 کنیم.

1- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: جعلت لی الارض مسجدا و طهورا. (4)

زمین برای من سجده گاه و مایه طهارت قرار داده شده.

2- در حدیث مسلم آمده که جعلت لنا الارض کلها مسجدا و جعلت تربتها لنا طهورا (5) کل زمین برای ما سجده گاه و تربت آن مایه طهارت است.

3- ابن عباس می گوید: ان النبی صلی الله علیه و آله سجد عل الحجر (6) پیامبر صلی الله علیه و آله بر سنگ سجده می کردند.

4- ابوسعید خدری می گوید با دو چشم خود دیدم اثر آب و گل بر پیشانی و بینی پیامبر صلی الله علیه و آله بود. ابصرت عینای رسول الله صلی الله علیه و آله و علی أنفه و جبهته اثر الماء و الطین. (7)

5- در حدیث بیهقی آمده که: با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز می خواندم مشتی ریگ در کف دست می گرفتم خنک می کردم و از شدت حرارتش می کاستم تا بتوانم هنگام سجده پیشانی بر آن نهم در ذیل این حدیث بیهقی می گوید شیخ گفته اگر سجده بر لباس جایز بود بر لباس سجده می کردند زیرا این آسان تر از این است که ریگ های داغ را دست به دست کنند تا خنک شود.

6- خباب بن ارت می گوید به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت بردیم که ریگ های داغ دست ها و پیشانی ما را می سوزاند حضرت توجهی به شکایت ما نکردند. (8)

7- عمر بن خطاب می گوید شبی باران آمده بود بامداد برای نماز صبح بیرون شدیم مردم از مسیل عبور می کردند سنگریزه ها را برمی داشتند و در جیب خود می گذاشتند برای اینکه روی آن نماز بخوانند وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله دیدند فرمودند چه خوب فرشی است و این ابتدا شروع سنگریزه ها بود. (9)

8- عیاض بن عبداللّه قرشی می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله مردی را دیدند که بر گوشه عمامه اش که به پیشانی او افتاده بود سجده می کند با دست اشاره فرمودند که گوشه عمامه را بالا بزن. (10)

و در کتب اهل سنت دسته ای روایات هست که در صورت داشتن عذر سجده به غیر زمین را جایز می شمارد که استفاده می شود اصل سجده بر زمین باید باشد اما در حال عذر بر غیر زمین اشکالی ندارد.

روایات در کتب صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابن ماجه، سنن ابی داود، سنن دارمی، مسند احمد، سنن الکبری و... موجود است.

پیشوا و مرجع اهل سنت در عصر خویش ابوبکر ابی شیبه در جلد دوم المصنف (11) در باب کسانی که در کشتی برای سجده کردن چیزی با خود برمی داشتند روایاتی نقل کرده این اصلی است که شیعه بدان تکیه می نماید اصلی است که در زمان صحابه اولین و تابعین نیز سابقه داشته است.

این بود بخشی از روایاتی که در صحاح و مسانید اهل سنت درباره موضوع سجده وارد شده بود که سجده باید بر زمین باشد و آنچه از روئیدنی های زمین است.

این صحاح سته است که عهده دار بیان احکام دین است مخصوصا بیان احکام نماز ، در تمام آنها اثری که بتوان بر جواز سجده بر فرش بدان دلالت کند دیده نمی شود. بنابراین امری نامشروع است که بگوئیم سجده بر فرش و سجاده صحیح است ابوبکربن ابی شیبه در المصنف (12) از سعیدبن مسیب و از محمدبن سیر ین چنین نقل می کند

که در نماز خواندن بر فرش، موضوع تازه ای است که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله حادث گشته است. و از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که بدترین امور موضوعات تازه است و این بدعت است.

پس نمی توان به شیعه خورده گرفت که چرا به خاک سجده می کند و چرا بر تربت سجده می کند که گفته شد به خاطر قداست آن و جهت ثواب بردن است که شیعه بر تربت امام حسین علیه السلام سجده می کند پس شرک نیست.

رابعا: دانشمند محترم انصاری زنجانی می نویسد آثاری که شیعه برای تربت حضرت امام حسین علیه السلام قائل است مثل اینکه مریض را شفاء می دهد ممکن است دو توجیه داشته باشد.

1- توجیه مادی: به این معنی که به قول آقای دکتری که می گوید در خاک کربلا یک اثر شیمیایی و خواص فیزیکی یک اکسیر کیمیایی مثل یک دوا که به مریض می رسد روی آن عمل می کند و شفا می دهد مثل یک اسید که وقتی به روی یک جنس ریخته می شود و یا به فلزی می رسد آن را آب می کند و با فعل و انفعالات شیمیایی بر آن اثر می گذارد. و با آن میل ترکیبی خاص پیدا می کند البته در این توجیه عقیده به دین و تقدس و امام حسین علیه السلام مطرح نیست.

2- توجیه دینی و اعتقادی: به این معنی که باز به قول همان دکتر در خاک کربلا یک روح، یک نیروی غیبی، یک خاصیت معجزه آسای ماوراء طبیعی یک کرامت ذاتی و فضیلت نفهمیدنی نهفته است که به آن تقدس دینی داده است. البته توجیه اول که معلوم است نادرست است چرا که اولاً روایات ما تصریح می کنند که تقدس خاک کربلا به خاطر وجود حضرت امام حسین علیه السلام است که این قدر ارزش پیدا کرده است و شفاءبخش است ثانیا اگر در خاک کربلا این اثر فیزیکی هست پس چرا قبل از اینکه حضرت سیدالشهداء در این مکان دفن شود اینگونه خاصیتی نبوده است. و کسی نقل نکرده است به هر حال این توجیه اول با دید مادی گری است.

اما توجیه دوّم توجیه درستی است اما اینکه گفته است در تربت فضیلتی نفهمیدنی نهفته است خیر خیلی هم فهمیدنی است برای کسی که اعتقاد به حضرت امام حسین علیه السلام داشته باشد. و به دین اعتقاد داشته باشد. اگر اعتقاد باشد برای ما حل است این قضیه ، چرا که فقط اعتقاد به اینکه چطور می شود نفس بشری یک فرد مرده را زنده کند (حضرت مسیح) و یا خاک پای ملک (جبرئیل) جماد (گوساله سامری) را به صدا در بیاورد احتیاج به این دارد که به قدرت خداوند و ارتباط جبرئیل به خدا و تقرب حضرت مسیح در نزد خدا معتقد باشیم.

لذا خدا قادر است در تربت حضرت سیدالشهداء علیه السلام شفاء قرار دهد که این فقط و فقط به اذان و قدرت خداوند است کمااینکه در قرآن راجع به حضرت عیسی علیه السلام است که در نفس او شفاء قرار می دهد. «یا عیسی ابن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک إذ أیدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد.. و إذ تخرج الموتی باذنی». (13)

که به اذن من خداوند می فرماید عیسی مرده را زنده می کند.

و در آیه ای دیگر «و رسولاً الی بنی اسرائیل ان قد جئتکم بآیة من ربکم انی اخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن اللّه...». (14)

به اذن خدا است که از گل مجسمه بسازد و در آن پیامبر بنی اسرائیل بدمد و روح در او ایجاد شود. همه و همه به اذن خداست و هر کاری از خداوند ممکن است.

این کار را اگر کسی بگوید شرک است اینگونه با آیات جواب داده می شود نه تنها شرک نیست بلکه عین ایمان است عین اعتقاد به توحید و نبوت و امامت و پیروی از دستورات قرآن کتاب آسمانی ما است. (15)

در باب تربت حضرت سیدالشهداء علیه السلام روایات فراوان است تا جایی که عمادالدین حسین اصفهانی صاحب کتاب تاریخ جغرافیای کربلای معلی می نویسد مجلسی در جلد 23 مزار در بحارالانوار قریب 80 روایت در باب فضیلت تربت سیدالشهداء و استشفاء به آن نقل کرده است.

که ما به تناسب موضوعات مطرح شده به بخشی از آن روایات اشاره می کنیم.آوردن تربت امام حسین برای پیامبر قبل از شهادت توسط جبرئیل

قبل از وقوع شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا در سال 61 هجری 