ه چه وسيله بگريانيم ؟ بهر وسيله كه شد ! هدف كه مقدس است , وسيله هر چه شد , شد . اگر تعزيه در آوريم , يك تعزيه هاى ا هانت آور , درست است يا نه ؟ گفتند اشك جارى مى شود يا نه ؟ همين قدر كه اشك جارى شود , اشكال ندارد ! شيپور بزنيم , طبل بزنيم , طبل بزنيم معصيت كارى بكنيم , به بدن مرد لباس زن بپوشانيم , عروسى قاسم درست كنيم , جعل كنيم , تحريف كنيم , در دستگاه امام حسين اين حرفها مانعى ندارد . دستگاه امام حسين از دستگاه ديگران جداست . در اينجا دروغ گفتن بخشيده است , جعل كردن , تحريف كردن , شبيه سازى , به تن مرد لباس زن پوشاندن , بخشيده است . هر گناهى كه اينجا بكنيد , بخشيده است , هدف خيلى مقدس است ! در نتيجه افرادى دست به جعل و تحريف اين قضيه زدند كه انسان تعجب مى كند ! در ده , پانزده سال پيش كه به اصفهان رفته بودم , در آنجا مرد بزرگى بود , مرحوم حاج شيخ محمد حسن نجف آبادى اعلى الله مقامه , خدمت ايشان رفتم و روضه اى را كه تازه در جايى شنيده بودم و تا آن وقت نشنيده بودم , براى ايشان نقل كردم . كسى كه اين روضه را مى خواند اتفاقا ترياكى هم بود . اين روضه را خواند و بقدرى مردم را گرياند كه حد نداشت . داستان پيرزنى را نقل مى كرد كه در زمان متوكل مى خواست به زيارت امام حسين برود و آن وقت جلوگيرى 50 مى كردند و دستها را مى بريدند تا اينكه قضيه را به آنجا رساند كه اين زن را بردند و در دريا انداختند . در همان حال اين زن فرياد كرد يا اباالفضل العباس ! وقتى داشت غرق مى شد سوارى آمد و گفت ركاب اسب مرا بگيرد .
ركابش را گرفت , گفت چرا دستت را دراز نمى كنى ؟ گفت من دست در بدن ندارم , كه مردم خيلى گريه كردند .
مرحوم حاج شيخ محمد حسن تاريخچه اين قضيه را اين طور نقل كرد كه يك روز در حدود بازار , حدود مدرسه صدر ( جريان , قبل از ايشان اتفاق افتاده و ايشان از اشخاص معتبرى نقل كردند ) مجلس روضه اى بود كه از بزرگترين مجالس اصفهان بود و حتى مرحوم حاج ملا اسماعيل خواجويى كه از علماء بزرگ اصفهان بود در آنجا شركت داشت . واعظ معروفى مى گفت كه من آخرين منبرى بودم . منبريهاى ديگر مىآمدند و هنر خودشان را براى گرياندن مردم اعمال مى كردند . هر كس مىآمد روى دست ديگرى مى زد و بعد از منبر خود مى نشست تا هنر روضه خوان بعد از خود را ببيند , تا ظهر طول كشيد . ديدم هر كس هر هنرى داشت بكار برد , اشك مردم را گرفت . فكر كردم من چه كنم ؟ همانجا اين قضيه را جعل كردم , رفتم قصه را گفتم و از همه بالاتر زدم , عصر همان روز رفتم در مجلس ديگرى كه در چارسوق بود , ديدم آنكه قبل از من منبر رفته همين داستان را مى گويد . كم كم در كتابها نوشتند و چاپ هم كردند ! اين موضوع كه دستگاه حسينى , دستگاه جدايى است و از هر وسيله اى براى گرياندن مردم مى شود استفاده كرد , اين توهم و خيال دروغ و غلط , عامل بزرگى 51 براى جعل و تحريف شد ! مرحوم حاجى نورى , اين مرد بزرگوار , استاد مرحوم حاج شيخ عباس قمى كه حتى بر حاج شيخ عباس ترجيح داشته است به اعتراف خود حاج شيخ عباس و ديگران , مرد فوق العاده متبحر و با تقوائى است . ايشان اين مطلب را در كتاب خودشان طرح كرده اند كه اگر اين حرف درست باشد كه هدف وسيله را مباح مى كند , من اين جور مى گويم : يكى از هدفهاى اسلامى , ادخال سرور در قلب م…من است , يعنى انسان كارى كند كه م…منى خوشحال شود . من براى اينكه م…منى را خوشحال كنم , در حضور او غيبت مى كنم چون از غيبت خيلى خوشش مىآيد ! اگر بگويند مرتكب گناه مى شوى , مى گويم خير , هدفم مقدس است , من كه غيبت مى كنم , مى خواهم او را خوشحال كنم ! مثال ديگرى مرحوم حاجى نورى ذكر مى كند كه مردى زن بيگانه اى را مى بوسد .
بوسيدن زن نامحرم حرام است , مى گوئيم چرا اين كار را انجام دادى ؟ مى گويد من ادخال سرور در قلب م…من كردم ! در مورد زنا و شراب و لواط هم همين را مى توان گفت . اين چه غوغايى است ؟ ! اين چه حرف شريعت خراب كنى است ؟ ! اينكه براى گرياندن مردم در سوگ امام حسين , استفاده كردن از هر وسيله اى جايز است , بخدا قسم برخلاف گفته امام حسين است . امام حسين شهيد كه اسلام بالا برود , اشهد انك قد اقمت الصلوه و آتيت الزكوه و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر و جاهدت فى الله حق جهاده ( 1 ) . امام حسين كشته شد كه سنن 1 مفاتيح الجنان , زيارت امام حسين عليه السلام در شبهاى عيد فطر و قربان .
52 اسلامى , مقررات اسلامى , قوانين اسلامى زنده شود , نه اينكه بهانه اى شود كه پا روى سنن اسلامى بگذارند . امام حسين را ما بصورت العياذ بالله اسلام خرابكن در آورده ايم . امام حسينى كه ما در خيال خودمان درست كرده ايم اسلام خرابكن است .
حاجى نورى در كتابش نوشته است يكى از طلاب نجف كه اهل يزد بود , برايم نقل كرد كه در جوانى سفرى پياده از راه كوير به خراسان مى رفتم . در يكى از دهات نيشاپور مسجدى بود و من چون جايى را نداشتم , به مسجد رفتم . پيشنماز مسجد آمد و نماز خواند و بعد منبر رفت . در اين بين با كمال تعجب ديدم فراش مسجد مقدارى سنگ آورد و تحويل پيشنماز داد . وقتى روضه را شروع كرد , دستور دارد چراغها را خاموش كردند . چراغها كه خاموش شد , سنگها را به طرف مستمعين پرتاب كرد كه صداى فرياد مردم بلند شد .
چراغها كه روشن شد ديدم سرهاى مردم مجروح شده است و در حالى كه اشكشان مى ريخت از مسجد بيرون رفتند . رفتم نزد پيشنماز و به او گفتم اين چه كارى بود كه كردى ؟ ! گفت من امتحان كرده ام كه اين مردم با هيچ روضه اى گريه نمى كنند . چون گريه كردن بر امام حسين اجر و ثواب زيادى دارد و من ديدم كه راه گرياندن اينها منحصر است به اينكه سنگ به كله شان بزنم , از اين راه اينها را مى گريانم ! به قول او هدف وسيله را مباح مى كند . هدف , گريه بر امام حسين است ولو اينكه يك دامن سنگ به كله مردم بزند .
پس اين يك عامل خصوصى در اين قضيه بوده كه در جعلها و تحريفها دخالت داشته است .
53 انسان وقتى كه در تاريخ سير مى كند , مى بيند بر سر اين حادثه چه آورده اند ! بخدا قسم حرف حاجى نورى حرف راستى است . مى گويد امروز اگر كسى بخواهد بر امام حسين بگريد , بر اين تحريفها و مسخها بايد بگريد , بر اين دروغها بگريد .
كتاب معروفى است به نام[ ( روضه الشهداء] ( كه نويسنده آن ملا حسين كاشفى است . حاجى نورى مى گويد اين داستان زعفر جنى و عروسى قاسم اول بار در كتاب اين مرد نوشته شده و من اين كتاب را نديده بودم و خيال مى كردم در آن يكى دو تا از اين حرفهاست . بعد كه اين كتاب را كه به فارسى هم هست و تقريبا 500 سال پيش تاليف شده است , . . . ( 1 ) ملا حسين مرد ملا و با سوادى بوده و كتابهائى هم دارد و صاحب انوار سهيلى است .
تاريخش را كه مى خوانيم معلوم نيست شيعه بوده ي ا سنى و اساسا مرد بوقلمون صفتى بوده است , بين شيعه ها كه مى رفته , خودش را شيع ه صددرصد و مسلم معرفى مى كرده و بين سنيها كه مى رفته خودش را حنفى نشان مى داده ا ست . اهل سبزوار است و سبزوار مركز تشيع بوده است و مردم هم متعصب در تشيع . در سبزوار شيعه صد درصد بوده و گاهى كه به هرات مى رفته ( شوهر خواهر و يا باجناق ع