مه : نه - به خدا سوگند - نمى خواهم خانه را بر ضد او از سواره و پياده پركنى , و اگر ابوبكر را اهل اين كار نمى ديديم او را در اين امر آزاد نمى گذاشتيم] .
2- نهج البلاغه , خطبه[ . 5 امواج درياى فتنه را ( با كشتيهاى نجات ) بشكافيد] .
3-  ترجمه : سپس پسرش گفت : اى اباسفيان مؤمنان گروهى هستند كه خيرخواه يكديگرند , و منافقان گروهى دغلبازند كه دست از يارى يكديگر مى دارند هر چند شهرها و بدنهاشان بهم نزديك باشد] .
1- ترجمه : و بايد كه عزمت محكم و نيتت نيكو باشد , و رفق و نرمى را از دست مده , و حسين را تنها مهلت ده ( تحت نظر بگير ) مبادا ناخوشايندى از تو به او برسد كه او را [ - بايد توجه داشت كه اين يادداشتها در زمان رژيم منفور پهلوى نگارش يافته است] .
2 - ابو الشهداء , ص 32 .
1- ترجمه : از حسين ( ع ) و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير با شدت بيعت بگير] .
1- ترجمه : بنى هاشم در مورد رياست دينى كار مى كردند , و بنى عبدشمس در تجارت و رياست سياسى , كه در جاهليت عبارت بود از ربا و چانه زدن در نرخ اجناس و كلاه گذاشتن سرديگران و كم فروشى و اجناس معيوب را به ديگران انداختن . لذا شگفتى ندارد كه اين اختلاف فاحش ميان آنها باشد , ميان رك گويى و روراستى و اخلاق بازارى و معامله گرى , و ميان وسائل ايمان و وسائل حقه بازى براى رسيدن به هدف] .
1- ( ابوالشهداء] ( ص 52 .
2 - ص[ 56 ترجمه : و بر عكس , بنى اميه را نصيب قابل توجهى از اخلاقيات نمونه و شمائل دينى نبود , و در مقابل بنى هاشم در ميان آن خاندان مقام نبوتى پيدا نشده بود كه به مناقب آن ببالند چنانكه فرزندان آنها ( بنى هاشم ) به مناقب نبوت خاندان خويش افتخار مى كردند , يا حداقل دست آنها را بگيرد و آرام آرام آنها را به سوى صفاتى سوق دهد كه با اين صفات موجود در آنها تفاوت داشته باشد و به مزايايى بكشاند تا جاى آن مزايائى را كه در بنى هاشم بود پر كند . . . و حال آنكه پيش از ظهور نبوت و پس از آن خلق و خوى عملى آنها كه ناشى از بهره گيريهاى تجارى و مطامع سياسى بود بر آنها حاكم بود . و از همين جهت در ميان بنى هاشم سرانى به آن اخلاقيات شريف مشهور شدند و در ميان بنى اميه سرانى به اين خلق و خوى ننگين . از آنان ( بنى هاشم ) صفات بردبارى و صبر و آزمودگى و تيزهوشى و خوش فكرى انتشار يافت , چنانكه از اينان صفات حيله گرى و آز و راحت طلبى و خوشگذرانى شهرت گرفت] .
1- ترجمه : عموجان ! خداوند قادر است كه وضع كنونى را دگرگون سازد , و خداوند هر روزى دست به كار چيزى است , و اين قوم دنياى خود را از تو باز داشتند و تو دين خود را از آنان . راستى كه تو چه بى نيازى از آنچه تو را محروم ساختند , و آنان چقدر به آنچه تو آنها را محروم ساختى نيازمندند . پس از خداوند صبر و يارى بخواه , و از حرص و بى تابى به او پناه بر , كه صبر از دين و كرم است . و نه حرص روزى را پيش اندازد و نه بى تابى اجل را به تأخير افكند] .
2- ترجمه : و آنروز آنحضرت سى ساله بودند , و گويا شعار تمام زندگى خود را از روزى كه پا به دنيا گذارد تا روزى كه در قتلگاه كربلا از دنيا مفارقت كرد در اين چند كلمه گنجانده بود] .
3- ترجمه : با پيوستن به خالق , از مخلوق بى نيازى جو تا با پيوستن به راستگو , از دروغپرد از بى نياز شوى . و از فضل خداى رحمان روزى طلب , كه جز خداوند روزى دهنده اى نيست . هر كس پندارد كه مردم وى را بى نياز توانند كرد بى شك به خداى رحمان و ثوق و اطمينان ندارد] .
1- ترجمه : به جان تو سوگند كه من خانه اى را كه سكينه و رباب داشته باشد دوست مى دارم . من آن دو را دوست دارم و همه دارائى خود را در راهشان مى دهم , و سرزنش كسى برايم اهميت ندارد] .
1 - امام حسين فرمود : و على الاسلام السلام اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد . اكنون بايد ديد يزيد چه كسى بوده كه امام حسين اين جمله را درباره اش فرمود .
2- همانا پوشيدن عباى خشن همراه با خوشى و روشنى چشمم را از پوشيدن لباسهاى نازك بيشتر دوست دارم .
و خانه اى كه بادهاى تند در آن بوزد نزد من از قصر مشرف باشكوه محبوبتر است . . .
و يكى از پسر عموهاى فقير و بدخويم براى من از مردى تنومند و درشتخو بهتر است] .
1- ترجمه : اگر شكم مردى از چرك و خون پرشود بهتر از آن است كه درون وى از شعر برگردد] .
[ - 1 ترجمه : مساجد را براى عابدان واگذار تا در آن سكنى گزينند , و خود بردكان شرابفروش نشين و ما را شراب ده . آن كس كه شراب نوشد در حالت خمارى به طرب پردازد , در حالى كه نمازگزاران نه دين دارند و نه دنيا . پروردگارت در قرآن[ ( واى بر شرابخواران] ( نگفته , ولى[ ( واى بر نمازگزاران] ( گفته است] . . . .
[ - 2 ترجمه : چون آن سرها پيدا شد و آن خورشيدها به تپه هاى جيرون بتابيد , كلاغ صدا كرد و من گفتم چه صدا بكنى چه نكنى من ديون خود را از پيامبر وصول كردم] .
[ - 1 ترجمه : يكى از آنها ام عريط است كه كنيه عقرب است , و نيز ثعاله كه نام روباه است] .
2 - در تتمه المنتهى مثل اينكه اين رباعى را به شخص ديگرى نسبت مى دهد . رجوع شود به شرح حال يزيد در آن كتاب .
[ - 3 ترجمه : اى ابا قيس ( نام ميمون يزيد ) زمان مركب خود را محكم بگير كه اگر از زين به زير افتادى مركبت ضامن نيست .
هان چه كسى ميمونى را كه گورخرى آنرا بر اسبهاى امير المؤمنين ( يزيد ) پيش انداخته ديده است ؟] ! .
1 - ظ : لله .
[ - 2 ترجمه : به خدا سوگند ما بر يزيد نشوريديم مگر به خاطر اينكه ترسيديم بر ما سنگ از آسمان ببارد . او مردى است كه با مادران و دختران و خواهران خود نكاح مى كند , و شراب مى نوشد , و نماز را ترك مى كند . به خدا سوگند اگر احدى از مردم هم با من نبودند من خودم را در راه خدا به گرفتارى نيكوئى گرفتار مى ساختم] .
1 عقاد , ص 78 .
[ - 2 ترجمه : مرا چه باك كه تمام لشكر اسلام از مرض آبله و تب مردند . من اكنون در دير مران بر متكاهاى پرقو تكيه داده و راحتم , و ام كلثوم در آغوش من است] .
1 - نفس المهموم ص[ . 91 ترجمه : مردم دلهاشان با توست و شمشيرهاشان با بنى اميه , و سرنوشت از آسمان فرود مىآيد , و خداوند هم هر كار بخواهد مى كند] .
2 - يا عامر بن مجمع عبيدى , مجمع بن عامر .
[ - 3 ترجمه : اما اشراف مردم كه رشوه فراوان به آنان داده شده و خرجينهاشان پرشده است , لذا همه يكدست عليه تواند . و ساير مردم نيز دلهاشان مايل به شماست و شمشيرهاشان فردا عليه شما كشيده خواهد شد] .
[ - 1 ترجمه : معصيت خدا را مى كنى در حالى كه اظهار دوستى او را مى نمايى] . . . .
1 - از باب[ ( تعرف الاشياء با ضدادها] ( بايد هيئت حاكمه آن زمان شناخته شود تا امام حسين ( ع ) و سر نهضت آن حضرت شناخته شود .
2 - ص[ 88 ترجمه : ياران معاويه همگى سياستمدار و اهل شور بودند , و ياران يزيد همه جلاد و سگان ولگردى بودند كه براى صيد بزرگى رها شده بودند ] .
1 - در روانشناسى جديد مكانيسم جبران اصطلاح شده است .
[ - 2 ترجمه : او پيس و زشت رو و بدقيافه بود , مذهب خوارج را اختيار كرده بود تا به اين بهانه با على و فرزندانش بجنگد , ولى آنرا حجت و دليل قرار نمى دا د تا با معاويه و اولادش بجنگد] .
[ 3 ترجمه : يك چشم و گلگون و سپيدموى بود , و چون راه مى رفت گويى دو لنگش را مى خواهد از گل بيرون آورد] .
4 رجوع