
هاتفم گفت كه اين بوى حسين است امروز
زين جهت بوى بهشت از همه جا مى آيد
سرگل مصطفوى ، زينت باغ علوى
مظهر پنج تن آل عبا مى آيدنام کتاب : نگاهى بر زندگى امام حسین (ع)

مؤلف : نابغه و فقيه بزرگ علامه حلى  -  ترجمه و پاورقى از: محمد محمدى اشتهاردى 

منبع : سایت غدیر1-دار السلام .
2-مؤ لف .
3-داستانهاى شگفت .
4-داستانهاى شگفت .
5-داستانهاى شگفت .
6-ظرافة الاسلام .
7-داستانهاى شگفت .
8-داستانهاى شگفت .
9-داستانهاى شگفت .
10-معجزات الائمة .
11-مناقب و معجزات الائمة .
12-مؤ لف .
13-داستانهاى شگفت .
14-داستانهاى شگفت .
15-داستانهاى شگفت .
16-داستانهاى شگفت .
17-مرحوم كافى .
18-رياض الشهادة .
19-داستانهاى شگفت .
20-داستانهاى شگفت .
21-داستانهاى شگفت .
22-داستانهاى شگفت .
23-رياض الاحزان .
24-رياض الاحزان .
25-راحة الروح يا كشتى نجات .
26-داستانهاى شگفت .
27-داستانهاى شگفت .
28-داستانهاى شگفت .
29-داستانهاى شگفت .
30-داستانهاى شگفت .
31-داستانهاى شگفت .
32-مؤ لف .
33-داستانهاى شگفت .
34-داستانهاى شگفت .
35-داستانهاى شگفت .
36-داستانهاى شگفت .
37-داستانهاى شگفت .
38-داستانهاى شگفت .
39-دار السلام .
40-داستانهاى شگفت .
41-داستانهاى شگفت .
42-شبهاى مكه .
43-داستانهاى شگفت .
44-داستانهاى شگفت .
45-رجال مامقانى .
46-گنجينه هاى قرآن .
47-مؤ لف .
48-گنجينه هاى قرآن .
49-كشكول شمس .
50-الوقايع و الحوادث .
51-كشكول شمس .
52-كشكول شمس .
53-دار السلام .
54-ثمرات الحيوة .
55-ثمرات الحيوة .
56-كبريت احمر.
57-تحفة المجالس .
58-ثمرات الحيوة .
59-پند تاريخ .
60-مجالس المؤ منين .
61-مفاتيح الجنان .
62-شبهاى مكه .
63-مؤ لف .
64-پند تاريخ .
65-كشكول شمس .
66-كشكول شمس .
67-دار السلام .
68-حديقة الشيعة .
69-كشكول شمس .
70-دار السلام .
71-زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع ).
72-زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع ).
73-زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع ).
74-زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع ).
75-زندگانى حضرت عباس (ع ).
76-پند جاويد.
77-پند جاويد.
78-تحفة المجالس .
79-امالى شيخ طوسى .
80-كشكول شمس .
81-مؤ لف .
82-منتهى الا مال .
83-كشكول شمس .
84-شبهاى مكه .
85-دارالسلام .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:312.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:313.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:314.txt">کرامت 1 الی 5</a><a class="text" href="w:text:315.txt">کرامت 6 الی 10</a><a class="text" href="w:text:316.txt">کرامت 11 الی 15</a><a class="text" href="w:text:317.txt">کرامت 16 الی 20</a><a class="text" href="w:text:318.txt">کرامت 21 الی 25</a><a class="text" href="w:text:319.txt">کرامت 26 الی 30</a><a class="text" href="w:text:320.txt">کرامت 31 الی 35</a><a class="text" href="w:text:321.txt">کرامت 36 الی 40</a><a class="text" href="w:text:322.txt">کرامت 41 الی 45 </a><a class="text" href="w:text:323.txt">کرامت 46 الی 50</a><a class="text" href="w:text:324.txt">کرامت 46 الی 50</a><a class="text" href="w:text:325.txt">کرامت 51 الی 55</a><a class="text" href="w:text:326.txt">کرامت 56 الی 60 </a><a class="text" href="w:text:327.txt">کرامت 61 الی 65</a><a class="text" href="w:text:328.txt">کرامت 66 الی 70</a><a class="text" href="w:text:329.txt">کرامت 71 الی 76 </a><a class="text" href="w:text:330.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : كرامات الحسينية جلد دوم (معجزات حضرت سيدالشهداء عليه السلام بعد از شهادت)

نویسنده : على مير خلف زاده

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنالحمدللّه ربّ العالمين و الصّلوة و السّلام على سيّدنا محمّد و آله (ص ) سيّما مولانا حجّة بن الحسن روحى و ارواح العالمين له الفداه .
مسئله كرامات و معجزمات طورى در اين دنياى قرن بيستم و علم جلب توجّه كرده كه بيشتر دانشمندان دنيا در اين باره مطالب و مسائل نوشته اند و معترف به معجزات و كرامات و خوارق عادات گرديده اند كه نمونه اى از آن را در مقدمه جلد اول اين كتاب مفصلا متذكر شده ام . ولى جالب اينجاست كه در اين دنياى پيشرفته امروز، دانشمندان روان شناسى ثابت كرده اند توسّل و دعا و طلب آمرزش و تلقينهاى معنوى موجب برطرف شدن بسيارى از امراض روحى و جسمى شده و به خاطر همين هم هست كه با گذشت زمان نه تنها اينگونه دعا و زيارت و توسل كهنه و فرسوده شده ، بلكه با كنار رفتن پرده هاى جهل و نادانى ، مفاهيم و آثار آن روشن و متوجه شدن به ذات اقدس حق مى گردد و از آن منبع فيض نيرو مى گيرد.
توسّل به درگاه ائمه عليهم السلام على الخصوص آقا سيّدالشّهداءع يعنى تمسك جستن ، سخن گفتن ، دعا كردن و توسل نمودن به پروردگار عالم است .
اينك بنده حقير با تشويق و تمجيد شما بزرگواران و به فضل خدا و عنايات حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف دوباره به جمع آورى داستانهاى واقعى و آثار تمسّك به آقا امام حسين ع نمودم ، كه انسان با خواندن اين داستانهاى حقيقى ، متوسّل و متمسك به آن وجود پاك و مقدّس و مطهر خود را در يك فضاى ملكوتى و آسمان رحمت الهى به پرواز درآورد و با عقيده اى محكم و اراده اى قوى خود را در وادى توسّل و تمسّك اندازد و از فيوضات ربانى بهره مند گردد؛ لذا از تمام بزرگوارانى كه بنده را لسانا، يدا، قدما، فكرا، معنويا، ماديا، يارى و مساعدت نمودند تشكر و قدردانى مى نمايم .
على مير خلف زاده
تهران 1374ملا عباس
دانشمند شهيد، واعظ شهير، مرحوم حضرت حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ احمد كافى خراسانى رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: مرحوم حاج شيخ مهدى مازندرانى رضوان اللّه تعالى عليه در كربلا بود، پنجاه سال صبحها در رواق حرم امام حسين ع منبر مى رفت ، آدم خوب ومعروفى بود. چند جلد كتاب نوشته بنامهاى كوكب درّى ، معال السبطين ، شجره طوبى ، آثار الحسين ع در كتاب آثار الحسينش نوشته :
در آن مازندران ما يك نفر به نام ملا عباس چاوش بود، اين هر سال يك پرچم مى گرفت روى دوشش و مى رفت طرف كربلا، يك عده از مردم هم دنبال اين پرچم چاوشيش مى رفتند.
مى گويد: يك سال تصميم گرفت كربلا نرود چون يك گرفتارى برايش پيش آمده بود، سى و دو نفر از اين جوانهاى اطراف ده اش ‍ آمدند و گفتند: ملاعباس بيا برويم كربلا؟ گفت : من امسال يك گرفتارى دارم كه نمى توانم بيايم . گرفتاريش را بر طرف كردند.
ملاعباس چاوش پرچم را برداشت و گفت : هركه دارد هوس كربلا خوش باشد، ملاعباس چاوش براه افتاد، جمعيتى از مردم از اين ده و آن شهر جمع شدند و شهر به شهر آمدند تا رسيدند نزديكى هاى كربلا، منزلگاه منزل كردند دورهم نشتند، سر شب يك وقت ملاعباس گفت رفقا امشب چه شبى است ؟!
گفتند: امشب شب جمعه است . گفت : رفقا آن چراغها را مى بينيد؟ گفتند: آرى . گفت : آنها چراغهاى گلدسته هاى حرم امام حسين ع است يك منزل بيشتر نمانده ، مى دانم خسته و مانده وناراحتيد، امّا بياييد چون شب جمعه است اين منزل ديگر را هم برويم ، شب جمعه يك زيارتى از امام حسين ع بكنيم .
گفتند: باشد مى رويم همه راه افتادند آمدند آن وقتها مسافرخانه و هتل نبود سراهايى بود، اينها با اسبها و الاغها رفتند توى سراى ، اسب هايشان را بستند طبقه پائين ، خودشان هم بارها رفتند اطاقهاى بالا منزل كردند، اثاثها را گذاشتند. ملاعباس گفت : رفقا اثاثها را رها كنيد بايد تا صبح نشده برويم حرم آقا امام حسين ع .
همه آمدند توى صحن امام حسين ع كه رسيدند يك مشت جوانها آمدند دورش را گرفتند و گفتن