ت . موفقيت يك پيام , وابسته به چهار شرط است كه اولين آنها مربوط است به ماهيت خود پيام , به غنى بودن و قدرت معنوى خود پيام و به تعبير قرآن به حقانيت خود پيام , اين يك شرط است كه مربوط به پيام رسان نيست , مربوط به خود پيام است . و در اينكه حقانيت يك پيام , خود , عامل بسيار م…ثرى در موفقيت آن پيام است , نه از نظر علمى و روانى و روانشناسى جاى ترديد است و نه از نظر منطق دينى و مذهبى . قرآن مجيد روى اين مطلب تكيه دارد كه يك امر اگر حق و حقيقت باشد , خود همان حقيقت بودن عاملى است براى بقاء آن , و نيز باطل بودن , بى محتوى بودن , بى فايده و بى اثر بودن يك پيام , خود , عامل فناى آن و چيزى است كه از درون آن را از بين مى برد . مثلى در قرآن مجيد در اين زمينه هست كه مى فرمايد : انزل من السماء ماء فسالت اوديه بقدرها فاحتمل السيل زبدار ابيا و مما يوقدون عليه فى النار البتغاء حليه او متاع زبد مثله كذالك يضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث فى الارض ذلك يضرب الله الامثال ( 1 ) .
بطور خلاصه معنى قسمت اخير آيه را ذكر مى كنم : بعد از اينكه موضوع آمدن باران و راه افتادن سيل را بيان مى كند , و اينكه هر جويى و هر نهرى , بزرگ يا كوچك به اندازه ظرفيت خود آب مى گيرد و در خلال حركت سيل كفى روى آن قرار مى گيرد و كف احيانا روى آب را مى پوشاند , مى فرمايد : اما كف از بين مى رود . آنچه كه به حال مردم نافع و مفيد است , يعنى خود آب باقى مى ماند . بعد مى گويد : اين مثل , مثل حق و باطل است .
عوامل ديگرى هم براى موفقيت يك پيام هست كه مربوط به ماهيت و محتواى آن نيست . يك پيام وقتى مى خواهد از روحى به روح ديگر برسد و در روحهاى مردم نفوذ بكند , جامعه اى را تحت تاثير و نفوذ معنوى خودش قرار بدهد , بدون شك احتياج به پيام رسان دارد . خصوصيات و شخصيت و لياقت پيام رسان و شرايطى كه بايد در پيام رسان وجود داشته باشد , خود مطلبى است كه بايد جداگانه درباره اش بحث بكنيم .
عامل ديگر , وسائل و ابزارهايى است كه براى رساندن پيام به كار برده مى شود . يك پيام رسان بدون شك احتياج به يك سلسله وسائل و ابزارهائى دارد كه بوسيله آنها پيامى را كه مامور ابلاغ آن است به مردم مى رساند .
عامل چهارم متد و سبك و اسلوب پيام رسان است , كيفيت رساندن پيام .
پس چهار عاملى كه در موفقيت يا شكست يك پيام مؤثرند عبارتند از :
1- ماهيت پيام ( حقانيت و غنى بودن محتواى آن ) .
2- شخصيت خاص پيام رسان .
3- ابزار پيام رسانى .
4- كيفيت و متد و اسلوب رساندن پيام .
با بحث در وسايل و ابزار پيام رسانى , بحث را ادامه مى دهيم .
يك پيام اگر بخواهد به مردم برسد , بدون شك احتياج به وسيله و ابزار دارد . من اگر بخواهم پيامى را به شما ابلاغ بكنم , بدون وسيله براى من مقدور نيست . يعنى نمى توانم همين طور كه اينجا نشسته ام به اصطلاح از طريق اشراق آن را به قلب شما القاء بكنم , بدون اينكه از هيچ وسيله اى استفاده كرده باشم . حداقل چيزى كه من مى توانم از آن استفاده بكنم , خود سخن است , لفظ است , قول است , سخنرانى است , كتاب است , نوشتن است , نثر است , شعر است , والا اين منبر هم كه الان در اينجا قرار دارد , خودش يك وسيله و ابزار براى تبليغ است , اين ميكروفن كه در اينجا قرار گرفته است , خودش يك وسيله و ابزار براى گفتن و رساندن پيام است , و هزاران وسيله ديگر .
البته اولين شرط رساندن يك پيام الهى اين است كه از هر گونه وسيله اى نمى توان استفاده كرد . يعنى براى اينكه پيام الهى رسانده بشود و براى اينكه هدف مقدس است , نبايد انسان اين جور خيال بكند كه از هر وسيله كه شد براى رسيدن به اين هدف بايد استفاده بكنيم , مى خواهد اين وسيله مشروع باشد و يا نامشروع . مى گويند الغايات , تبرر المبادى , يعنى نتيجه ها مقدمات را تجويز مى كنند . همين قدر كه هدف , هدف درستى بود , ديگر به مقدمه نگاه نكن . چنين اصلى , مطرود است . ما اگر بخواهيم براى يك هدف مقدس قدم برداريم , از يك وسيله مقدس و حداقل از يك وسيله مشروع مى توانيم استفاده بكنيم . اگر وسيله نامشروع بود , نبايد به طرف آن برويم . در اينجا ما مى بينيم كه گاهى از اوقات براى هدفهائى كه خود هدف , فى حد ذاته مشروع است , از وسائلى استفاده مى كنند و استفاده مى شود كه اين وسائل نامشروع است و خود اين مى رساند كه كسانى كه وانمود مى كنند ما چنان هدفى داريم و اينها وسيله است , خود همان وسيله براى آنها هدف است .
براى مثال در قديم موضوعى بود به نام شبيه خوانى ( در تهران هم خيلى زياد بوده است ) كه در واقع نوعى نمايش از حادثه كربلا بود .
نمايش قضيه كربلا فى حد ذاته بدون شك اشكال ندارد , يعنى نمايش از آن جهت كه نمايش است اشكال ندارد . ولى ما مى ديديم و همه اطلاع دارند كه خود مسئله شبيه خوانى براى مردم هدف شده بود . ديگر هدف امام حسين و ارائه داستان كربلا و مجسم كردن آن حادثه مطرح نبود . هزاران چيز در شبيه خوانى داخل شده بود كه آن را به هر چيزى شبيه مى كرد غير از حادثه كربلا و قضيه امام حسين , و چه خيانتها و شهوترانيها و اكاذيب و حقه بازيها در همين شبيه خوانيها مى شد كه گاهى به طور قطع مرتكب امر حرام مى شدند . به هيچ چيز پايبند نبودند . از بچگى اين در يادم هست كه در همين محل خودمان كه فريمان است , هميشه مسئله شبيه خوانى مورد نزاع مرحوم ابوى ما رضوان الله عليه و مردم بود , گو اينكه ايشان در اثر نفوذى كه داشتند تا حد زيادى در آن منطقه جلوى اين مسئله را گرفته بودند , ولى هميشه يك كشمكش در اين مورد وجود داشت . ايشان مى گفتند كه شما كارهاى مسلم الحرامى را به نام امام حسين مرتكب مى شويد و اين , كار درستى نيست .
در سالهايى كه در قم بوديم يادم هست كه در آنجا هم يك نمايشها و شبيه هاى خيلى مزخرفى در ميان مردم بود . سالهاى اول مرجعيت مرحوم آيت الله بروجردى رضوان الله عليه بود كه قدرت فوق العاده داشتند . قبل از محرم بود به ايشان گفتند كه وضع شبيه خوانى ما اين جور است . دعوت كردند , تمام ر…ساى هيئتها به منزل ايشان آمدند , 214 از آنها پرسيدند شما مقلد كى هستيد ؟ همه گفتند ما مقلد شما هستيم , فرمودند اگر مقلد من هستيد , فتواى من اين است كه اين شبيه هايى كه شما به اين شكل در مىآوريد حرام است . با كمال صراحت به آقا عرض كردند كه آقا ما در تمام سال مقلد شما هستيم , الا اين سه چهار روز كه ابدا از شما تقليد نمى كنيم ! گفتند و رفتند و به حرف مرجع تقليدشان اعتنا نكردند .
خوب اين نشان مى دهد كه هدف , امام حسين نيست , هدف , اسلام نيست , نمايشى است كه از آن استفاده هاى ديگرى و لااقل لذتى مى برند . اين , شكل قديميش بود .
شكل مدرنش را ما امروز در نمايشهايى كه براى عرفا و فلاسفه , هر چند وقت يك بار در خارج و داخل به عنوان كنگره اى بزرگ به نام فلان عارف بزرگ مثلا مولوى تشكيل مى دهند , مى بينيم . يك چيزى هم مى گويند كه عرفا مجلس سماع دارند كه در خود مجلس سماع هزار حرف است . حالا گيرم آن مرد عارف مجلس سماعى هم داشته است , آن مجلس سماع مشروع يا نامشروع ب