 را خواند. پرسيدند: ((اين چه نمازى است كه شما بعد از نماز جمعه مى خوانيد؟)) حضرت فرمود: انها ركعات متشابهات : ((اين دو ركعت هم شبيه به آن دو است ))!(234)
امام (عليه السلام ) را نخواستيد، فطر و اضحى را مى خواهيد چه كار؟
در روايت آمده است كه وقتى سيدالشهدا (عليه السلام ) را شهيد نمودند خداوند متعال به ملكى دستور داد كه ندا دردهد:
ايتها الامه الظالمه القاتله عتره نبيها، لا وفقكم الله تعالى لفطر و لا اءضحى (235)؛ ((اى امت ستمكارى كه نواده پيامبرتان را كشتيد، هرگز خداوند متعال ، شما را به عيد فطر و قربان موفق نگرداند!))
گويا اين دعا بايد مصداق داشته باشد، لذا اگر چه در رؤ يت هلال ماه مبارك رمضان راه احتياط براى شيعه وجود دارد كه تا ثابت نشده روزه مى گيرند، ولى با احتياط، فطر و اضحى درست نمى شود. در واقع اين روايت مى خواهد بگويد كه امام (عليه السلام ) را نخواستيد، فطر و اضحى را مى خواهيد چه كار؟(236)
بيانات حضرت آيت الله العظمى بهجت
در جمع مداحان اهل بيت (عليهم السلام )
(ذى الحجه الحرام 1420)
آقايان مداح و ذاكر اهل بيت (عليهم السلام ) كه مبتلا هستند به اين شغل و كار، مشغول باشند به مداحى اهل بيت (عليهم السلام )، به ذكر فضائل آن ها و مطاعن اعداء اهل بيت (عليهم السلام ) و مصائبى كه بر ايشان وارد شده است .
همه اين ها (مداحان ) بايد بدانند در چه موقفى هستند؟ چه كارى را دارند انجام مى دهند؟ براى چه اين كارها را مى كنند؟ بايد بدانند كه همان مودت ذى القربى را كه در قرآن هست ، دارند پياده مى كنند، چه ذكر فضائل اهل بيت (عليهم السلام ) باشد و چه ذكر مصائب آن ها؛ همه اينها ادا كردن اجر رسالت است ؛ تثبيت كردن مردم به ((قرآن )) است .
چرا؟ (زيرا) كه در قرآن هست : قل لا اءسئلكم عليه اءجرا الا الموده فى القربى (237) اگر كسى بگويد: ((ما قرآن را مى خواهيم و مى گيريم ، اما به اهل بيت كارى نداريم ، چه كار داريم به اهل بيت ؟))
حسبنا كتاب الله مى گوييم : (( (آيا مى شود) كتاب الهى كه در آن الا الموده فى القربى هست ، قبول داشته باشيد ولى بگوييد به اهل بيت كارى نداريم ؟ كتاب الله كه در آن آيه اءليوم آكملت لكم دينكم و اءتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلم دينا(238)
هست و شما هم آن را مى خوانى ، آيا اكمال محقق مى شود بدون ولايت اهل بيت (عليهم السلام )؟
در قرآنى كه مى گوييد آن را قبول داريم ، آيه انما وليكم الله و رسوله و الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤ تون الزكوه و هم راكعون (239) هست ؛ يا اين كه در قرآن شما اين آيه ها نيست ؟!
بله اگر در قرآن شما اين آيه ها نباشد، ممكن است بگوييد ما قرآن را مى گيريم ، ولى در قرآن كه اين آيه ها نيست .
پس ، بايد بدانيم كه يك واجب بزرگى بر دوش همه است ، معلمين به وسيله تعليم و مادحين به عمل اين ها بفهمانند كه از محبت اهل بيت (عليهم السلام ) نبايد دست برداشت ؛ همه چيز توى محبت است ، اگر چيزى داريم از محبت است .
اگر ما خدا را دوست داشته باشيم ، آيا ممكن است دوستانش را دوست نداشته باشيم ؟ آيا ممكن است اعمالى را كه او دوست دارد، دوست نداشته باشيم ؟
آيا چنين چيزى ممكن است كه كسى دوست خدا باشد، اما دوست دوستان خدا نباشد؟ دوست اعمالى كه خدا دوست دارد نباشد؟ آيا مى شود دوست اعمالى كه خدا دشمن دارد باشد؟ آيا چنين چيزى ممكن است ؟ قهرا كسى كه گفته : حسبنا كتاب الله (مى گويد) خير نه وصيتى و نه هيچ چيز ديگرى لازم نيست . (اين حرف ) دروغ واضح و آشكار است ؛ مثل اينكه در روز بگويد حالا شب است ، يا در شب بگويد حالا روز است .
كتاب الله كه پر است از ياءيها الذين ءامنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين (240) و امثال آن ؛ كتاب الله كه متقين و فاسقين را در دو صف قرار داده است ، ببينيد متقين كيانند؟ فاسقين كيانند؟ راستگويان كيانند دروغگويان كيانند؟
آيا مى شود تفكيك كرد. اين مثل اين است كه بگويند ما نصف قرآن را قبول داريم و نصف ديگرش را قبول نداريم كما اين كه نصارا و يهود از دوستانشان در سيصد سال قبل معاهده گرفته اند كه لعن يهود و نصارى بايد از قرآن حذف شود و غير از خداپرستى چيز ديگرى در قرآن نباشد!
آيا چيزى را كه تنصيفش كنيم قرآن است پس شايد بگويند خداپرستى هم لازم نيست در قرآن باشد همين كه انسان كسى را نكشد كسى را نيازارد كافى است خداپرستى هم لازم نيست بت پرست ها هم بگويند ما هم نكاحى داريم ، سفاحى داريم ، مال مردم خورى داريم و... بالاخره يك چيزهايى را آن ها قائلند - اما اين كه خدا يكى باشد نه اين بت ها شفائنا عند الله اگر بنا باشد بر تبعيض اكثر مردم اصلا خداپرست نيستند اكثر مردم بت پرستند دين خدا تبعيضى نيست ، يا بايد همه اش را بگيرى يا هيچ چيزش را نگيرى .
در زمانى يك مرد ناجورى بود، وصيت كرد وقت مردنش به بچه هايش كه اى بچه ها اينهائى كه شما را دعوت مى كنند به خداپرستى و ديندارى تا مى توانيد انكار كنيد اگر مغلوب شويد در برابر مدعى كه خدايى هست ديگر از شر اين ها راحت نيستيد بايد تابع اين ها شويد كه اگر بگويند زن بايد از باطن دست وضو بگيرد و مرد از ظاهر دست ديگر نمى توانيد مخالفت كنيد و تا آخر اين مطلب ادامه پيدا مى كند.
پس قهرا اين كسانى كه مى گويند اين مداحى چيست ؟ مصيبت خوانى چيست ؟ اشك ريختن چيست ، اين قدر نادان هستند نمى فهمند كه اين اشك طريقه تمام انبياء (عليهم السلام ) بود براى شوق لقاءالله ، براى تحصيل رضوان الله و مساءله دوستان خدا هم از همين باب است . محبت اين ها هم اگر در فرح اينها و مصيبت و حزنشان اشك آورد، اين هم همانطور است .فصل پنجم : دستورالعمل ها
(1)
جماعتى هستند كه وعظ و خطابه را كه مقدمه عمليات مناسبه مى باشند، با آن ها معامله ذى المقدمه مى كنند، كاءنه دستور اين است كه : ((بگويند و بشنوند، براى اين كه بگويند و بشنوند!)) و اين اشتباه است .
تعليم و تعلم ، براى عمل ، مناسب است و استقلال ندارند. براى تفهيم اين مطلب و ترغيب به آن ، فرموده اند: كونوا دعاه الى الله بغير السنتكم با عمل بگوييد و از عمل ياد بگيريد و عملا شنوايى داشته باشيد.
بعضى مى خواهند معلم را تعليم نمايند، حتى كيفيت تعليم را از متعلمين ياد بگيرند.
بعضى ((التماس دعا)) را دارند، مى گوييم ((براى چه ؟)) درد را بيان مى كنند، دوا را معرفى مى كنيم ، به جاى تشكر و به كار انداختن ، باز مى گويند: ((دعا كنيد!))
دور است آن چه مى گوييم و آن چه مى خواهند؛ شرطيت دعا را با نفسيت آن ، مخلوط مى كنند.
ما از عهده تكليف ، خارج نمى شويم ، بلكه بايد از عمل ، نتيجه بگيريم و محال است عمل ، بى نتيجه باشد و نتيجه ، از غير عمل ، حاصل شود، اين طور نباشد:
پى مصلحت ، مجلس آراستند 	  	نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا كند قوال نباشيم ، فعال باشيم ، حركت عمليه بدون علم نكنيم ، توقف با علم بكنيم .
آنچه مى دانيم بكنيم ، در آنچه نمى دانيم ، توقف و احتياط كنيم ، تا بدانيم ؛ قطعا اين راه ، پشيمانى ندارد.
به همديگر نگاه نكنيم ، بلكه نگاه به ((دفتر شرع )) نماييم و عمل و ترك را، مطابق با آن نماييم .
والسلام عليكم و رحمه ا