ى طالب ( ع ) و حسين بن على ( ع ) نيز افسانه مى سازند نظير افسانه ضربت على در خيبر و آسيب بدن و بال جبرئيل , و نظير هفتصد هزار نفر بودن دشمن در كربلا و هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا . اينجا است كه بايد قصه كسى[ را] كه گفت نيزه سنان بن انس شصت گز بود و شخصى گفت نيزه شصت گزى در دنيا كسى نديده است , و او گفت آن را خدا از بهشت برايش فرستاده بود ,[ به ياد آورد] .
عامل ديگر كه اختصاصى است , موضوع گريانيدن بر حسين است كه بعدا درباره تأثير اين عامل سخن خواهيم گفت .
2 - در[ ( منتخب] ( طريحى و[ ( اسرار الشهادة] ( در بندى , از يك مرد اسدى نيز نقل شده كه شبها شيرى مىآمد و عاقبت معلوم شد كه آن شير , على بن ابى طالب است العياذ بالله
1 - امام حسين در سه مرحله شهيد شد و سه نوع شهادت داشت : شهادت تن , شهادت نام , شهادت هدف .
1 - سوره مائده , آيه 33 .
1- اگر نجات خواهى به زيارت حسين برو تا خداوند را با چشم روشن ديدار كنى . زيرا كه آتش دوزخ به جسمى كه غبار پاى زائران حسينى بر روى آن نشسته , نمى رسد] .
1- سوره بقره , آيه 79 .
2 - و شايد اگر مانند ما به آيات تحريف متمسك مى شد بسيار مناسب بود . القلوب] ( على الظاهر از آنجا گرفته است . در[ ( روضة الشهداء ) ] مى گويد فض ل بن على عليهما السلام به كمك هاشم شتافت !
1 - كذا[ يعنى مطلب مبهم است] .
2 - تعبير به[ ( طريد و جولان] ( در[ ( روضة الشهدا] ( ى كاشفى نيز آمده است .
1 - دو سه روز قبل از محرم امسال ( 1389 قمرى ) به مناسبت اينكه مى خواستم در اطراف[ ( تحريفات در واقعه تاريخى كربلا] ( بحث كنيم , به وسيله تلفن از آقاى[ على اكبر] غفارى مدير م…سسه كتابفروشى صدوق دروغترين كتابهاى مقتل را خواستم . نظر هر دو نفر به[ ( اسرار الشهادة ) ] بود . آقاى غفارى اين كتاب را نداشت و قول داد تهيه كند , اما بعد از دو سه روز تلفن كرد كه از هر كتابفروشى خواستم او هم دنبال اين كتاب بود زيرا مشترى زياد دارد و همه اهل منبر هستند , با اين تفاوت كه شما براى انتقاد و آنها براى نقل و استفاده مى خواهند .
1- و او را ديد كه مشغول جان دادن است . خود را به روى بدن او انداخت و مى گفتند : تو برادر منى , تو اميد مائى , تو پناه مائى , تو پشتيبان مائى ( خواننده محترم توجه دارد كه استاد شهيد در حال بر شمردن تحريفات معنوى حادثه عاشورا مى باشند] ( .
1 - در اينجا انسان به ياد آن افسانه مى افتد كه يك نفر اغراق گو در بزرگى شهر هرات در يك تاريخى گفت كه در آنوقت در هرات بيست و يك هزار احمد يك چشم كله پز بود . نظير اينها را در باره سرو كاشمر و عدد بنى اسرائيل و متقابلا لشكريان فرعون و غيره گفته اند .
خوردند چنانكه براى شما سوگند مى خوردند , و پندارند كه برحقند . آگاه باشيد كه اينان دروغگويانند] .
1 - سوره انعام , آيه[ . 24 سپس پاسخ آنها جز اين نبود كه گفتند به الله پروردگارمان سوگند كه ما مشرك نبوديم . بنگر كه چگونه برخود دروغ مى بندند و چگونه افتراهايشان از نظرشان گم شده است] .
2 - سوره حج , آيه[ . 30 و از گفتار باطل و دروغ بپرهيزيد] .
3 - سوره فرقان , آيه[ . 72 و كسانى كه شاهد و ناظر كارهاى لغو و باطل نمى شوند] .
4 - سوره نساء , آيه[ . 140 و حال آنكه در كتاب بر شما اين حكم را فرستاده كه چون شنيديد به آيات خدا كفر مى ورزند و ريشخند مى زنند با آنان منشينيد تا در سخنى ديگر فرو روند , كه شما هم مثل آنان خواهيد بود] .
1 - اصول كافى ج 1 ص 54 با كمى اختلاف[ . هر گاه بدعتها روى داد بر عالم است كه علم خويش آشكار كند , و گرنه لعنت خدا بر اوست] .
1 - اصول كافى ج 1 ص 32 . و در آن[ ( ينفون عنه] ( است[ . ما را در هر نسلى عادلانى است كه تحريف افراطيان و دروغزنى مبطلان را از ما ( از دين ) دور مى سازند] .
[ - 2 حرف يك چيز طرف و كنار آنست . . . و تحريف يك چيز كج كردن آنست مانند كج كردن و مايل ساختن قلم . و تحريف سخن آنست كه آنرا بر يكى از دو طرف احتمال حمل كنى در حالى كه امكان هر دو معنى را دارد .
خداى عز وجل فرموده : سخن را از جاى خود تحريف مى كنند] . . . .
[ - 3 قفال گفته : تحريف تغيير دادن و عوض كردن است , و ريشه آن از منحرف شدن از چيزى است . خداى متعال فرموده : جز اينكه بخواهد براى جنگ جا عوض كند يا در گروهى جاى گيرد] .
[ - 1 و تحريف كج كردن و مايل ساختن چيزى از محل شايسته آنست . گفته مى شود : قلم محرف يعنى قلمى كه سرش كج شده است . قاضى گفته : تحريف گاه در لفظ است و گاه در معنى . و تحريف را تغيير در لفظ بگيريم بهتر است از تغيير در معنى] . . . .
[ - 2 ترجمه سه جمله به ترتيب : اى عمار ! گروه متجاوز تو را مى كشند .
هيچ حكمى جز براى خدا نيست . چون شناختى هر چه خواهى بكن] .
1 - تفسير صافى , مقدمه پنجم[ . هر كس قرآن را به رأى و نظر خويش تفسير كند جايگاه خويش را در آتش فراهم كند] .
2 - سوره مائده ,[ . 13 چون پيمان خويش بشكستند آنان را لعنت كرديم و دلهايشان را سخت نموديم . آنان سخن را از جاى خود تحريف مى كنند و بهره اى را كه از آنچه بدان تذكر داده شدند نصيبشان مى شد فراموش نمودند] .
3 - سوره بقره , آيه[ . 79 واى بر كسانى كه كتاب را با دست خود مى نويسند سپس مى گويند اين از نزد خداست تا بهره اندكى بخرند . پس واى بر آنان از كارى كه كرده اند و واى بر آنان از آنچه به دست مىآورند] .
1 - مطلب مهم اينست كه تمام اين تحريفها در جهت پائين آوردن است و امام را در سطح يك آدم پست كم فكر , العياذ بالله كم شعور پائين مىآورد , مثل آب خواستن وسط سخنرانى پدر در سن سى و چند سالگى , يا عروسى قاسم .
1- اين فرزند كشنده عرب است . به خدا سوگند جان پدرش در ميان دو پهلوى او است] .
[ - 2 اينجا باراند از سواران و قتلگاه عاشقان است] .
1- آفت دين سه چيز است : دانشمند فاجر , و پيشواى ستمكار , و در عبارت كوشاى جاهل] .
2 - داستان حديث : اذا عرفت فاعمل ما شئت مثال خوبى است براى اينكه تحريف نتيجه معكوس مى دهد[ . اين داستان در كتاب[ ( حق و باطل ] ( ( اثر استاد شهيد ) بخش[ ( احياى تفكر اسلامى] ( نقل شده است] .
1 - مرحوم شمس واعظ مى گفت : چندى پيش در مشهد ما را به منزلى دعوت كردند . ما هم نمى دانستيم , خيال مى كرديم رسما يك مهمانى است . موقع ناهار شد . جمعيت هم زياد بود . آش آوردند , اما چه آشى ! از لحاظ نيرو مثل ماش سفت كه به هر جا دست مى زدى , تمامش از بشقاب بيرون مى جست .
به صاحبخانه گفتم : خدا پدرت را بيامرزد اين چيست كه به حلق خلق الله فرو مى كنى ؟ ! گفت آقا ! اختيار داريد , شما چرا همچو حرفى مى زنيد ؟ ! اين آش امام زين العابدين بيمار است . گفتم : پس قطعا بيمارى ايشان از همين آش بوده .

بخش ششم نقدى بر كتاب ( حسين وارث آدم)

اين كتاب تأليف دكتر على شريعتى است . در سفرى كه در 26 - 30 آذر ماه / 51 به مشهد رفتم نسخه اى از آن را انتشارات طوس به من داد و در بين راه و تهران خواندم . آنچه دستگيرم شد از هدف اين جزوه كه در زير لفافه بيان شده است و به تعبير خود جزوه , نويسنده خواسته است[ ( تمام عقده ها و عقيده هاى خود را در اين جزوه بگويد] ( اينست :
1- اين جزوه نوعى توجيه تاريخ است بر اساس مادى ماركسيستى , نوعى روضه ماركسيستى است براى امام حسين كه تازگى دارد .
[ طبق اين جزوه] آغاز تاريخ بشر اشتراكي