م[ ترجمه : اينجا بارانداز سواران و قتلگاه عاشقان است , شهدائى كه نه پيشينيان بر آنان سبقت جسته و نه آيندگان به مقام آنان دست يابند] .
[ - 1 ترجمه : و هر كس از خدا و پيامبر اطاعت كند , اينان با كسانى هستند كه خداوند به ايشان نعمت داده يعنى پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان , و ايشان رفيقان خوبى هستند] .
[ - 1 ترجمه : به خدا سوگند نمى دانم , و من سرگردان مانده و در كار خويش انديشه مى كنم] .
[ - 1 ترجمه : اما رؤساى آنها كه رشوه فراوان بدانها داده شده و خرجينهايشان پرشده است] .
[ - 1 ترجمه : پس چرا در ميان امتهاى پيش از شما مردمى ديندار پيدا نشدند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند , جز دسته اندكى كه ما نجاتشان داديم . و ستمگران , نعمتها و رفاهى را كه بديشان داده بوديم در راه فساد به كار گرفتند و گنهكار بودند . و چنين نيست كه پروردگار تو به خاطر شرك , اهل قريه اى را كه كار شايسته مى كنند هلاك سازد] .
[ - 1 ترجمه : و همينگونه هيچ بيم دهنده اى را پيش از تو در قريه اى نفرستاديم جز اينكه افراد خوشگذران آنجا گفتند : ما پدران خود را بر راهى يافته اي م و خود نيز از آثارشان پيروى مى كنيم , و آن پيامبر گفت : هر چند من چيزى آورده باشم كه از آنچه شما پدران خود را بر آن يافته ايد بهتر باشد ؟ گفتند : ما به آنچه شما بدان فرستاده شده ايد كافريم] .
1 - سوره حديد , آيه 25 .
[ - 1 ترجمه : تمامى مشكلات و گرفتاريهائى كه بر تاريخ اسلامى گذشته است , در عقيده باشد يا سياست , ما را رسد كه سرچشمه آن را در حوادث صدر تاريخ بيابيم] .
[ - 1 ترجمه : و همين درد براى تو بس كه سير بخوابى در حالى كه در اطراف تو جگرهائى تشنه مشكى آب باشند] .

كربلا نمايشگاه معنا و روحانيت نه نمايشگاه جنايت بشر

در زمان ما معمول است كه كشورها نمايشگاه صنايع درست مى كنند و گاهى نمايشگاه جهانى از همه كشورهاى دنيا درست مى كنند . ظاهرا در هر شصت سال يك بار تمام دنيا يك نمايشگاه ترتيب مى دهند . گويند برج ايفل يادگار يك نمايشگاهى است كه در شصت و اند سال پيش ساخته شده . در سه چهار سال پيش نيز نمايشگاهى در بروكسل ترتيب دادند كه از همه كشورهاى شرق و غرب در آنجا جمع شده بودند و مردم از همه دنيا به آنجا رفتند . منظور از اين نمايشگاهها نشان دادن محصولات فكرى و عملى بشر است . در آنجا انسان عظمت فكر و فعاليت و مقدار هنرنمايى بشر را مى فهمد . در آنجا همه چيز را مىآورند از سوزن تا يك نمونه كارخانه هاى عظيم . صحنه كربلا را مى توان تشبيه كرد به يك نمايشگاه , ولى نه نمايشگاه علم وصنعت بلكه نمايشگاه معنويت و معرفت . در اين نمايشگاه انسان مى تواند به عظمت قدرت اخلاقى و روحى و معنوى بشر پى برد و بفهمد تا چه اندازه بشر با گذشت و فداكار و آزاد مرد و خداپرست و حق خواه و حق پرست مى شود , معانى صبر و رضا و تسليم و شجاعت و مروت و كرم و بزرگوارى تا چه اندازه قدرت ظهور و بروز دارد .
معمولا اهل منبر وقتى كه مى خواهند قضيه كربلا را بزرگ كنند جنبه فاجعه بودن و ظلم و ستم ها را بزرگ مى كنند , در جستجوى پيدا كردن و حتى جعل كردن فاجعه هايى هستند , با بيانهاى مختلف و تشبيهات و مجسم ساختن ها جنبه فاجعه بودن را تقويت مى كنند و حال آنكه ما بايد از خود بپرسيم بزرگى حادثه كربلا از چه نظر است ؟ آيا از نظر فجيع بودن است ؟ قطعا اين فاجعه , فاجعه كم نظيرى است چنانكه ابوريحان بيرونى در[ ( الاثار الباقية] ( به نقل[ ( نفس المهموم] ( گفته و همچنين ديگران , ولى فاجعه عظيم و شايد عظيمتر از اين در دنيا زياد بوده . خود فاجعه مدينه كمتر از فاجعه كربلا نبوده . عظمت مطلب از لحاظ سيد الشهدا و ياران آن حضرت است نه از لحاظ ابن زياد و ابن سعد و اتباع و اشياع آنها , عظمت سعادت است نه عظمت شقاوت . كربلا بيش از آن اندازه كه نمايشگاه شقاوت و بدى و ظهور پليدى بشر باشد نمايشگاه روحانيت و معنويت و اخلاق عالى و انسانيت است ولى اهل منبر كمتر به آن جنبه توجه دارند , و به عبارت ديگر در اين قضيه از آن جنبه بايد نگاه كرد كه اباعبدالله و اباالفضل و زينب قهرمان داستانند نه از آن جهت كه شمرو سنان قهرمان داستانند .
چرا[ ( حر] ( تغيير روحيه داد ؟ گفته شده كه يك علت اينكه[ ( حر] ( گرويد به سيد الشهدا اينست كه مدت زيادى همراه حضرت بود و از نزديك او را شناخت .
اصحاب حسين هيچكدام پناه به دشمن نبرد ولى از دشمن به خود ملحق كردند يكى از مظاهر قوت و كمال نهضت حسينى اينست كه آنها با آنهمه شدت و گرفتارى هيچكدامشان ملحق به دشمن نشد ولى توانستند از لشكر غالب طرف مقابل دل بربايند چنانكه حر وسى نفر ديگر را دل ربودند . و شايد علت اينكه اباعبدالله اصرار داشت كه هر كه رفتنى است برود اين بود كه مى خواست نمايشگاهش كامل باشد و در ميان آنها ضعيفى وجود نداشته باشد كه در گيراگير كار سستى نشان دهد . اين جهت در بدر و صفين عيب زيادى نداشت ولى در كربلا عيب داشت چون بناى كار كربلا برگذشت و فداكارى بود . معمولا غالب از مغلوب مى ربايد نه مغلوب از غالب , و اين بدان جهت است كه از لحاظ روحى اينها غالب بودند و آنها را شكست و تحت تأثير قرار داده بودند .
فجيع ترين جنبه هاى شهادت سيد الشهدا از جنبه هاى فجيع بودن يك جنبه است كه از همه بالاتر بود و آن را كمتر مورد توجه قرار مى دهند و آن اين موضوع است كه يتقربون الى الله بدمه و به حادثه شهادت سيد الشهدا رنگ دينى دادند . فرق است بين اينكه گرگى بره اى را بخورد و بين اينكه بخورد و عنوان قربة الى الله و مصالح ملى و خيانت و قيام بر ضد مصالح عمومى هم به آن بدهند . به نظر مى رسد كه اين جهت از همه بالاتر بود . بزرگترين جنايتها آنها است كه به نام اخلاق و روحانيت و صلح مى شود .
سه مرحله شهادت حسين ( ع ) . مكتب حسينى
الهام دهنده مصلحين است , مكتب گناهكارسازى نيست

امام حسين سه مرحله شهادت دارد : شهادت تن به دست يزيديان , شهادت شهرت و سمعه و نام نيك به دست بعديها بالاخص متوكل عباسى , و شهادت هدف به دست اهل منبر . سومى بزرگترين مرحله شهادت است و جمله اى كه زينب به يزيد فرمود : كد كيدك و اسع سعيك ( 1 ) . . . شامل هر سه دسته مى شود

 مكتب امام حسين مكتب گناهكارسازى نيست بلكه ادامه مكتب انبيا است كه در سوره الشعراء ذكر شده و با تجديد ذكرش در هر سال و هر وقت بايد به صورت زنده اى باقى بماند زيرا نبوت ختم شده و اين مكتب به منزله منبع وحى و الهام انبياء است يعنى به پيغمبران وحى مى شده از طرف خدا كه در مواقع لازم قيام كنند , حالا مكتب حسينى بايد وحى كننده و الهام دهنده مردان بزرگ باشد كه بعدها به صورت مصلحين قيام مى كنند نه به صورت انبياء زيرا نبوت ختم شده .
هر بارت سپنسر به نقل فروغى مى گويد بزرگترين آرمان نيكان اينست كه در آدم سازى شركت كنند يعنى مكتب صالح سازى بياورند . مكتب حسين ( ع ) نه تنها مكتب گناهكارسازى[ نبود ,] از صالح سازى هم بالاتر بود , مكتب مصلح سازى است .
مشخصات سياست اموى : دامن زدن به آتش تعصب نژادى و ترويج شعر امويين از چند چيز حمايت و با چند چيز مبارزه مى كردند . از جمله چي