ت و من به قصد قربت و به داعى و انگيزه امر او تا به اين جا آمده ام و متحمل اين همه خسارت شده ام ، ارتكاب حرام را جايز نمى داند و به داعى و انگيزه نهى و زجر او بايد دوباره بدون هيچ گونه نگرانى و ناراحتى برگردم ؛ چرا كه من بنده ام و مى خواستم زيارت حضرت سيدالشهداء
(عليه السلام ) را براى رضاى خدا انجام دهم ، نه براى خواهش دل خود. و اگر براى خدا است ، خدا مى فرمايد: كار حرام را انجام نده و به زيارت مرو، لذا بايد امتثال نمايم و براى او به زيارت نروم ؛
ولى اگر اين طور نكرد و برنگشت ، يقينا ناقص الايمان است ؛ زيرا خداوند سبحان مى فرمايد:
فلا و ربك لايؤ منون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا فى اءنفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما(133)
پس به پروردگارت سوگند، ايمان نمى آورند، مگر اين كه در اختلافى كه ميان آن ها پيش آمده تو (=پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ) را حاكم كنند، سپس از آن چه قضاوت نمودى در دل خود هيچ دلتنگى احساس نكنند، و چنان كه بايد خود را تسليم (خدا و حكم تو كنند.)(134)
نداى ياحسين
برخى از فرقه هاى اسلامى ، زمانى مى خواستند شهرى را غارت و قتل عام كنند، لذا رييس لشكر آن ها پرسيد: آيا در اين شهر شيعه وجود دارد؟ گفتند: سه نفر شيعه در اين شهر است . آن ها كه كافرند چون عباد على (عليه السلام ) هستند،(135) بقيه هم كه آن ها را راه داده اند، كافرند!
با اين كه خودم در عرفات و منى شنيدم كه مى گويند: يا على ، يا حسن ، يا حسين ...آيا اين ها هم مشركند؟! آيا تمام كسانى كه در خانه خود، پسر، دختر و... خود را صدا مى زنند و يا چيزى از آن ها مى خواهند، مشرك هستند؟!(136)
دستوراتى براى شفا از بيمارى
اين كارها را به اين نيت كه اگر مرگ بيمار، حتمى نيست ، به وسيله اين ها شفا يابد، انجام دهيد(137):
1. مقدار كمى از خاك پاك مدفن سيدالشهداء (عليه السلام ) را در آب زمزم مخلوط كرده و هفتاد مرتبه سوره مباركه ((حمد)) بر آن بخوانيد و در نوبت هاى متعدد، هر روز به بيمار بخورانيد - تا زمانى كه شفا يابد.
2. به فقيران ((متعدد)) صدقه بدهيد - گرچه صدقه اى كه به هر كدام مى دهيد، كم باشد.
3. روزى هفت بار سوره مباركه ((حمد)) را به نيت شفاى او بخوانيد.
4. هر كس نزد بيمار مى رود، براى شفايش سوره مباركه ((حمد)) را بخواند.
5. بيمار را به مشاهد مشرف (مزار معصومان (عليهم السلام ) و...) ببريد و اگر نمى تواند، همين طور نيت و توجه كند كه به آن مشاهد رفته (و زيارت كند) و همين كه به نيت شفا يافتن به آن زيارتگاه برود، كافى است .
6. در حضور بيمار، مرثيه بخوانيد به طورى كه او منقلب و متاءثر شود.
7. حديث كساء را (مكررا) براى شفاى او بخوانيد. (و هنگام خواندن در مجلسى كه اين حديث را مى خوانيد، عود روشن كنيد.)
8. گوسفند نذر فقيران كنيد.
9. بيمار پس از نماز صبح ، دو ركعت نماز حاجت خوانده و پس از آن سه بار بگويد: اللهم اشفنى بشفائك و داونى بدوائك و عافنى بعافيتك من بلائك فانى عبدذك و ابن عبدك : ((خداوندا! مرا با شفاى خودت ، شفا ده و با درمان خودت ، درمان كن و از گرفتارى ات ، نجات و رهايى بخش ! چرا كه من بنده تو و فرزند بنده توام !)) و پس از آن ، يك بار هم بگويد: بحرمه الامام الكاظم (عليه السلام ): ((به حرمت و آبرو و مقام امام كاظم (عليه السلام ) )).(138)
تربت امام حسين (عليه السلام )
تعظيم تربت كربلا و سجده ، تعظيم عليه است نه له .(139) تعظيم ضريح پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم )، هم مثل استقبال و تعظيم كعبه ، تعظيم اليه است نه له (140) با اين حال ، برخى از فرقه هاى اسلامى اطراف ضريح رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را گرفته و چهار ميخه كرده اند!(141)
بوسيدن عتبه
مسلمانان در شاءن اهل بيت (عليه السلام ) در غايت اختلاف اند، چنان كه در مورد قرآن نيز چنين هستند. برخى آن قدر ضعيف هستند كه در بوسيدن ضريح آن ها شك و اعتراض دارند.
آقايى ظاهرا به مرحوم شيخ انصارى كه حرم يا ضريح را بوسيد، اعتراض ‍ كرد كه آقا شما هم ؟! برعكس مرحوم دربندى به ايشان گفت : آقا كار شما براى مردم حجت است ، وقتى به حرم مى روى ، ضريح حرم حضرت ابوالفضل (عليه السلام ) را ببوس . شيخ در جواب فرمود: عتبه درب را مى بوسم كه گرد و خاك پاى زوار است ! در يكى از زيارت حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) آمده است :
ثم قبل الضريح من اءربع جوانبه .(142)
سپس ضريح را از چهار سويش ببوس .(143)
مكانى معنوى
از جاهايى كه خيلى با صفا و روحانيت است ، خيمه گاه سيدالشهداء (عليه السلام ) در كربلا است . در فضاى آن كه اطرافش در قديم ساختمان بود، خيلى روحانيت ديده مى شد!(144)
پيام سلمان !
گفته اند: زهير بن قين ((رضوان الله تعالى عليه )) نقل كرده كه با شادى و همراه با غنايم جنگى از غزوه اى برمى گشتيم كه سلمان ((رضوان الله تعالى عليه )) به ما فرمود: اذا اءدركتم سيد شباب اهل الجنه ، فكونوا اءشد فرحا بقتالكم معه ؛ ((هرگاه زمان سرور جوانان اهل بهشت ((امام حسين (عليه السلام ) )) را درك كرديد، از يارى كردن به او بيشتر شادمان باشيد.))
هرچند بعضى احتمال داده اند كه مقصود از سلمان ، غير از سلمان فارسى ((رضوان الله تعالى عليه )) است .(145)
شكايت به حضرت مسلم (عليه السلام )
شخصى گفت : در تاريكى - به گمانم - بر روى يكى از جنيان پا گذاشتم و آن جنى در اثر آن تلف شد از اين رو آن ها مرا اذيت مى كردند، تا اين كه در راه نجف و كوفه با آن ها برخورد كردم و گفتم : شكايت شما را به حضرت مسلم (عليه السلام ) مى كنم . بسيار اصرار كردند كه نكن ، ولى من شكايت كردم و شنيدم حضرت مسلم (عليه السلام ) آن ها را تعزير مى كند! و مى فرمايد: كه بايد به گونه اى ظاهر شويد كه او نفهمد و شما را نبيند و...(146)
پيشگويى امام (عليه السلام )
حاجى تاج ، واعظ معروف كه منبرهاى عجيبى در ايران مى رفت ، در زمان خود او از او نقل كردند: در زينبيه اقامت نموده و منزل كرده بودم ، گفتم : خوب است در حرم بمانيم ، كليددار حرم را ديدم و كليد را از او گرفتم و شب را در حرم ماندم تا اين كه مى گويد: شنيدم سه بار گفته شد:
هذا قبر زينب بنت اءميرالمؤ منين المكناه بام كلثوم اين جا قبر زينب دختر اءميرالمؤ منين (عليه السلام ) است كه كنيه اش ام كلثوم مى باشد.
البته حضرت زينب (عليهاالسلام ) كه كنيه اش ام كلثوم است ، غير از ام كلثومى است كه در مدينه با پسرش در يك قبر مدفون است ، زيرا به فرمان يزيد بين ايشان و شوهرش جدايى انداختند، چون عامل يزيد مى ترسيد كه اهل مدينه با بودن حضرت زينب (عليهاالسلام ) در آن جا شورش كنند، لذا حضرت زينب (عليهاالسلام ) به اجبار يا اختيار خود مصر را اختيار كردند. به مصر رفتند و مدفن ايشان در مصر است .
سؤ ال : چرا حضرت زينب به جاى مصر، كربلا را اختيار نكردند؟
جواب : زيرا كربلا در آن زمان هنوز آباد و مسكونى نبود، هرچند در روايت امام سجاد (عليه السلام ) آمده است كه فرمود: ((گويا مى بينم كه در زمين كربلا قصر، دكان و بازار برقرار شده است و زوار از نواحى مختلف براى زيارت سيدالشهداء (عليه السلام ) مى آيند.(147)
كرامت زينبيه
نقل شده است : گروهى در زينبيه (148) حاضر 