خواهران خود نكاح مى كند ( يزيد] ( .
[ - 3 ترجمه : و اسلام مانند پيوستن وارونه پوشيده شود] .
1 - و به اين ترتيب آرزوى ديرين حزب اموى كه ابوسفيان در خانه عثمان گفت : يا بنى اميه تلقفوها تلقف الكرة , اما والدى يحلف به ابوسفيان ما زلت ارجوها لكم و لنصيرن الى صبيانكم وراثة محقق شد و خود معاويه هم باور نمى كرد محقق شود و البته امام حسين بيش از هر كس از اين منويات آگاه بود و مى ديد كه دارند مثل گوى با آن بازى مى كنند و به كودكان خود به وراثت مى دهند . قيام حسين ( ع ) در برابر عمل شدن افكار حزب اموى بود .
[ - 1 ترجمه : او را به هنگامى فرستاد كه جهان از وجود پيامبر خالى بود ] .
[ - 2 ترجمه : و دنيا نورش به خاموشى گرائيده بود] .
[ - 1 ترجمه : فرعون در زمين سركشى كرد و اهل آن را به دستجات مختلف پراكنده ساخت] .
[ - 2 ترجمه : آن فتنه اى كور و تاريك است] .
[ - 3 ترجمه : و هر آينه بنى اميه را زمامداران بدى خواهيد يافت] .
1 - در ورقه شهيد و شهادت گفتيم كه هر شهادت بعد از خود نورانيت به وجود مىآورد و آنرا تشبيه كرديم به حالت فرد از نظر اينكه بعضى از خود گذشتگى ها و بعضى  اعمال مثبت فرد براى قلب او ايجاد صفا و نورانيت مى كند . اين مطلب سوژه اى بسيار عالى است كه مى تواند بحث شود .
1 - خواند مزمل نبى را زين سبب . . .
هين قم الليل كه شمعى اى همام { شمع دائم شب بود اندر قيام بى فروغت روز روشن هم شب است { بى پناهت شير اسير ارنب است نى تو گفتى قائد اعمى به راه { صد ثواب و اجر يابد از اله هر كه او چل گام كورى را كشد { گشت آمرزيده و يا بدر شد هين بكش توزين جهان بيقرار { جوق كوران را قطار اندر قطار
[ - 1 ترجمه : نه , به خدا سوگند از آن جدا نشوم تا خدا هر چه خواهد كند] .
[ - 2 ترجمه : به خدا سوگند اگر عرب در جنگ با من پشت به پشت هم دهند از آنان رو نگردانم , و اگر فرصت دست دهد به سوى آنان مى شتابم] .
1 - على عليه السلام درباره سرزمين كربلا فرمود : مناخ ركاب و مصارع عشاق . ايضا درباره آن خاك فرمود : و اهالك ايتها التربة ليحشرن منك اقوام يدخلون الجنة بغير حساب[ . ترجمه : شگفتار از تواى خاك كه اقوامى از درون تو محشور گردند كه بدون حساب وارد بهشت شوند] .
2 - هر بارت اسپنسر به نقل فروغى مى گويد[ : ( بلندترين آرمان نيكان اينست كه در آدم سازى شركت كنند يعنى مصلح باشند] ( . پيغمبر ما فرمود : بعثت لاتمم مكارم الاخلاق . خدا درباره اش فرمود : عزيز عليه ما عنتم .
1 - شهيد كسى است كه به خون خود ارزش و ابديت و جاودانگى داده است . آنكس كه مال خود را صرف خدمت و بناى خير مى كند به مال خود ابديت و ارزش مى دهد . آنكس كه اثر علمى باقى مى گذارد , به فكر خود , و آنكس كه اثر صنعتى و فنى باقى مى گذارد , به هنر خود , و آنكس كه فرزند خود يا ديگران را تربيت مى كند , به عمل خود ارزش و ابديت مى دهد , و شهيد به خون خود ارزش و ابديت مى دهد . اين تفاوت ميان شهيد و ديگران هست كه شهيد پاكباخته است و[ ( سودا چنين خوش است كه يكجا كند كسى ] ( . اما عالم يا منفق يا معلم يا مربى يا هنرمند قسمتى از ما يملك خود را ارزش و ابديت مى دهد . قبلا گفتيم كه عالم و مربى و صنعتگر و فيلسوف و منفق , مديون شهدايند و شهدا مديون كسى نيستند . خون شهيد به زمين نمى ريزد بلكه هزار برابر مى شود و به ديگران تزريق مى شود و در رگهاى ديگران براى هميشه جريان مى يابد و اينست معنى جاويد شدن خون شهيد , و اينست معنى اينكه شهدا حماسه مىآفرينند . و به همين جهت پيشوايان آرزوى شهادت مى كردند , و به همين جهت اسلام در هر زمانى نيازمند به شهيد است .
1 - اينجا بايد اين بحث تحقيق بشود كه ملاك اصلى قداست چيست ؟ چرا خودپرستى پليدى است و كار براى خدمت به غير و براى انجام وظيفه و مسؤوليت يا براى رضاى خدا مقدس است ؟ آيا ملاك , ماديت و تجرد است ؟ آيا ملاك , وجود و عدم است ؟ آيا ملاك , حركت و توقف است ؟ آيا ملاك , هماهنگى با اهداف جهان و حركت تكاملى جهان است ؟ و آيا علت تقدس همانطور كه در متن گفته ايم ابدى شدن و جاودانگى و نجات از مرگ است ؟
[ - 1 ترجمه : بگو اگر پدران و فرزندان و همسران و خويشان و اموالى كه به چنگ آورده ايد و تجارتى كه بيم كسادش را داريد و مسكنهائى كه بدان دل بسته ايد نزد شما از خدا و رسول او و از جهاد در راه خدا محبوبتر است پس منتظر باشيد تا فرمان خدا آيد , و خداوند قوم فاسق را هدايت نمى كند ] .
1 - و به عبارت ديگر از اين جنبه است كه از خودپرستى و منفعت پرستى گذشته و خود را فداى مصالح جامعه مى كنند , فداى حق و عدالت مى شوند , تبديل مى شوند به حق و عدالت و لهذا مثل حق و عدالت مقدس مى گردند .
[ - 1 ترجمه : و يكى كه خبر وصال و يار مىآورد , و يارى كه بدون وعده از راه مى رسد] .
[ - 1 به تحقيق براى ابراهيم اسباب رشد او را فراهم آورديم ما اخبار آنها را به حق براى تو باز گوئيم . به درستى كه آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و ما بر هدايتشان افزوديم] .
[ - 1 ترجمه : و خون قلب خويش را در راه تو نثار كرد تا بندگان تو را از نادانى و حيرت گمراهى نجات بخشد] .
[ - 1 ترجمه : آنان مسخ شدگان زشتروئى بودند كه سينه هاشان از كينه فرزندان آدم آكنده بود به ويژه از كسانى كه اخلاقى استوار و آثارى نيكو داشته اند , و به همين دليل تمامى كينه هاى خود را از روى دشمنى با وى بر سر آنان ريختند هر چند كه از اين كار پاداش و غنيمتى نصيبشان نشد] .
1 - قبلا گفتيم فرق است ميان هدف مقدس و متعالى و هدف بزرگ . امثال اسكندر و نادر و شاه اسماعيل هدفهاى بزرگ داشتند , اما هدفهاى مقدس نداشتند . آنها خودخواهى ها و جاه طلبيهاى بزرگ بودند نه آزاديخواهان و حقيقت طلبان و خير خواهان و بشردوستان و خداپرستان بزرگ .
1 - قبلا گفتيم اينگونه قيامها برقى است در ميان ظلمتها , شعله مقدسى است در ميان اختناقها و استبدادها و ظلمها , ستاره اى است كه در تاريكى شب براى گمراهان طلوع مى كند , بلكه مظهر عشق است نه عقل حسابگر عادى آشى و معاشى .
[ - 1 ترجمه : هان كه بيمناكترين فتنه ها بر شما از نظر من فتنه بنى اميه است , كه آن فتنه كور و تاريكى است كه دامنه آن فراگير و همگانى و گرفتارى آن ويژه افراد خاصى است ( شيعيان ) , بلاى آن به كسى رسد كه بينا و آگاه باشد , و به هر كه كور و بى تفاوت باشد راه پيدا نكند . به خدا سوگند پس از من بنى اميه را زمامداران بدى خواهيد يافت مانند شتر پير و چموشى كه با دهانش گاز گيرد , و با دستش بكوبد و با پايش لگد زند و از دوشيدن شيرش جلوگيرى كند , و اينان پيوسته به دنبال شما باشند تا جائى كه كسى از شما را باقى نگذارند مگر آنكه به حال آنان سودمند است پا بر ايشان زيانى ندارد . و پيوسته گرفتارى آنان بر شما باقى است تا آنجا كه دادخواهى شما از آنها نيست مگر مانند دادخواهى بنده از ارباب خودش] .
1 - خلاصه اينكه درباره آنها صد در صد اين جمله كه ظاهرا از ابن ابى الحديد است :  [ ( آثروا الموت] ( صادق است . در حديث معروف امير المؤمنين است ( كه در صفحه[ 110 ( نفس المهموم] ( آمده ) : مناخ ركاب و مصارع عشاق , شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من بعده