.
10- نغمه هائى از بلبل بوستان حضرت مهدى عج ، ج 1، ص 29.
11- نغمه هائى از بلبل بوستان حضرت مهدى ، ج 3، ص 198.
12- توسلات ، 51 .
13- توسلات ، 57.
14- توسلات ، 80 .
15- توسلات ، 114.
16- خاتون دو سرا، ص 3.
17- توسلات ، 85، نقل از طرائف الحكم .
18- توسلات ، 116.
19- توسلات ، 88.
20- توسلات ، 133.
21- توسلات ، 135.
22- توسلات ، 161.
23- توسلات ، 168.
24- كرامات حسينيّه .
25- آثار، 21.
26- خزائن الشهداء، 71.
27- ملاقات با امام زمان : ج 1، ص 65.
28- زندگانى عشق ، 185، نقل داراالسلام نورى ، 2، ص 138.
29- زندگانى عشق ، 199.
30- زندگانى عشق ، 201.
31- زندگانى عشق ، نقل از راه تكامل ، ج 3، ص 150.
32- زندگانى عشق ، 209.
33- زندگانى عشق ، 210.
34- زندگانى عشق .
35- زندگانى عشق ، 216، نقل از كامل الزيارت ، 111.
36- زندگانى عشق ، 226.
37- ملاقات با امام زمان عج ، جلد 2، ص 229.
38- ملاقات با امام زمان ع ، ج 2، ص 312.
39- ملاقات ، ج 2، ص 270.
40- ملاقات ، /1/291.
41- ملاقات ، /2/ 88.
42- ملاقات با امام زمان عج ، 2/173.
43- ملاقات ، 2/187.
44- ملاقات ، /2/318.
45- تذكرة الزائرين ناقل زيارت عاشورا و آثار شگفت : 19.
46- تذكرة الزائرين ناقل زيارت عاشورا و آثار شگفت : 19.
47- زندگانى و شخصيت شيخ انصارى آثار شگفت : ص 34.
48- آثار، ص 95.
49- آثار، ص 51.
50- آثار، ص 60.
51- آثار، ص 67.
52- بحار الانوار: ج 98/300.
53- آثار، ص 14.
54- آثار، ص 38.
55- آثار، ص 41.
56- آثار، ص 48.
57- آثار، ص 30.
58- آثار، ص 61.
59- آثار.
60- دين ما علماى ما، 154.
61- دين ما علماى ما، 158.
62- علماء، ص 169.
63- علماء، 182.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:332.txt">درباره کتاب</a><a class="folder" href="w:html:333.xml">بخش اول : تحريفات در واقعه تاريخى كربلا</a><a class="folder" href="w:html:338.xml">بخش دوم : حماسه حسينى</a></body></html>نام کتاب : حماسه حسینی جلد 1

نویسنده : معلم شهید مرتضی مطهری

منبع : سایت بلاغ<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:334.txt">جلسه اول : معنى تحريف و انواع آن</a><a class="text" href="w:text:335.txt">جلسه دوم : عوامل تحريف</a><a class="text" href="w:text:336.txt">جلسه سوم : تحريفات معنوى حادثه كربلا</a><a class="text" href="w:text:337.txt">جلسه چهارم : وظيفه ما در برابر تحريفها</a></body></html>جلسه اول : معنى تحريف و انواع آن
بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين بارىء الخلائق اجمعين و الصلوه والسلام على عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه , سيدنا و نبينا و مولانا ابى القاسم محمد صلى الله عليه و آله و سلم و على آله الطيبين الطاهرين المعصومين . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم : فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به ( 1 ) .
موضوع بحث , تحريفات در واقعه تاريخى كربلاست . در بازگوئى اين واقعه بزرگ , تحريفاتى صورت گرفته است . لهذا اين بحث را در چهار فصل خلاصه مى كنيم . فصل اول در اطراف معنى تحريف و انواع تحريفاتى كه در دنيا وجود دارد و اشاره به اينكه انواع تحريفات در حادثه تاريخى عاشورا واقع شده است . فصل دوم درباره عوامل تحريف است , يعنى بطور كلى در قضاياى دنيا كه تحريف صورت مى گيرد , به چه علت صورت مى گيرد , چرا بشر حوادث و قضايا و احيانا شخصيت ها را تحريف مى كند ؟ مخصوصا در نقل حادثه كربلا , چه عواملى دخالت داشته است كه تحريفاتى در اين قضيه واقع شود . فصل سوم عبارت است از توضيحى درباره تحريفاتى كه در همين داستان و حادثه تاريخى صورت گرفته است . فصل چهارم در اطراف وظائف ما , اعم از علماء و توده مسلمانان مى باشد .

بحث اول درباره معنى تحريف است .
 تحريف يعنى چه ؟ تحريف در زبان عربى از ماده حرف است , يعنى منحرف كردن چيزى از مسير و وضع اصلى خود كه داشته است يا بايد داشته باشد . به عبارت ديگر تحريف نوعى تغيير و تبديل نيست  كه كلمه تغيير و تبديل نيست . شما اگر كارى كنيد كه جمله اى , نامه اى , شعر و عبارتى آن مقصودى را كه بايد بفهماند , نفهماند و مقصود ديگرى را بفهماند , مى گويند شما اين عبارت را تحريف كرده ايد , مثلا شما گاهى مطلبى يا حرفى را به يك نفر مى گوئيد , بعد آن شخص سخن شما را در جاى ديگرى نقل مى كند , پس از آن كسى به شما مى گويد فلانى از قول شما چنين چيزى نقل مى كرد , شما مى فهميد كه از آنچه شما گفته بوديد با آنچه كه او نقل كرده خيلى متفاوت است . او سخنان شما را كم و زياد كرده است , قسمتى از حرفهاى شما كه مفيد مقصود شما بوده است را حذف كرده و قسمتهايى از خود به آن افزوده است , در نتيجه سخن شما مسخ شده و چيز ديگرى از آب در آمده است . آن وقت شما مى گوئيد اين آدم حرف مرا تحريف كرده است . مخصوصا اگر كسى در سندهاى رسمى دست ببرد , مى گويند سند را تحريف كرده است . اينها مثالهائى بود براى روشن شدن معنى كلمه تحريف و اين كلمه بيش از اين احتياج به توضيح ندارد . حال به شرح انواع تحريف مى پردازيم .
تحريف انواعى دارد كه مهمترين آنها عبارت است از : تحريف لفظى و تحريف معنوى . تحريف لفظى اين است كه ظاهر مطلبى را عوض كنند , مثلا از يك گفتار عبارتى حذف شود يا به آن عبارتى اضافه شود , و يا جمله ها را چنان پس و پيش كنند كه معنى آن فرق كند , يعنى در ظاهر و در لفظ گفتار تصرف كنند .
تحريف معنوى اين است كه شما در لفظ تصرف نمى كنيد , لفظ همان است كه بوده , ولى آن را طورى معنى مى كنيد كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است . آن را طورى معنى مى كنيد كه مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلىگويند .
قرآن كريم كلمه تحريف را مخصوصا در مورد يهودى ها بكار برده و با ملاحظه تاريخ معلوم مى شود كه اينها قهرمان تحريف در طول تاريخ هستند . نمى دانم اين چه نژادى است كه تمايل عجيبى به قلب حقايق و تحريف دارد لهذا هميشه كارهايى را در اختيار مى گيرند كه در آنها بشود حقايق را تحريف و قلب كرد . من شنيده ام بعضى از همين خبر گزاريهاى معروف دنيا كه راديوها و روزنامه ها هميشه از اينها نقل مى كنند منحصرا در دست يهودى هاست . چرا ؟ براى اينكه بتوانند قضايا را در دنيا آن طورى كه دلشان مى خواهد منعكس كنند و قرآن چه عجيب درباره اينها حرف مى زند . اين خصيصه يهوديان كه تحريف است , در قرآن بصورت يك خصيصه نژادى شناخته شده است . در يكى از آيات قرآن در سوره بقره مى فرمايد : افتطمعون ان ي…منوا لكم اى مسلمانان آيا شما طمع بستيد كه اينها به شما راست بگويند ؟ اينها همان ها هستند كه با موسى مى رفتند و سخن خدا را مى شنيدند اما وقتى كه برمى گشتند تا در ميان قومشان نقل كنند آن را زير و رو مى كردند .
افتطمعون ان ي…منوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون ( 1 ) .
تحريف هم كه مى كردند , نه از باب اينكه نمى فهميدند و عوضى بازگو مى كردند , نه , اينها ملت باهوشى هستند و خوب هم مى فهميدند , اما در عين اينكه خوب مى فهميدند معذلك حرفها را , سخنان را به گونه اى ديگر براى مردم بيان مى كردند . تحريف همين است . يعنى پيچ دادن , كج كردن چيزى , از مسير اصلى منحرف كردن . اينها در كتب الهى تحريف كردند . قرآن در اين مورد در بسيارى از جاها يا كلمه تحريف را آورده و يا به  صورت ديگرى مطلب را بيان كرده است . ولى مفسرين ذكر كرده اند 