ضررى دارد ؟ چه خطرى دارد ؟ خطر تحريف فوق ال عاده زياد است . تحريف ضربت غير مستقيم است كه از ضربت مستقيم كارى تر است . يك كتاب كه تحريف مى شود ( چه تحريف لفظى , چه تحريف معنوى ) اگر كتاب هدايت باشد , تبديل به كتاب ضلالت مى شود , اگر كتاب سعادت باشد تبديل به كتاب شقاوت مى شود . اگر كتابى باشد كه انسان را رو به بالا مى برد , در اثر تحريف رو به پائين مىآورد . اساسا آن حقيقت را بكلى عوض مى كند . نه تنها بدون خاصيت مى كند , بلكه اثر معكوس مى بخشد .
هر چيزى آفتى متناسب با خودش دارد , پيغمبر اكرم مى فرمايد : آفه الدين ثلاثه : فقيه فاجر , امام جائر , مجتهد جاهل ( 1 ) , سه چيز آفت دين است :
1- دانشمند بد عمل , فاسق و فاجر .
2- زعيم و پيشواى ستمكار .
3- مقدس نادان .
پيغمبر اكرم اينها را بعنوان آفتهاى دين مى شمرد . همان طور كه جمادات , نباتات و حيوانات آفتهاى مخصوص بخود دارند , بدن انسانها آفتهاى مخصوص به خود دارد , دين , آئين و مسلك هم آفت مخصوص به خود دارد .
تحريف , كه بوسيله دو صنف از آن سه صنفى كه پيغمبر اكرم فرمود , يعنى عالم بد عمل و فاسق , و مقدس نادان ايجاد مى شود , آفت دين است , دين را از بين مى برد . تحريف چون موضوع را عوض مى كند مردم آن را بعنوان حقيقت مى پذيرند , اما نتيجه معكوس مى گيرند .
على عليه السلام , شخصيتى به آن عظمت , در نظر بعضى از ما مردم يك شخصيت تحريف شده عجيبى است . بعضى از مردم على را فقط و فقط به پهلوانى مى شناسند و بس ! گاهى به وسيله اشخاص بسيار معرض عكسهايى از على عليه السلام منتشر مى شود كه شمشيرى مانند زبان مار كه دو زبانه دارد در دست اوست و بازوها و قيافه اى براى ايشان درست مى كنند و نقاشى مى كنند كه معلوم نيست از كجا بدست آورده اند . اصلا عكس و مجسمه على و پيغمبر قطعا در دنيا نبوده است . يك قيافه هاى عجيبى درست مى كنند كه انسان باور نمى كند اين همان على عادل است , اين همان على اى است كه شبها از خوف خدا مى گريسته است . چون سيماى يك عابد , سيماى يك متهجد , سيماى كسى كه شبها استغفار مى كرده است , سيماى يك حكيم , سيماى يك قاضى , سيماى يك اديب , يك جور ديگر است .
مطلب ديگرى كه مخصوص ما ايرانيهاست اينست كه به امام چهارم عليه السلام مى گوييم امام زين العابدين بيمار ! غير از زبان فارسى در هيچ زبان ديگرى كلمه بيمار را دنبال اسم امام زين العابدين نمى بينيم . در زبان عربى چنين كلمه اى نيست . ايشان القاب زيادى دارند , السجاد يكى از القابشان است , ذوالشفنات يكى از القابشان است . آيا شما كتابى در دنيا پيدا مى كنيد كه لقبى به زبان عربى به امام داده باشند كه مفهوم بيمار را برساند ؟ ! امام زين العابدين تنها در ايام حادثه عاشورا بيمار بودند ( شايد تقدير الهى بود براى اينكه بايد امام زنده مى ماند و نسل امام حسين از اين طريق محفوظ مى شد ) و همان بيمارى سبب نجات ايشان شد . چند بار تصميم گرفتند امام را بكشند , اما چون بيمارى او شديد بود , گفتند انه لما به ( 1 ) چرا او را بكشيم ؟ او دارد مى ميرد . در دنيا چه كسى هست كه در عمرش بيمار نشده باشد ؟ در غير اين چند روز ببينيد آيا يك جا نوشته اند كه امام زين العابدين بيمار بود ؟ ! ولى ما امام زين العابدين را به صورت يك بيمار مريض زرد رنگ تب دارى كه هميشه عصا بدستش است و كمر خم كرده و راه مى رود و آه مى كشد , ترسيم كرده ايم ! همين دروغ , همين تحريف سبب شده است كه بسيارى از اشخاص آه بكشند , ناله بكنند , خودشان را به موش مردگى بزنند تا مردم آنها را احترام كنند و بگويند آقا را ببينيد درست مانند امام زين العابدين بيمار است ! اين تحريف است . امام زين العابدين عليه السلام با امام حسين عليه السلام و با امام باقر عليه السلام از نظر مزاج و بنيه هيچ فرقى نداشته است . امام بعد از حادثه كربلا چهل سال زنده بود . مانند همه سالم بود , با امام صادق عليه السلام فرقى نداشته , چرا بگوئيم امام زين العابدين بيمار ؟ ! (2)
امامت به معنى نمونه بودن و سرمشق بودن است . فلسفه وجود امام اين است كه يك انسان مافوق انسانها باشد , همان طور كه پيغمبران , بشر مثلكم يوحى الى ( 1 ) بودند , تا مردم از اين مثلهاى اعلى پيروى و تبعيت كنند . اما وقتى كه چهره اين شخصيتها اين قدر مشوه شد , خراب شد , سيمايشان تغيير كرد , ديگر قابل پيروى و لايق پيروى نيستند . يعنى پيروى از اين شخصيتهاى خيالى به جاى اينكه سودمند باشد , نتيجه معكوس مى بخشد .
پس اجمالا دانستيم كه خطر تحريف چقدر زياد است . واقعا تحريف ضربت غير مستقيم است , از پشت خنجر زدن است .
نسل يهوديان در جهان قهرمان تحريفند . هيچكس به اندازه اينها در تاريخ جهان تحريف نكرده است , و به همين دليل هيچكس به اندازه اينها به بشريت ضربه نزده است , حقايق را قلب و بدعتها ايجاد نكرده است .
رسالت و وظيفه ما مخصوصا در اين عصر بدانيد كه وظيفه سنگينى داريم . با حادثه تحريف شده نمى شود به مردم خدمت كرد , در گذشته هم نمى شد . در گذشته اگر فايده اى نداشت ضررش كم بود ولى در اين عصر ضررش خيلى زياد است . ما و شما بزرگترين وظيفه اى ك ه داريم اين است كه ببينيم چه تحريفاتى در تاريخ ما شده است , چه تحريفاتى در نقاشى شخصيتها و بزرگان ما شده است , چه تحريفاتى در قرآن شده است ؟ اما تحريف قرآن تحريف لفظى نيست , يعنى در قرآن نه يك كلمه كم شده است و نه يك كلمه زياد . خطر تحريف معنوى قرآن به اندازه خطر تحريف لفظى آن است . تحريف معنوى قرآن يعنى چه ؟ يعنى تفسير غلط , توجيه غلط , قرآن را غلط تفسير كردن , توجيه غلط كردن , همين هم نبايد باشد . ببينيم در تاريخهاى ما , آن تاريخهايى كه بايد براى ما درس آموزنده باشد و سند اخلاقى ماست , سند تربيت اجتماعى ما است , مانند حادثه تاريخى عاشورا , چه تحريفاتى شده است ؟ بايد با اين تحريفات مبارزه كنيم .
وظايف علماى امت و عامه مردم وظايفى كه علماى امت دارند چيست ؟ وظايف عامه و توده مردم چيست ؟ راجع به علماى امت يك سخن كلى را عرض مى كنم : عالم نقطه انحرافش در اينجاست كه هميشه خودش را در مقابل نقاط ضعف و عيبهاى مردم مى بيند .
نقاط ضعف روحى و اخلاقى و اجتماعى در افراد يك نوع بيمارى است . در بيماريهاى جسمانى , خود بيمار معمولا بيمارى خودش را احساس مى كند و خودش دنبال معالجه مى رود . ولى در بيماريهاى روحى آنچه كه كار را مشكل مى كند اين است كه شخص بيمار است ولى خودش نمى فهمد كه بيمار است ! بلكه برعكس , آن بيمارى را به عنوان سلامت مى پذيرد ! به بيمارى خودش علاقه دارد ! چنين نيست كه افراد , نقاط ضعف خودشان را به عنوان نقطه ضعف بشناسند و قبول كنند , بلكه آنها را نقطه قوت در خودشان مى دانند ! اين , عالم است كه مى فهمد نقاط ضعف اجتماعش چيست .
عالم كه در مقابل نقاط ضعف اجتماع قرار مى گيرد , دو حالت دارد :
1- با نقاط ضعف مردم مبارزه مى كند . اين را مصلح مى گويند مصلح يعنى كسى كه با نقاط ضعف مردم مبارزه مى كند . غالبا مردم از او خوششان نمىآيد !
2- مبارزه كردن با نقاط ضعف مردم را كار سخت و مشكلى مى بيند . مبارزه كردن با نقاط ضعف 