طر سرما و گرما و گرسنگى و مريضى و هزار گرفتاريهاى ديگر هم ايمن نخواهد بود، امام حسين (ع ) چراغ و نور هدايت دنيا و آخرت است هر كس به اين نور تمسك و توسّل پيدا كند از همه خطرها در امان خواهد بود و كشتى نجات است كه هركس سوار اين كشتى شود نجات خواهد يافت .
چهارده ستون از ستونهاى قرون با همه ساعتها و روزها و سالهايش چون حبه نمكى بر كف اقيانوس آب شد و ناپديد گشت ولى نام مقدّس سالار شهيدان همچنان بر فراز قرون و اعصار مى درخشد، و هر روزى كه مى گذرد ابعاد تازه اى از نهضت امام حسين (ع ) جلوه مى كند مراسم عاشوراى حسينى هر سال با شكوهتر از سال پيش برگزار مى گردد.
امام حسين (ع ) مرز عقيده را درهم شكسته از هر كيش و آئينى دلهائى را به سوى خود جلب و جذب كرده است .
امام حسين پيشتاز شهيدانى است كه سرود پيروزى خون رنگ خود را در خيمه تاريخ نواختند و بزرگترين سرمشق را به آزادى خواهان و مُصلحان جهان دادند.
گاندى مصلح بزرگ هند مى گويد:
من براى ملّت هند هيچ تازه اى نياوردم ، بلكه فقط نتيجه اى را كه از مطالعات خود در پيرامون قهرمان كربلا به دست آورده بودم ، براى ملّت هند به ارمغان آوردم ، ما اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجبست همان راهى را بپيمائيم كه حسين بن على پيموده .
سخن پردازان هر قدر به وصف او پردازند و شرح قهرمانى او را در نوشته هاى خود بر فراز قهرمانى پهلوانان افسانه اى ترسيم نمايند باز هم در برابر حقيقت قهرمانى او بس ناچيز خواهد بود حتى كسانى كه با مكتب حياتبخش اسلام آشنا نيستند در برابر شجاعتها و شهامتهاى امام حسين (ع ) سر تعظيم فرود مى آورند، و راهى را كه در برابر دشمن خون آشام خود بر گزيد مى ستايند.
ماربين آلمانى در اين رابطه مى گويد:
امام حسين (ع ) اوّل شخص سياستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنين سياست مؤ ثّرى اختيار ننموده است ، اگر حادثه خونين كربلا پيش نمى آمد قطعاً اسلام به اين حالت باقى نبود و ممكن بود اسلام و اسلاميان يكباره محو و نابود گردند.
اقبال لاهورى كه از مكتب تشيع بيگانه است به هنگام ارزيابى قيام حسينى و آثار ارزشمند آن در حفظ استقلال ممالك اسلامى و قطع ايادى اجنبى
مى گويد: تاقيامت قطع استبداد كرد
موج خون او چمن ايجاد كرد
خون اوتفسير اين اسرار كرد
ملّت خوابيده را بيدار كرد
اين همه تاءكيد براى اقامه مجالس عزادارى براى آنستكه جهان اسلام با مكتب حياتبخش حسينى آشنا شوند و از راه او پيروى كنند
محمّد على جناح قائد اعظم و مؤ سّس پاكستان مى گويد:
هيچ نمونه اى از شجاعت ، بهتر از آنكه امام حسين (ع ) از لحاظ فداكارى و جانبازى نشان داد، در عالم پيدا نمى شود، به عقيده من تمامى مسلمين بايد از اين شهيد كه خود را در سرزمين عراق قربانى كرد سرمشق بگيرند و از او پيروى كنند.
امت اسلامى براى مبارزه با سيطره ابرقدرتها هيچ راهى به جز پيروى از سالار شهيدان ندارند كه هرگز بدون جانبازى و فداكارى به آرمانهاى مقدس ‍ اسلامى و انسانى خود نخواهند رسيد و آنرا بايد در مكتب امام حسين (ع ) آموخت .
امام حسين (ع ) عملاً به جهانيان آموخت كه مرگ شرافتمندانه از زندگى در زير يوغ ستمگران شايسته تر است .
ظاهر امر در روز عاشورا نشان مى داد كه پس از غروب خورشيد امامت ديگر نام و نشانى از او بر جاى نخواهد ماند و دشمن خون آشامش براريكه قدرت تكيه كرده به دور از هيچ مزاحم و مانعى به خواسته هاى خود خواهد رسيد ولى در اندك مدتى ابرهاى تيره و تار كنار رفت و سيماى پر فروغ امام حسين (ع ) براى دوست و دشمن روشن شد و از دشمنان به ظاهر پيروز نام و نشانى جز براى لعن و نفرين باقى نماند(فؤ اد كرمانى مى گويد)
دشمنت كشت ولى نور توخاموش نگشت
آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست
نه بقا كرد ستمگر نه به جا ماند ستم
ظالم از دست شد و پايه مظلوم به جاست

تنها شيعيان و يا فرقه هاى اسلامى نيستند كه نهضت حسينى را چنين ارزيابى مى كنند بلكه بيگانگان درد آشنا نيز به پيروزى امام حسين (ع ) و شكست يزيد اعتراف كرده اند كه از آن جمله توماس كار لايل مورخ و فيلسوف شهير انگليسى است كه مى نويسد (شهداى كربلا با عمل خود روشن كردند كه تفوّق عددى در جائى كه حق با باطل روبرو مى شود اهميتى ندارد پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت باعث شگفتى من است البته جاى هيچ شگفت نيست زيرا هميشه حق بر باطل چيره است .
سالار شهيدان اقيانوس ناپيداى كرانه است كه خورشيد همه معيارهاى انسانى از يك سو در آن مى دمَد و از سوئى در آن غروب مى كند واژه هائى چون فداكارى ، جانبازى ، سرفرازى ، رادمردى ، جوانمردى ، شهامت ، شجاعت در راستاى تاريخ مصداقهاى بى شمارى داشته ولى بى گمان بر قامت سالار شهيدان از همه راست تر و در سرشت او از همه استوارتر بودند.
هر سخن كه در باره او گفته شود جز سخن پردازى و ترتيب الفاظ نيست كه فضائل و كمالات پيامبران عظام از ابوالبشر حضرت آدم تا اشرف كائنات حضرت ختمى مرتبت (ص ) بود.
او انسان كامل و شخصيت بى مانند دوران بود كه در دانش و بينش از همه بيشتر در اطاعت و عبادت حق از همه پيشروتر و در شجاعت و شهامت از همه پيشتازتر بود هيچ نويسنده چيره دستى توان آن را ندارد كه شرح فداكارى ها و جانبازهاى آن اسوه صفا و وفا را ترسيم نمايد.
هر نويسنده تلاشگر و محققّ فرزانه اى كه قلم به دست گرفته در محدوده معلومات و قدرت علمى خود به نگارش حوادث كربلا پرداخته ، برجسته ترين تابلو و زيباترين سرلوحه اثر خود را ترسيم فداكاريهاى سالار شهيدان اختصاص داده و كتاب خود را با يك دنيا عذر و تقصير به پيشگاه آن بزرگ نامور تاريخ تقديم نموده است .
تعداد آثار ارزشمندى كه محققان بزرگ و مؤ لفان سترك در پيرامون زندگى سالار شهيدان و نهضت خونين كربلا به رشته تحرير در آورده اند بيرون از شمار است و نام آنها در اين صفحات نمى گنجد، برخى از اين محققان به همه ابعاد زندگى آن اسوه تاريخ اشاره كرده اند، بعضى پيرامون فضائل بى شمار و مناقب بيكران آن حضرت سخن گفته اند، گروهى به تحليل نهضت عاشورا پرداخته اند، عده اى فداكارى هاى آن سرور را در محدوده توان خود ترسم كرده اند، جمعى پيرامون اصحاب باوفا و ياران با صفايش گفتگو كرده ، جمعى ديگر خطبه هاى آتشين و سخنان دلنشين حضرتش را گرد آورده اند، بعضى آثار شگفت مجالس عزادارى را تشريح كرده ، برخى ديگر بر شمارش شاعران نغمه سرايش همّت گماشته اند، عده اى در فضائل گريه بر آن قتيل العبرات آثار محققانه اى نوشته ، گروهى آثار شگفت و مداومت بر زيارت عاشورا را گردآورى نموده ، گروهى ديگر حقوق بى شمار سالار شهيدان را بر امت اسلامى در حد توان خود شمرده اند و در اين ميان من حقير هم داستانها و سرگذشت و حالات كسانيكه در سختيها و مشكلات وشدائد زندگى متوسل و متمسّك شدند و نتيجه مثبت عائد ايشان گرديده جمع و به ساده نويسى آن اكتفاء نموده و بنام كرامات الحسينية چاپ و در دسترس همگان قرار داده تا قضاوتهاى دلهايشان به معرفت امامشان روشنتر و محكمتر گردد و بيگانگان مطالعه دقيقا