لب به علم و جهل ، دانستن و ندانستن ، عالم بودن و جاهل بودن ، دور مى زند. اصل مطلب ، از جهل اين بدبخت است . تو اى جاهل ! مى گويى : ((چيزى كه آتش شد ديگر ممكن نيست براى خاك خضوع بكند؟ )) آدم خاك به تنهايى است ؟ يا مجموع خاك و يك پاك ديگرى است . تو هم كه فقط آتش نيستى مثل آتش هاى جامد، روح دارى ، مكلفى ، يك آتش مكلف هستى . (خداوند) به تو فرمود: ((اسجدوا))، سجده نكردى ؛ قهرا مجموع روح و جسم انسان يا جن يا شيطان يا ملك مى شود.
اين بدبخت خيال كرد كه همين بدن او با بدن اين ، اين ظلمانى و آن نورانى است ؛ ديگر محال است نورانى براى ظلمانى سجده و خضوع كند؛ ديگر نمى داند كه اين ، نورانى است .
اى جاهل ! آيا نمى دانستى آن وقتى كه مجلس امتحان ، درس امتحان شد، تمام ملائكه ، عاجز بودند و عاجز ماندند از اسامى آن هايى را كه خداوند اشاره كرد اسم هاى اينها را بگوييد، يا خودشان ، يا ساير ملائكه ، يا ساير اشياء، همه عاجز بودند. (گفتند): ما خودمان از خودمان چيزى نداريم ؛ هر چيزى كه به ما ياد دادى بلد هستيم و هر چيزى را كه ياد ندادى بلد نيستيم . (خداوند) به آدم فرمود: ((تو بگو!)) (آدم ) تمام اسامى را بيان كرد.
حالا كه نفهميدى آدم بر تمام ملائكه - با آن همه عظمت ها و اختلاف مراتب در ملائكه - تفوق پيدا كرد و مقدم شد، و حال كه فهميدى كه آدم بر تو و همه ملائكه مقدم است ، باز هم ، خجالت نكشيدى ، باز هم گفتى : خلقنى من نار و خلقته من طين (246) ((مرا از آتش آفريدى و او را از گل آفريدى )). باز هم جاى اين (حرف ) است ؟ باز هم نفهميدى ؟!
ببينيد: ميزان ، علم و جهل است .
خوب ، اگر (تا به حال ) نفهميدى كه آدم بايد (به ) آنچه معلوماتش است عمل كند، از حالا توبه بكن ، اقلا حالا بپرس : ((آيا توبه من قبول مى شود يا نه ؟))
و على هذا، ببينيد چقدر ما غافليم ! چقدر ما به خودمان ظالميم كه واضحات را زير پا مى گذاريم ، مطلب همين است ، دائر مدار اين است كه اگر معلومات ما زير پا نباشد، مجهولات ما عملى نشود، كار تمام است .
معلومات را نبايد زير پا گذاشت ، آدم پشيمان مى شود، اگر به معلوماتش ‍ عمل كرد، ديگر روشن مى شود، ديگر توقف ندارد. اگر ديد باز هم توقف دارد، بداند -به طور يقين - بعضى از معلومات را زير پا گذاشته است ، كفشش ريگ دارد، خوب دقت نكرد كه اين ريگ را خارج كند:
من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم
والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا
و من عمل بما علم كفى ما لم يعلم
هيچ كس نيست كه بگويد هيچ چيز نمى دانم ، (اگر بگويد) دروغ مى گويد هر كسى (كه ) هست ، غير معصوم بعضى چيزها را مى داند و بعضى چيزها را نمى داند؛ آن چيزهايى را كه مى داند، اگر عمل كند، آن چيزهايى را كه نمى داند، مى فهمد. آن چيزهايى را كه مى دانيد عمل كنيد؛ و آن چيزهايى را كه نمى دانيد از حالا توقف كنيد و احتياط كنيد تا روشن شود، وقتى به آن ها عمل كردى روشن مى شود؛ به همان دليلى كه اينها را براى شما روشن كرد، آن هاى ديگر را هم روشن مى كند.
على هذا، ببينيد براى چه توقف داريم . آنچه مى دانى بكن و آنچه نمى دانى ، احتياط كن ، هرگز پشيمان نخواهى شد.
خداوند بر توفيقات همه شما بيفزايد.
و خداوند ان شاءالله ، سلامتى مطلقه روحيه و جسميه ، به همه مرحمت فرمايد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته (247)
از سخنان حضرت سيدالشهداء عليه السلام 
1 - مردم بندگان دنيا هستند، دين بر سر زبان آنها قرار دارد، تا آنجا كه دين زندگى مادى آنان را تاءمين مى نمايد به آن تظاهر مى كنند ولى هنگامى كه گرفتار شدند (و دين در جهتى مخالف منافع آنان قرار گرفت ) در اين هنگامه ها دينداران واقعى كم اند.
2 - چون پاى امتحان در ميان آيد، مردم را مى توان شناخت (آن گاه مى توان دانشت كه ديندار واقعى كيست ؟)
3 - نيكوكارى و احسان بايد مانند باران رحمت شامل حال آشنا و بيگانه هر دو بشود.
4 - هنگام سفر به كربلا مى فرمود: راستى اين دنيا دگرگونه و ناشناس شده ، و خيرش رفته و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند نمانده ، و جز زندگى وبال آورى . راستى كه من مرگ را جز سعادت نمى دانم و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمى شناسم ...
5 - به مردى كه در نزد آن حضرت از ديگرى بد مى گفت فرمود:
((دست از غيبت بردار كه غيبت نان خورش سگهاى دوزخ است )).
6 - غافلگير كردن خدا بنده را در اين است كه به او نعمت فراوان دهد و شكرگزارى را از او بگيرد.
7 - فرمود: چنين نيست كه احسان كردن به نا اهل هدر باشد، بلكه احسان به مانند باران تند است كه به نيك و بد هر دو مى رسد.1- نكته هاى ناب : 19.
2- نكته هاى ناب : 22.
3- نكته هاى ناب : 23.
4- نكته هاى ناب : 26.
5- نكته هاى ناب : 26.
6- نكته هاى ناب : 27.
7-
جان احمد، جان جمله انبياست 	  	چون كه صد آمد، نود هم پيش ماست
گوهرهاى حكيمانه : 54
8- اشاره به اين روايت است كه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((زمين مكه گفت : چه كسى - يا چه جايى - مانند من است ؟ مردم از هر راه دور و نزديك به نزد من مى آيند و حرم و پناهگاه الهى ام . خداوند نيز به وى فرمود: بس كن و آرام گير. ارزش تو در برابر آنچه به كربلا داده شده است ، چون سوزنى است كه در دريا فرو رفته باشد و... مستدرك الوسائل 10: 322
9- گوهرهاى حكيمانه : 55.
10- نكته هاى ناب : 74.
11- نكته هاى ناب : 146.
12- مفاتيح الجنان ، فرازى از دعاى كميل .
13- گوهرهاى حكيمانه : 55.
14- نكته هاى ناب : 73.
15- حضرت آيت الله مصباح يزدى .
16- خاطرات آيت الله مصباح يزدى از آيت الله بهجت : 75.
17- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 78.
18- سوره مباركه مائده ، آيه 3: ((امروز دين شما را كامل كردم )).
19- سوره مباركه مائده ، آيه 55: ((سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و كسانى اند كه ايمان آورده اند.))
20- ((من دو چيز گرانبها از خود به جا مى گذارم كتاب خدا و اهل بيتم . از پروردگار خواستم كه آن دو را با هم قرار دهد و از هم جدايشان نسازد خداوند هم اجابت فرمود)) اين حديث در كتب و منابع روايى اهل سنت به صورت هاى مختلف و به طور متواتر نقل شده است از باب نمونه به صحيح مسلم 7: 122؛ سنن ترمذى 5: 662.
21- بحارالانوار 24: 238، 46: 350؛ الكافى 8: 311؛ ((قرآن را فقط كسى كه طرف خطاب آن است مى فهمد.))
22- الاستيعاب 3: 40؛ فيض القدر 3: 357. ((اگر على نبود عمر هلاك مى شد))
23- سوره مباركه آل عمران ، آيه 144: ((آيا اگر او بميرد و يا كشته شود شما به عقب برمى گرديد.))
24- سوره مباركه آل عمران ، آيه 185: ((هركسى مرگ را مى چشد))
25- فيضى از وراى سكوت : 27.
26- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت : 8.
27- ((بگوييد لا اله الا الله تا رستگار شويد)).
28- در منابع تاريخى و روايى اين واقعه به حديث يوم الدار معروف است . تاريخ طبرى 2: 321 - 319؛ الكامل فى التاريخ ابن اثير 2: 42-41.
29- امام زمان در كلام آيت الله بهجت : 23.
30- ((بگوييد لا اله الا الله تا رستگار شويد)).
31- اشهد ان لا اله الا الله
32- منظور، وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) است .
33- سوره مباركه مائده ، آيه 67: ((اى پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده كاملا (به مردم ) برسان و اگر نكنى ، رسالت او را انجام نداده اى .))
34- بخشى از زيارت مطلقه حضرت على (عليه السلام ). م