ر كتب و نوشته ها زياد است حتى در متن اشعار خصوصا آنجا كه به اصطلاح مصحح[ ( شدرسنا] ( مى كند .
مولوى در يكى از اشعار خود گفته است : از محبت تلخها شيرين شود { از محبت مسها زرين شود بعد نساخ اضافه كرده اند[ ( از محبت دردها صاف , و دردها شفا , و خارها گل , و سركه ها مل , و دار تخت , و بار بخت , و سنگ روغن , و حزن شادى , و غول مارى , و مرده زنده , و شاه بنده مى شود] ( . مانده است بگويند سقف ديوار و خر بوزه هندوانه و استكان نعلبكى مى شود .
اما تحريف معنوى - سه مثال : الف - يا عمار ! تقتلك الفئة الباغية .
ب - لا حكم الا لله .
ج - اذا عرفت فاعمل ما شئت . ( 2 )
اولى مورد سوء استفاده معاويه , دوم مورد سوء استفاده خوارج , سوم مورد سوء استفاده شيعيان از حديث امام صادق شد كه خود آن حضرت به طور صحيح توضيح دادند .
در قرآن تحريف لفظى واقع نشده ولى تحريف معنوى كه عبارت است از سوء تفسير , زياد واقع شده است .
منطقيين در باب صنعت مغالطه گفته اند يا لفظى است و يا معنوى , و اقسامى ذكر كرده اند كه براى ما نحن فيه مخصوصا از نظر پيدا كردن مثال عربى و فارسى بسيار مفيد است .
قرآن از تحريف كلمه در آيات زيادى ياد و نكوهش كرده است . اما همانطور كه[ ( كلمه] ( در اصطلاح قرآن اعم است از جمله و شخصيت و حادثه , قهرا تحريف نيز اقسامى پيدا مى كند : تحريف عبارات , تحريف حادثه ها و تاريخچه ها , تحريف شخصيتها . ( براى قسم سوم رجوع شود به سخنرانى سيد مرتضى جزائرى در گفتار ماه ) .
29 - بحث ما در نوع دوم يعنى تحريف حادثه است كه هم ممكن است تحريف لفظى شود يعنى كم و زياد در نقل آن بشود , و هم ممكن است تحريف معنوى بشود يعنى روح حادثه كه عبارت است از علل و انگيزه ها و از هدفها و منظورها , مسخ بشود . از همينجا معلوم مى شود كه اهميت تحريف بستگى دارد به اهميت موضوع آن يعنى محرف فيه كه يك سخن عادى يا يك حادثه عادى و يا يك شخصيت عادى باشد يا آنكه در سخنى يا حادثه اى يا شخصيتى واقع شود كه سند تاريخى و اخلاقى و تربيتى و دينى يك اجتماع است . لهذا كذب بر خدا و رسول , اشنع اقسام كذب است و مبطل روزه است . از نظر قوانين نيز جعل و تحريف در اسناد رسمى از نظر جرمى جنايت تشخيص داده مى شود نه جنحه .
30 - واقعا حادثه هاى اخلاقى و نهضتهاى بزرگ الهى , آيه اى هستند از آيات الهى در كتاب مقدس تكوين . مردم وظيفه دارند حداكثر رعايت را در حفظ و رعايت و صيانت آنها بنمايند , و الا مناط مشمول اين جمله مى شوند : من فسر القرآن برائه فليتبوا مقعده من النار . ( 1 ) ايضا : فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسية يحرفون الكلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به . ( 2 ) ايضا : فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عندالله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم و ويل لهم مما يكسبون . ( 3 )
31 - در حادثه عاشورا هم تحريف لفظى صورت گرفته و بند و بيلها و كم و زيادهاى زياد در آن صورت گرفته كه در كمتر حادثه اى اينهمه برگ و ساز پيدا شده است . به قول شاعر : بس كه ببستند بر او برگ و ساز { گر تو ببينى نشناسيش باز دوستان و اصحابى , دشمنانى , فرزندانى , جمله هايى , كارهايى , سخنانى به امام نسبت داده شده كه اگر امام بشنود هيچ تشخيص نمى دهد كه درباره او صحبت مى كنند , با آنكه حادثه عاشورا برخلاف توهم بعضى , از نظر تاريخى بسيار روشن و خالى از ابهام است , كمتر حادثه تاريخى مثل اين حادثه اسناد صحيح و درست دارد به علت اهميت اين حادثه , و مخصوصا اهل بيت جزئيات اين حادثه را فاش كردند . ( 1 )
32 - اما عاملها : گفتيم كه عامل تحريف به طور كلى دو قسم است : عامل عداوت و غرض , و ديگر عامل اسطوره سازى . اينجا بايد عامل سومى هم اضافه كنيم , دوستى و تمايل . مثال عامل غرض , جعلها و تحريفهاى مسيحيان درباره رسول اكرم و جعل و تحريفهاى امويين درباره حضرت امير است , و مثال عامل دوستى , همه اكاذيبى است كه افراد و اقوام براى نياكان خود جعل مى كنند . در مورد امام او را اخلالگر و تفرقه ان داز خواندند كه قبلا گذشت .
اما[ ( اسطوره سازى] ( خود يك حس اصيل است در بشر كه قبلا اشاره كرديم . افسانه مجروح شدن پر جبرئيل در جنگ خيبر و همچنين افسانه دو نيم كامل شدن ( مرحب] ( و نفهميدن خودش . ايضا افسانه پرتاب كردن ابى الفضل هشتاد نفر را در صفين به هوا كه هشتادمين رفته بود بالا و هنوز اولى برنگشته بود , و پس از برگشتن يكى يكى را دو نيم كرد . همچنين است افسانه ششصد هزار كشته و هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا .
عوامل سه گانه فوق در همه جهان بوده و هست .
اما عامل خصوصى : از طرف اولياء دين پيشنهاد شده كه اقامه عزاى حسين بن على بشود و قبرش زيارت شود و او به عنوان يك فداكار بزرگ هميشه نامش زنده و پاينده باشد . اين موضوع تدريجا سبب شد كه بعضى مرثيه خوانان حرفه اى پيدا شوند و كم كم مرثيه خوانى به صورت يك فن و هنر از يك طرف , و وسيله زندگانى از طرف ديگر درآيد , از طرفى فكرى پيدا شود كه چون گرياندن بر ابى عبدالله ثواب جزيل و اجر عظيم دارد پس به حكم الغايات تبرد المبادى[ ( هدف , وسيله را مباح مى كند] ( از هر وسيله اى مى شود استفاده كرد .
اينجا است كه جعل و دروغ در نظر عده اى مشروع مى شود .
به قول حاجى[ نورى] اگر اينچنين است , پس چون ادخال سرور در دل م…من نيز مستحب است و هدف وسيله را مباح مى كند , از غيبت و حتى از بوسه و زنا نيز مى توان استفاده كرد . اينجا است كه داستان روضه خوان سنگ پران كه قبلا گذشت به ياد مىآيد . و اينجا است كه بايد آن خواب روضه خوانى كه ديد گوشت بدن امام را با دندانهاى خود مى كند صادق دانست .
عجبا كه در پنج قرن پيش يك مرد بوقلمون صفت كه معلوم نيست شيعه است يا سنى به نام ملا حسين كاشفى[ كتابى مى نويسد به نام[ ( روضة الشهداء] . [ ( اين مرد واعظ است و چون اهل سبزوار و بيهق بوده و آنجا مركز تشيع بوده ذكر مصيبت هم مى كرده است .
اين مرد تا توانسته ساخته و پرداخته و حتى اسمهايى در اين كتاب هست از اصحاب و از مخالفين كه معلوم است مجعول است و ظاهرا از خود ساخته .
بعد اين كتاب چون فارسى بوده به دست مرثيه خوان ها مى افتد و سند و مدرك آنها مى شود كه اين كتاب را از رومى خ وانده اند و به همين مناسبت آنها را روضه خوان گفته اند , و اين كتاب بعد بجاى همه كتابهاى درست , منبع و مأخذ روضه هاى دروغ شده است . اين كتاب در اواخر قرن نهم يا اوايل قرن دهم نوشته شده است زيرا ملا حسين كاشفى در 910 وفات كرده است . بعد در اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم كتاب ديگرى كه صد چوب به سر آن كتاب زده به نام[ ( اسرار الشهادة] ( نوشته و چاپ مى شود و كار را مى رساند به آنجا كه رسانده اند . البته كتابهايى از قبيل[ ( محرق القلوب ] ( نيز بى تأثير نبوده اند .
تحريفهاى لفظى از قبيل : داستان ليلى و على اكبر , داستان عروسى قاسم , داستان آب آوردن حضرت ابى الفضل در كودكى براى امام حسين , آمدن زينب در حين احتضار به بالين ابا عبدالله ( ع ) , عبور اسرا در اربعين از كربلا , عدد مقتولين , هاشم بن عتبه با نيزه هجده ذرعى , روز عاشورا 72 ساعت بود , ا