وشته را بنده نيز ديده ام ، ولى اكنون درست به ياد ندارم كه نام كدام يك از اين دو بزرگوار در آن جا درج شده بود.
204- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 2: 8.
205- سوره مباركه هود، آيه 38.
206- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 199.
207- بحارالانوار 7: 287؛ و 60: 236، الامالى للصدوق : 205، روضه الواعظين 2: 502.
208- ولايت ((رى ))، ((توابع رى )) و ((جرجان )) به او وعده داده شده بود. ر.ك : بحارالانوار 44: 305 و 385 و 45: 9؛ كشف الغمه 2: 47؛ مثير الاحزان : 50.
209- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 193.
210- النصائح الكافيه : 195؛ كتاب الاربعين ماحوزوى : 387. به گونه ديگر مشابه اين : ر.ك الغدير 10: 26؛ المصنف 10: 391؛ تاريخ مدينه دمشق 17: 324؛ تاريخ يعقوبى 2: 217.
211- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 185.
212- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 184.
213- بدهى و غرامت .
214- اللهوف : 100؛ مثيرالاحزان : 56، نيز ر.ك بحارالانوار 45: 12؛ الارشاد للمفيد 2: 100؛ اعلام الورى : 242.
215- بحارالانوار 45: 83؛ الاحتجاج 2: 300، اللهوف : 97؛ مثيرالاحزان : 54.
216- ر.ك بحارالانوار 45: 129 و 301؛ الارشاد للمفيد 2: 116، مثيرالاحزان : 98؛ مناقب ابن شهر آشوب 490: 55.
217- بحارالانوار 44: 389. اعلام الورى : 235؛ الارشادللمفيد 2: 86.
218- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 145.
219- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 133.
220- مرقد سيدالشهدا (عليه السلام )
221- گوهرهاى حكيمانه : 65.
222- گوهرهاى حكيمانه : 70.
223- اشاره به اهانتى كه معاويه به رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) كرد و خطاب به حضرت على (عليه السلام ) نوشت : ((تو چرا اين قدر از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) سخن مى گويى ؟ مگر او ش .ن و مقامى بيشتر از يك نامه رسان داشت ؟!))
224- و نبايد فراموش كرد كه معاويه در زمان احتضارش ، صليب به گردن آويخت تا شفا يابد اما آن صليب هم سودى به حالش نداشت و با همان حال ، هلاك شد.
225- گوهرهاى حكيمانه : 70.
226- يعنى مثلا بنايشان بر ظاهر حال ، عدالت بوده است و ما نمى توانيم كسانى را براى اين كه در آينده ممكن است كارهايى انجام بدهند بكشيم .
227- الارشاد 2: 65.
228- گوهرهاى حكيمانه : 71.
229- شراب .
230- گوهرهاى حكيمانه : 72.
231- نزديك به اين مضمون : سفينه البحار 6: 495.
232- گوهرهاى حكيمانه : 73.
233- گوهرهاى حكيمانه : 74.
234- يعنى هم در جماعت آن ها حاضر شدند و هم نماز خود را خواندند و هم چيزى نگفتند كه باعث درگيرى و اصطكاك شود. گوهرهاى حكيمانه : 91.
235- من لا يحضره الفقيه 2: 89؛ بحارالانوار 45: 218، علل الشرايع 2: 389.
236- در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت 1: 77.
237- سوره مباركه شورى ، آيه 23. در همين رابطه : سوره مباركه انعام ، آيه 90. سوره مباركه هود، آيه 51.
238- سوره مباركه مائده ، آيه 3. (ترجمه :) امروز، كافران از (زوال ) آيين شما، ماءيوس شدند؛ بنابراين ، از آن ها نترسيد! و از (مخالفت ) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم ؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان ) شما پذيرفتم .
239- سوره مباركه مائده آيه 55. (ترجمه :) سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آن ها كه ايمان آورده اند؛ همان ها كه نماز را بر پا مى دارند، و در حال ركوع ، زكات مى دهند.
240- سوره مباركه توبه آيه 119.
241- به سوى محبوب : 35-37.
242- به سوى محبوب : 33
243- به سوى محبوب : 62-61
244- به سوى محبوب : 67-66.
245- قسمتى از آيه 30 سوره مباركه ق
246- سوره مباركه اعراف قسمتى از آيه 12 و سوره مباركه ص ، قسمتى از آيه 76.
247- به سوى محبوب 69-78.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:292.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:293.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:294.txt">کرامت 1 الی 5</a><a class="text" href="w:text:295.txt">کرامت 6 الی 10</a><a class="text" href="w:text:296.txt">کرامت 11 الی 15</a><a class="text" href="w:text:297.txt">کرامت 16 الی 20</a><a class="text" href="w:text:298.txt">کرامت 21 الی 25</a><a class="text" href="w:text:299.txt">کرامت 26 الی 30</a><a class="text" href="w:text:300.txt">کرامت 31 الی 35</a><a class="text" href="w:text:301.txt">کرامت 36 الی 40</a><a class="text" href="w:text:302.txt">کرامت 41 الی 45</a><a class="text" href="w:text:303.txt">کرامت 46 الی 50</a><a class="text" href="w:text:304.txt">کرامت 51 الی 55</a><a class="text" href="w:text:305.txt">کرامت 56 الی 60</a><a class="text" href="w:text:306.txt">کرامت 61 الی 65</a><a class="text" href="w:text:307.txt">کرامت 66 الی 70</a><a class="text" href="w:text:308.txt">کرامت 71 الی 75</a><a class="text" href="w:text:309.txt">کرامت 76 الی 81</a><a class="text" href="w:text:310.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : كرامات الحسينية اول (معجزات حضرت سيدالشهداء عليه السلام بعد از شهادت)

نویسنده : على مير خلف زاده

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنالحمد لِلّه الّذى سمك السماء و ندب عباده الى الدعا و الصّلوة و السّلام على من قدمه فى الاصطفاء محمّد خاتم الانبياء و على آله الطاهرين مصابيح الدجى سيّما على حجّة بن الحسن خاتم الاوصياء روحى و ارواح العالمين له الفداء.
حمد و سپاس و ثنا مخصوص خداوندى است كه اين همه نعمتهاى بى شمار را به ما ارزانى بخشيد و دنيا را دار بلا و محلّ ابتلاء قرار داد و شكرى بى منتها شايسته پروردگارى است كه خوان بلا را مخصوص اولياء نمود.
و درودى بى حصر و عدد بر پيامبر گراميش محمّد مصطفى و اهلبيت ابرار و عترت اطهارش خصوصاً يكه تاز ميدان جانبازى و شهسوار عرصه يكه تازى ، شهيد راه خدا و فانى در طريق رضا تشنه لب كربلا، كُشته گريه و زارى و شفيع روز سوگوارى آنكه اجزاى كائنات در مصيبتش متغير و تمام ماسوى در عزايش متاءسف و متحيّر شدند.
و امّا بعد، وقتى كه شدائد زندگى به ما رو مى آورد، زمانى كه حوادث غير مترقّبه در مسير پيشرفت ها خود نمائى مى كنند و گاهى كه امراض سخت و يا لاعلاج آدمى را به زانو در مى آورد و خلاصه گرفتارى هاى گوناگون جلوه گرى مى كند بدنبال اين مطلب انسان راه چاره اى مى جويد تا از اين ناملايمات خلاصى يابد.
به اين معنى كه اگر مريض است از دكتر و دوا استفاده كند، اگر فقر و فلاكت او را تهديد مى كند از مردم متمكن كمك بگيرد و اگر تيرهاى حوادث او را آماج خود قرار داده نا اميد نشده با وسائلى كه خود مى داند سنگ را از مسير ترقى خود بردارد.
ولى سِرّ مطلب اين كه گاهى شدائد و گرفتارى بنحوه ايستكه وسائل بشرى آن را چاره نمى كند و يا اصلاً در مقابل چاره اى نمى بيند، در چنين موقع انسان چه كند؟ اينجاست كه بايد متوجه قدرتى شد كه تنها آن قدرت مى تواند انسان را از بند گرفتارى و شدائد زندگى برهاند و اكثر مردم كه از ياد خدا غافلند در چنين موقعى بياد خدا مى افتند و اين خود يكى از راه هاى خدا شناسى است كه سر چشمه آن از درون فطرت انسانى مى جوشد چنانكه در ارشاد القلوب ديلمى روايتى است كه مردى از امام صادق (ع ) پرسيد كه مرا راهنمائى كن بسوى خدا و خدا را برايم بشناسان كه خدا چيست ؟ زيرا با بعضى ها در بحث متحير مى شوم .
حضرت فرمود: آيا تا به حال به دريا رفته اى و سوار كشتى شده اى ؟ گفت : بله .
حضرت فرمود: تا بحال برايت پيش آمده كه طوفانى بيايد و كشتى را درهم بشكند و هيچ نجات دهنده اى يا كشتى ديگرى يا نجات غريقى نباشد كه به فريادت برسد و هيچ راه علاج و كمكى برايت نباشد؟ عرضكرد: بلى .
حضرت فرمود: در اين هنگام آيا ق