داد , همينقدر كه عبور داد , دستور داد كه آذوقه به اندازه بيست و چهار ساعت نگه دارند و زيادتر از آن را هر چه هست آتش بزنند و كشتيها را هم آتش بزنند . بعد سربازان و افسران را جمع كرد , اشاره كرد به درياى عظيمى كه در آنجا بود , گفت ايها الناس ! دشمن رو بروى شما و دريا پشت سر شماست .
اگر بخواهيد فرار كنيد جز غرق شدن در دريا راه ديگرى نداريد , كشتى اى ديگر وجود ندارد . غذا هم اگر بخواهيد تنبلى كنيد جز براى بيست و چهار ساعت نداريد , بعد از آن خواهيد مرد . بنابراين نجات شما در زدن و از بين بردن دشمن است . غذاى شما در چنگ دشمن است . راهى جز اين نداريد .
يعنى برايشان اجبار به وجود آورد . اين سرباز اگر تا آخرين قطره خونش نجنگند چه بكند ؟ اما امام حسين با اصحاب خودش بر ضد طارق بن زياد عمل كرد . نگفت : دشمن اينجاست , از اين طرف برويد شما را از بين مى برد , از آن طرف هم برويد شما را نابود مى كند . بنابراين ديگر راهى نيست غير از اينكه روغن چراغ ريخته را بايد نذر امامزاده كرد . شما كه به هر حال كشته مى شويد , حالا كه كشته مى شويد , بيائيد با من كشته شويد . آنگونه شهادت ارزش نداشت . يك سياستمدار اينجور عمل مى كند . گفت : نه دريا پشت سرت است و نه دشمن روبرويت . نه دوست ترا اجبار كرده است و نه دشمن . هر كدام را كه مى خواهى انتخاب كن , در نهايت آزادى .
پس انقلاب امام حسين , در درجه اول بايد بدانيم كه انقلاب آگاهانه است , هم از ناحيه خودش و هم از ناحيه اهل بيت و يارانش . انفجار نيست .
انقلاب آگاهانه مى تواند ماهيتهاى مختلف داشته باشد . اتفاقا در قضاياى امام حسين , عوامل زيادى موثر است كه اين 266 عوامل سبب شده است كه نهضت امام حسين يك نهضت چند ماهيتى باشد نه تك ماهيتى . يكى از تفاوتهائى كه ميان پديده هاى اجتماعى و پديده هاى طبيعى هست اينست كه پديده طبيعى بايد تك ماهيتى باشد , نمى تواند چند ماهيتى باشد . يك فلز در آن واحد نمى تواند كه هم ماهيت طلا را داشته باشد و هم ماهيت مس را . ولى پديده هاى اجتماعى , مى توانند در آن واحد چند ماهيتى باشند .
خود انسان يك اعجوبه اى است كه در آن واحد مى تواند چند ماهيتى باشد .
اينكه[ ( سارتر] ( و ديگران گفته اند كه انسان وجودش بر ماهيتش تقدم دارد , اين مقدارش درست است . نه به تعبيرى كه آنها مى گويند درست است , يك چيز علاوه اى هم در اينجا هست و آن اينكه انسان در آن واحد مى تواند چند ماهيت داشته باشد , مى تواند ماهيت فرشته داشته باشد , در همان حال ماهيت خوك هم داشته باشد , در همان حال ماهيت پلنگ هم داشته باشد كه اين داستان عظيمى است در فرهنگ و معارف اسلامى .
پديده اجتماعى مى تواند چند ماهيتى باشد . اتفاقا قيام امام حسين از آن پديده هاى چند ماهيتى است , چون عوامل مختلف در آن اثر داشته است . مثلا يك نهضت مى تواند ماهيت عكس العملى داشته باشد , يعنى صرفا عكس العمل باشد , مى تواند ماهيت آغازگرى داشته باشد . اگر يك نهضت ماهيت عكس العملى داشته باشد , مى تواند يك عكس العمل منفى باشد در مقابل يك جريان , و مى تواند يك عكس العمل مثبت باشد در مقابل جريان ديگر . همه اينها در نهضت امام حسين وجود دارد .
اينست كه اين نهضت يك نهضت چند ماهيتى شده است . چطور ؟ يكى از عوامل كه به يك اعتبار ( از نظر زمانى ) اولين عامل است , عامل تقاضاى بيعت است : امام حسين در مدينه است . معاويه قبل از مردنش كه مى خواهد جانشينى يزيد را براى خود مسلم بكند مىآيد در مدينه مى خواهد از امام بيعت بگيرد , آنجا موفق نمى شود بعد از مردنش يزيد مى خواهد بيعت بگيرد بيعت كردن يعنى امضا كردن و صحه گذاشتن نه تنها روى خلافت شخص يزيد بلكه همچنين روى سنتى كه معاويه پايه گذارى كرده است كه خليفه پيشين خليفه بعدى را تعيين كند , نه اينكه خليفه پيشين برود بعد مردم جانشين او را تعيين بكنند , يا اگر شيعه بودند به نصى كه از طرف پيغمبر اكرم رسيده است عمل بكنند . نه , يك امرى كه نه شيعه مى گويد و نه سنى : خليفه اى , خليفه ديگر را , پسر خودش را به عنوان ولى عهد المسلمين تعيين بكند .
بنابر اين , اين بيعت تنها امضا كردن خلافت آدم ننگينى مانند يزيد نيست , امضا كردن سنتى است كه براى اولين بار وسيله معاويه مى خواست پايه گذارى بشود .
در اينجا آنها از امام حسين بيعت مى خواهند , يعنى از ناحيه آنها يك تقاضا ابراز شده است , امام حسين عكس العمل نشان مى دهد , عكس العمل منفى . بيعت مى خواهيد ؟ نمى كنم . در اينجا عمل امام حسين , عمل منفى است , از سنخ تقواست , از سنخ اينست كه هر انسانى در جامعه خودش مواجه مى شود با تقاضاهائى كه به شكلهاى مختلف , به صورت شهوت , به صورت مقام , به صورت ترس و ارعاب از او مى شود و بايد در مقابل آنها بگويد : نه , يعنى تقوا .
آنها مى گويند : بيعت , امام حسين مى گويد : نه . تهديد مى كنند , مى گويد : حاضرم كشته بشوم و حاضر نيستم بيعت بكنم .
تا اينجا اين نهضت , ماهيت عكس العملى آنهم عكس العمل منفى در مقابل يك تقاضاى نامشروع دارد و به تعبير ديگر , ماهيتش , ماهيت تقواست , ماهيت قسمت اول لا اله الا الله يعنى لا اله است , در مقابل تقاضاى نامشروع ,[ ( نه] ( گفتن است ( تقوا ) .
اما عاملى كه موثر در نهضت حسينى بود , تنها اين قضيه نبود . عامل ديگرى هم در اينجا وجود داشت كه باز ماهيت نهضت حسينى از آن نظر , ماهيت عكس العملى است ولى عكس العمل مثبت نه منفى .
معاويه از دنيا مى رود . مردم كوفه اى كه در بيست سال قبل از اين حادثه , لااقل پنج سال على ( ع ) در اين شهر زندگى كرده است و هنوز آثار تعليم و تربيت على به كلى از ميان نرفته است ( البته خيلى تصفيه شده اند , بسيارى از سران بزرگان و مردان اينها : حجر بن عدى ها , عمرو بن حمق خزاعى ها , رشيد هجرى ها و ميثم تمارها را از ميان برده اند براى اينكه اين شهر را از انديشه و فكر على , از احساسات به نفع على خالى بكنند , ولى باز هنوز اثر اين تعليمات هست ) تا معاويه مى ميرد , به خود مىآيند , دور همديگر جمع 269 مى شوند كه اكنون از فرصت بايد استفاده كرد , نبايد گذاشت كه فرصت به پسرش يزيد برسد , ما حسين بن على داريم , امام بر حق ما حسين بن على است , ما الان بايد آماده باشيم و او را دعوت كنيم كه به كوفه بيايد و او را كمك بدهيم و لااقل قطبى در اينجا در ابتدا به وجود آوريم , بعد هم خلافت را خلافت اسلامى بكنيم .
اينجا يك دعوت است از طرف مردمى كه مدعى هستند ما از سر و جان و دل آماده اي م , درختهاى ما ميوه داده است . مقصود از اين جمله نه اينست كه فصل بهار است . بعضى اينجور خيال مى كنند كه درختها سبز شده و ميوه داده است يعنى آقا ! الان اينجا فصل ميوه است , بيائيد اينجا مثلا شكم ميوه اى بخوريد ! نه , اين مثل است , مى خواهد بگويد كه درختهاى انسانها سرسبزند و اين باغ اجتماع آماده است براى اينكه شما در آن قدم بگذاريد .
[ ( كوفه] ( اصلا اردوگاه بوده است , از اول هم به عنوان يك اردوگاه تاسيس شد . اين شهر در زمان خليفه عمر بن الخطاب ساخته شد , قبلا[ ( حيره] ( بود . اين شهر را سعد و قاص ساخت . همان مسلمانانى كه سرباز بو