 , پس بگريز كه من خيرخواه توام] .
3 - لهوف , ص[ . 29 بنى اميه ما لم را گرفتند صبر كردم , به آبرويم لطمه زدند صبر كردم , و خواستند خونم را بريزند پس گريختم] .
4- اگر شتاب نكنم دستگير مى شوم] .
5 - ارشاد مفيد , ص[ . 218 و نتوانست حج خود را به پايان رساند مبادا در مكه دستگير شده و به نزد يزيد بن معاويه فرستاده شود] .
1 - سوره احزاب , آيه 23 .
1- و اگر قضاى الهى مانع رسيدن ما به آرزويمان شود , البته آنكس كه نيتش حق بوده و باطنش به تقوا آراسته باشد متجاوز به حساب نيايد] .
2- مرگ بر فرزند آدم جاى دارد . . . و از پستى دنياست كه سر مبارك يحيى بن زكريا به نزد يكى از بدكاران بنى اسرائيل هديه گرديد] .

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:384.txt">بخش اول</a><a class="text" href="w:text:385.txt">بخش دوم</a><a class="text" href="w:text:386.txt">بخش سوم</a><a class="text" href="w:text:387.txt">بخش چهارم</a></body></html>بخش پنجم : يادداشت تحريفات در واقعه تاريخى عاشورا

1 - تحريف از ماده حرف است و به معنى منحرف كردن و كج كردن يك چيز از مسير و مجراى اصلى است .
تحريف بر دو نوع است : لفظى و قالبى و پيكرى , ديگر معنوى و روحى , همچنانكه صنعت مغالطه نيز بر دو قسم است : لفظى و معنوى .
تحريف و مغالطه سابقه تاريخى دارد . قرآن كريم از تحريف كتب آسمانى گذشته سخن مى گويد كه در ورقه هاى[ ( تحريف كلمه] ( يادداشت كرديم . ( 1 ) تحريف همانطور كه از نظر نوع بر دو قسم است : لفظى و معنوى , از نظر عامل يعنى محرف نيز بر دو قسم است : يا از طرف دوستان است يا از طرف دشمنان . به عبارت ديگر يا منشاش جهالت دوستان است و يا عداوت دشمنان . همچنانكه از نظر موضوع يعنى محرف فيه نيز بر چند قسم است : يا در يك امر فردى و بى اهميت است مانند يك نامه خصوصى , و يا در يك اثر با ارزش ادبى است و يا در يك سند تاريخى اجتماعى است مثل جعل كتابسوزى اسكندريه , و يا در يك سند اخلاقى و تربيتى و اجتماعى است .
2 - مرحوم آيتى در سخنرانى پنجم[ ( بررسى تاريخ عاشورا] ( مى گويد اسارت اهل بيت عامل بزرگى بود براى اينكه حقيقت وقايع عاشورا به مردم گفته شود و حقيقت قلب نشود .
در سخنرانى ششم صفحه 151 مى گويد[ : ( بايد توجه داشت كه تاريخ نهضت ابا عبدالله الحسين عليه السلام نسبت به بسيارى از فصول تاريخ از تحريف مصون و محفوظ مانده است] ( . و مخصوصا فجيع بودن اين فصل تاريخ از نظر كسانى كه قضيه را از جنبه فجيع بودن آن مطالعه كرده اند , و عظيم بودن آن و قابل تكريم و احترام بودن آن از نظر كسانى كه اين قضيه را از آن جهت مورد مطالعه قرار داده اند خود سبب شده است كه اهتمام عظيمى به ثبت جزئيات واقعه بشود . پس جزئيات واقعه بازگوئى شده است و ثبت شده است . از اين جهت امثال طبرى , ابن واضح ( يعقوبى ) , شيخ مفيد , ابوالفرج اصفهانى , كه در قرون دوم و سوم و چهارم مى زيسته اند , جزئيات وقايع را با نقل از روات موثق نقل كرده اند .
مرحوم آيتى اصرار دارد ( ص 168 ) كه اهتمام زنان اهل بيت به خطبه و خطابه در فرصتهاى مختلف , با بودن امام على بن الحسين , همه براى اين بوده كه مانع تحريف حادثه كربلا بشوند ( چه تحريف لفظى و چه تحريف معنوى ) و خواستند نگذاريد اين حادثه قلب و تحريف بشود . متن آنچه واقع شده بود , به صورت خطبه و خطابه بيان كردند و هدف امام را هم تشريح كردند .
3 - مرحوم آيتى در آغاز سخنرانى 9 ( ص 175 ) ضمن اشاره به ارزش خطب و سخنان اهل بيت مى گويد[ : ( امروز مى توان واقعه كربلا را از روى خطبه هاى امام و اهل بيت كه در مكه و بين راه حجاز و عراق و كربلا و كوفه و شام و مدينه ايراد كرده اند و از روى سخنانى كه در پاسخ پرسشهاى اين و آن گفته اند و از روى رجزهايى كه خود امام و اصحاب او روز عاشورا در مقابل دشمن خوانده اند و در ماخذ معتبر ثبت و ضبط شده است , و از روى نامه هايى كه ميان امام و مردم كوفه و بصره رد و بدل شده و نامه اى كه يزيد به ابن زياد نوشته و نامه هاى عمر بن سعد به ابن زياد و نامه ابن زياد به حاكم مدينه كه همه اش در تواريخ معتبر مضبوط است و به دست آيندگان هم خواهد رسيد و هميشه محفوظ خواهد ماند , از روى اين مدارك مى توان واقعه عاشورا را با تمام جزئيات كه روى داده است شرح و توصيف كرد و هيچ نيازى به مدرك و مأخذ ديگرى نيست] ( .
4 - از جمله تحريفات دشمن اينست كه در ابلاغى كه يزيد براى ابن زياد صادر مى كند مى نويسد[ : ( دوستان ( جاسوسان ) من اطلاع داده اند كه مسلم پسر عقيل به كوفه آمده تا در ميان مسلمانان ايجاد اختلاف كند] ( .
ايضا ابن زياد به خود مسلم پس از گرفتارى مسلم گفت[ : ( پسر عقيل ! مردم اين شهر آسوده خاطر بودند , تو آمدى و ميان آنها تفرقه افكندى و مردم را به جان يكديگر انداختى] ( .
اما مسلم در جواب ابن زياد گفت[ : ( چنين نيست , بلكه من خود به اين شهر نيامدم كه مردم را پراكنده سازم , مردم اين شهر به ما نامه ها نوشتند و در آن نامه ها يادآور شدند كه پدرت[ ( زياد] ( نيكان آنها را كشت و خونشان را ريخت و چون بيدادگران و زورگويان دنيا با آنها رفتار كرد . ما آمديم تا عدالت را برقرار سازيم و مردم را به حكم قرآن مجيد دعوت كنيم] ( .
به هر حال اين تحريف نگرفت و مورخى در جهان پيدا نشد كه آنچنان قضاوت كند . تنها قاضى ابن العربى اندلسى بود كه گفت : . . .
5 - اما تحريفاتى كه لفظا يا معنى در حادثه عاشورا شده است : تحريفات لفظى ( 1 ) : الف - داستان شير و قصه ( 2 ) كه متأسفانه در[ ( كافى] ( نيز
آمده است .
ب - داستان عروسى قاسم كه ظاهرا خيلى مستحدث است و از زمان قاجاريه تجاوز نمى كند . ( از زمان ملا حسين كاشفى است . ) ج - داستان فاطمه صغرى در مدينه و خبر بردن مرغ به او .
د - داستان دختر يهودى كه افليج بود و قطره اى از خون ابا عبدالله به وسيله يك مرغ به بدنش چكيد و بهبود يافت .
ه - حضور ليلى در كربلا و امر حضرت به او كه برو در يك خيمه جداگانه موى خود را پريشان كن , و شعر : نذر على لئن عادوا و ان رجعوا { لازرعن طريق الطف ريحانا و اشعارى از اين قبيل : ليلى زغم اكبر . . .
خيز اى بابا از اين صحرا رويم { نك به سوى خيمه ليلا رويم و - داستان طفلى از ابى عبدالله كه در شام از دنيا رفت و بهانه پدر مى گرفت و سر پدر را آوردند و همانجا وفات كرد . ( رجوع شود به[ ( نفس المهموم] ( .
ز - آمدن اسرا به كربلا در اربعين و اينكه به دوراهى عراق و مدينه رسيدند , از[ ( نعمان بن بشير] ( خواستند كه آنها را به كربلا ببرد , و اينكه آنچه در اربعين حقيقت دارد زيارت جابر است و عطيه عوفى . اما عبور شهدا از كربلا و ملاقات امام سجاد با جابر افسانه است .
ح - هشتصد هزار نفر بودن لشكر عمر سعد بلكه يك ميليون و ششصد هزار نفر , هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا , به 256 يك حمله ده هزار نفر را كشتن , تا برسد به اينكه نيزه هاشم مرقال هجده گز و نيزه قاتل قاسم هجده گز و نيزه سنان شصت گز بود .
ط - روضه هايى كه در آنها اظهار تذلل پيش دشمن است , از قبيل التماس كردن براى آب .
ى - داستان طفلى كه در حين اسارت گردنش را بسته بودند و سوار مى كشيد تا طفل خفه شد .
اما تحريفات معنوى : الف - اولين تحريف اين بود كه اين حادثه را يك حادثه استثنائى و ناشى از ي