ه ذى الحجه است كه وقت حج باشد , و نه ماه رجب است كه وقت عمره باشد , و اصرار كرد كه بايد بگوئى كجا رفته بودى , بالاخره معلوم شد اين زن به زيارت حسين بن على رفته بود كه متوكل آتش گرفت , فهميد نام حسين را نمى شود فراموشاند .
1 سر مغنيه يعنى يك خانم خواننده رقاصه كه ساير رقاصه ها را تهيه مى كند و رئيس آنهاست .
127 من نمى دانم كدام جانى يا جانيهائى , جنايت را به مشكل ديگرى بر حسين بن على وارد كردند , و آن اينكه هدف حسين بن على را مورد تحريف قرار دادند و همان چرندى را كه مسيحيها در مورد مسيح گفتند درباره حسين گفتند كه حسين كشته شد براى آنكه بار گناه امت را به دوش بگيرد , براى اينكه ما گناه بكنيم و خيالمان راحت باشد , حسين كشته شد براى اينكه گنهكار تا آن زمان كم بود , بيشتر بشود . لذا بعد از اين انحراف چاره اى نبود جز اينكه ما فقط صفحه سياه و تاريك اين حادثه را بخوانيم , فقط رثاء و مرثيه ببينيم . من نمى گويم آن صفحه تاريك را نبايد ديد بلكه بايد آن را ديد و خواند , اما اين مرثيه هميشه بايد مخلوط با حماسه باشد . اينكه گفته اند رثاء حسين بن على بايد هميشه زنده بماند , حقيقتى است و از خود پيغمبر گرفته اند و ائمه اطهار نيز به آن توصيه كرده اند . اين رثاء و مصيبت نبايد فراموش بشود . اين ذكرى , اين يادآورى نبايد فراموش بشود و بايد اشك مردم را هميشه بگيريد , اما در رثاى يك قهرمان . پس اول بايد قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگرييد , و گرنه رثاى يك آدم نفله شده بيچاره بى دست و پاى مظلوم كه ديگر گريه ندارد , و گريه ملتى براى او معنى ندارد . در رثاى قهرمان بگرييد براى اينكه احساسات قهرمانى پيدا بكنيد , براى اينكه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پيدا شود و شما هم تا اندازه اى نسبت به حق و حقيقت غيرت پيدا كنيد , شما هم عدالتخواه بشويد , شما هم با ظلم و ظالم نبرد بكنيد , شما هم آزاديخواه باشيد , براى آزادى احترام قائل باشيد , شما هم سرتان بشود كه عزت نفس 128 يعنى چه ؟ شرف و انسانيت يعنى چه ؟ كرامت يعنى چه ؟ اگر صفحه نورانى تاريخ حسينى را ما خوانديم , آن وقت از جنبه رثائيش مى توانيم استفاده بكنيم و گرنه بيهوده است . خيال مى كنيم حسين بن على در آن دنيا منتظر است كه مردم برايش دلسوزى كنند يا العياذبالله حضرت زهرا عليه السلام بعد از هزار و سيصد سال , آنهم در جوار رحمت الهى , منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گريه بكنند تا تسلى خاطر پيدا كنند ! چند سال پيش در كتابى ديدم كه نويسنده مقايسه اى ميان حسين بن على و عيسى مسيح كرده بود , نوشته بود كه عمل مسيحيها بر عمل مسلمين ( شيعيان ) ترجيح دارد , زيرا آنها روز شهادت عيسى مسيح را جشن مى گيرند و شادمانى مى كنند , ولى اينها در روز شهادت حسين بن على مرثيه خوانى و گريه مى كنند . عمل آنها بر عمل اينها ترجيح دارد , زيرا آنها شهادت را براى عيسى مسيح موفقيت مى دانند نه شكست , و چون موفقيت مى دانند شادمانى مى كنند .
اما مسلمين شهادت را شكست مى دانند و چون شكست مى دانند گريه مى كنند .
خوشا به حال ملتى كه شهادت را موفقيت بشمارد و جشن بگيرد و بدا به حال ملتى كه شهادت را شكست بداند و به خاطر آن مرثيه خوانى بكند .
جواب اين است كه اولا دنياى مسيحى كه اين شهادت را جشن مى گيرد , روى همان اعتقاد خرافى است كه مى گويد عيسى كشته شد تا بار گناه ما بريزد , و چون به خيال خودش سبكبال شده و استخوانش سبك شده آن را جشن مى گيرد , در حقيقت او جشن سبكى استخوان خودش را به خيال خودش مى گيرد , و اين يك خرافه است . ثانيا اين همان فرق اسلام و مسيحيت تحريف شده است كه اسلام يك دين اجتماعى و مسيحيت , دينى است كه همه آن چيزى كه دارد اندرز اخلاقى است . از طرف ديگر گاه به يك حادثه از نظر فردى نگاه مى كنيم و گاه از نظر اجتماعى . از نظر اسلام شهادت حسين بن على از ديدگاه فردى يك موفقيت بود . براى شخص حسين بن على اين شهادت شكست بود يا موفقيت ؟ هر مسلمانى مى گويد موفقيت و خود حضرت هم روز اول فرمود : خط الموت على ولد آدم مخط القلاده على جيد الفتاه , و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف ( 1 ) , از نظر يك انسان و از نظر خود شهيد , شهادت موفقيت است .
لازم نيست مسيحيها بگويند , در هزار و سيصد و پنجاه سال پيش خود پيشوايان اسلام گفته اند , على بن ابيطالب آن وقتى كه تيغ بر فرقش فرود آمده و تا نزديك ابرويش شكافته است , اين طور حرف مى زند : و الله ما فجانى من الموت وارد كرهته , او طالع انكرته , و ما كنت الا كقارب ورد و طالب وجد ( 2 ) , به خدا قسم مرگ ناگهانى و ضربت ناگهانى اى كه بر من خورد , يك ذره مورد كراهت من نيست , من افتخار مى كنم و آرزوى چنين روزى را داشتم , به خدا قسم مثل من مثل آن عاشقى است كه به معشوق خود رسيده باشد .
به قول شاعر : ديدار يار غائب , دانى چه ذوق دارد { ابرى كه در بيابان بر تشنه اى ببارد مثل من در حال اين ضربت خوردن مثل همان مردمى است كه در شبهاى تاريك دنبال آب مى گردند و ناگهان به آب مى رسند .
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند { اندر آن ظلمت شب , آب حياتم دادند اين از نظر شخصى و فردى , اما اسلام يك طرف ديگر هم دارد , قضايا را هميشه از جنبه شخصى مطالعه نمى كند , از جنبه اجتماعى هم مطالعه مى كند .
حادثه عاشورا از جنبه اجتماعى و نسبت به كسانى كه مرتكب آن شدند , مظهر يك انحطاط در جامعه اسلامى بود , لذا دائما بايد يادآورى بشود كه ديگر چنين كارى را مرتكب نشوند . اين همان[ ( آخى] ( است كه يك ملت مى گويد : ما مسلمانها چنين كارى كرديم ؟ ! لعنت به كسانى كه چنين كارى كردند , پس ديگر چنين كارى نكنيم . ثانيا اين موضوع براى صيقل دادن احساسات اسلامى و انسانى است , اما بشرط اينكه ما اين را درست درك بكنيم . امروز روزى نيست كه آدم سرش را زير آب بكند . ما بايد در اوضاع مذهبى خودمان رفرم ايجاد كنيم . البته نه در مذهب بلكه در كار خودمان , اشتباهات ما كه به مذهب مربوط نيست . مگر محتشم كاشانى هم يكى از اركان مذهب است ؟ ! بايد اين شعارهاى مفت ( 1 ) . . .

1- اى قوم اگر شما بر مقام رسالت و اندرز من به آيات خدا تكبر و انكار داريد , من تنها به خدا توكل مى كنم , شما هم به اتفاق بتان و خدايان باطل خود هر مكر و تدبيرى داريد انجام دهيد , تا امر بر شما پوشيده نباشد و درباره من هر انديشه باطلى داريد ببريد سوره يونس , آيه 71 .
1و2و3- نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 51 , صفحه 138 .
1 . داستانهاى رثايى و 1 اشاره به مجلات زمان طاغوت است .
1- اشاره به دو جلد كتاب داستان راستان نوشته استاد شهيد است .
1- متاسفانه بقيه بيانات شهيد آيه الله مطهرى ( دنباله اين مطلب ) در نوار ضبط نشده است .
1- ديوان محتشم .
1 ملائكه گفتند پروردگارا ! آيا كسانى را خواهى گماشت كه در زمين فساد كنند و خونها بريزند و حال آنكه ما خود , تو را تسبيح و تقديس مى كنيم ؟ سوره بقره , آيه 30 .
3 و 2- سوره بقره آيه 30 .
1- بحار الانوارج 44 ص 366 , اللهوف ص 25 , مقتل الحسين خوارزمى ج 2 ص 5 , كشف الغمه ج 2 ص 29 .
2 بحار الانوارج 42 , ص 254 , نهج البلاغه فيض