت : به امام صادق گفتم : فرق تمتع گزار وعـمـره گـزار در چـيـست ؟ فرمود: متمتع با حج مرتبط است ، اما عمرهگـزار چـون از عـمـره فراغت يافت ، هر جا بخواهد مى رود. حسين بنعـلى در ذى حـجـه عـمره به جاى آورد و در روز ترويه در حالى كهمردم به مِنا مى رفتند رهسپار عراق شد؛ و انجام عمره در ماه ذى حجهبـراى كـسـى كـه قـصـد حـج نـدارد، بـدوناشكال است .))(165)
مـجـلسـى در ((المـلاذ)) از ايـن روايـت تـعـبـيـر بـهمجهول كرده و گفته است : ((شايد مقصود فرمايش امام ، ((وعمره بهجـاى آورد)) عـمـره تـمتع نيز باشد. چون انسان در صورت ناچارىجـايـز اسـت كـه حـج را بـه عـمـره مـفـردهتـبـديـل كـنـد، هـمـان طـورى كـه حـسـيـن بـن عـلى (ع ) انـجـام داد.احـتـمـال هـم دارد كـه بـا آگـاهى از اين كه نمى تواند حج به جاىآورد، نـيـت عمره مفرده كرده باشد؛ و شايد اين نظر از خبر قوى ترباشد.))(166)
بـنـابـر ايـن مـجـلسـى دربـاره ايـن خـبـر دواحتمال مى دهد:
يكم : تبديل عمره تمتع به عمره مفرده .
دوم : حـضـرت از هـمـان آغـاز نـيـت افراد كرده بود و تغييرى در كارنبوده است .
بـه اعـتـقـاد مجلسى احتمال دوم از خبر قوى تر است ؛ ولى در بحاربـر احـتـمـال نـخـسـت تـصريح مى كند؛ و مى گويد: ((در برخى ازكـتاب هاى معتبر ديده ام ... [امام ] از احرام حج بيرون آمد و آن را عمرهمفرده قرار داد.))(167)
وى انـدكـى پـيش از اين در همين صفحه كتابش مى گويد: ((و همچنينپـس از بـردن ظـن قـوى بـر ايـن كـه قـصـدقـتـل و تـرورش را دارند، از مكه بيرون آمد. حتى براى آن حضرت ـجـان مـن و پـدر و مـادر و فـرزنـدانـم فـدايش باد ـ ممكن نشد كه حجخـويـش رابـه پـايـان بـرسـانـد، در نـتـيـجه از احرام بيرون آمد وترسان و مراقب از مكه خارج شد...)).(168)
گفتار برخى فقيهان
1ـ سـيد محسن حكيم در مستمسك عروة الوثقى گويد: ((... اما آنچه دربـرخـى مـقاتل آمده است كه امام (ع ) عمره اش را عمره مفرده قرار داد ـيـعـنـى عـمـره اش تـمـتـع بـود و آن را بـه مـفـردهتـبـديـل كـرد ـ چـيـزى نـيـسـت كـه در مـقـابـل اخـبـارمنقول از اهل بيت (ع ) پذيرش آنها درست باشد.))(169)
2ـ سبزوارى در مهذب الاحكام گويد: ((... چنان كه به وسيله اين دوروايـت ـ روايـت يـمـانـى و روايـت معاوية بن عمار ـ ، آنچه در برخىمقاتل آمده است مبنى بر اين كه حسين (ع ) حج تمتع را به عمره مفردهتبديل كرد، از اعتبار ساقط مى شود. زيرا از ظاهر اين دو روايت چنينبـر مـى آيـد كـه حـضـرت از هـمـان آغـاز آهـنگ ح