ناس حتی اذا کان من کربلا علی میسره میل او میلین فتقدم بین ایدیهم حتی اذا صار بمصارع الشهداء قال قبض فیها مائتا نبی و مائتا وصی و مائتا سبط شهداء باتباعهم فطاف بها علی بغلته خارجا رجلیه من الرکاب و انشا یقول مناخ رکاب و مصارع شهداء لایسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من اتی بعدهم . (23)

امام صادق علیه السلام فرمودند حضرت علی علیه السلام با عده ای از شهر بیرون رفتند مقداری به کربلا مانده آن حضرت از رفقای خود پیشی گرفت و خود را به محل قتل شهداء رساند سپس فرمودند دویست پیامبر و دویست وصی پیامبر و دویست سبط در اینجا دفن هستند و اینجا شهید شده اند پس در حالی که سوار بر مرکب بودند طواف می کردند و این شعر را زمزمه می کردند.

مناخ رکاب و مصارع شهداء لایسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من اتی بعدهم

محل پیاده شدن سواران و بر زمین افتادن شهیدانی است که از گذشتگان کسی از آنها جلو نیفتاد از آیندگان هم کسی به مقام آنها نخواهد رسید.

3- قال الصادق علیه السلام : زوروا کربلا و لاتقطعوا فان خیر اولاد الانبیاء ضمنته، الا و ان الملائکه زارت کربلا الف عام من قبل ان یسکنه جدّی الحسین علیه السلام و ما من لیلة تمضی الاّ و جبرئیل و میکائیل یزورانه، فاجتهد یا یحیی ان لاتفقد من ذلک المواطن . (24)

امام صادق می فرمایند زیارت کنید کربلا را و آن را ترک نکنید همانا زمین کربلا بهترین اولاد انبیاء را در بر دارد. آگاه باشید که ملائکه هزار سال قبل از اینکه جدّم حسین علیه السلام در آنجا دفن شود کربلا را زیارت کردند.

هیچ شبی نمی گذرد مگر اینکه جبرائیل و مکائیل آن را زیارت می کنند پس بکوش ای یحیی که جایت در آنجا خالی نماند.

4- عن عبداللّه بن سنان عن ابی عبداللّه علیه السلام : قال: قبر الحسین بن علی علیه السلام عشرون ذراعا فی عشرین ذراعا مکسّرا، روضة من ریاض الجنّة و منه معراج الملائکة الی السماء و لیس من مَلَک مقرّب و لانبّی مرسل الاّ و هو یسئل اللّه ان یزُوره ففوج یهبط و فوج یصعَدُ . (25)

حضرت صادق علیه السلام فرمودند قبر جدم حسین بن علی علیه السلام 20 زراع در 20 زراع از چهار طرف است، باغی از باغ های بهشت و محل صعود ملائکه به آسمان است و هیچ ملک مقربی و نبی مرسلی نیست مگر آنکه از خداوند می خواهد تا آن حضرت را زیارت کند پس گروهی از آنها برای زیارت پائین می آیند و گروهی بالا می روند.

5- عن مجاهد عن ابن عباس قال کنت مع امیرالمؤمنین علیه السلام فی خرجته الی صفین فلما نزل بنینوی و هو بشط الفرات قال بأعلی صوته یا ابن عباس اتعرف هذا الموضع قلت له ما اعرفه یا امیرالمؤمنین فقال علیه السلام لو عرفته کمعرفتی لم تکن تجوزه حتی تبکی کبکائی قال فبکی طویلا حتی اخضلت لحیته و سالت الدموع علی صدره و بکینا معا و هو یقول أوه أوه مالی و لآل ابی سفیان.

مرحوم شیخ صدوق به سند معتبر از ابن عباس روایت کرده است که گفت در جنگ صفین در خدمت علی علیه السلام بودم چون به کربلا رسیدیم حضرت فرمودند ابن عباس این زمین را می شناسی گفتم نه امیرالمؤمنین فرمودند اگر این موضع را می شناختی از آن گذر نمی کردی تا همانند من گریه کنی آن بزرگوار خیلی گریه کرد تا اینکه محاسن مبارکشان تر شد و اشک بر سینه جاری شد حضرت فرمودند آه آه مرا با آل ابی سفیان چکار؟

سپس آب طلب کردند و وضو گرفتند چند رکعت نماز خواندند و بعد از نماز گریستند.

6- عن هرثمة بن سلیم قال: غزونا مع علی علیه السلام صفین فلما نزل بکربلاء

صلی بنا فلما سلم رفع الیه من تربتها فشمها ثم قال: و اهالک یا تربة لیحشرن معک قوم یدخلون الجنّة بغیر حساب . (26)

هرثمة بن سلیم می گوید در جنگ صفین با امیرالمؤمنین علی علیه السلام بودیم وقتی به کربلا رسیدیم نماز خواندیم با حضرت بعد از نماز مقداری از خاک کربلا را حضرت برداشتند بوئیدند سپس خطاب به خاک فرمودند. ای تربت با تو قومی محشور می شوند که داخل بهشت می شوند بدون حساب.

7- عن مخرمة بن ربعی قال: قال ابو عبداللّه صلی الله علیه و آله «شاطی ء الوادی الایمن» الذی ذکره اللّه تعالی فی القرآن هو الفرات «و البقعة المبارکة» هی کربلا . (27)

کربلا بقعه مبارکی است که در قرآن یاد شده است چنانکه در حدیث امام صادق علیه السلام می فرمایند (در تفسیرآیه 30 سوره قصص).

منظور از «شاطی ء الواد الایمن» در قرآن فرات است و منظور از «البقعة المبارکة» همان کربلا می باشد.انبیاء و زیارت زمین کربلا

انبیاء سلف هم به برکت اینکه زمین کربلا مدفن حضرت أبی عبداللّه می شود. آنجا را زیارت کردند و به جهت موافقت امام حسین علیه السلام آنجا خون از بدنشان جاری شده است. و مأمور بودند که در این زمینه گریه کنند و گریه هم کردند که روایات فراوان است در این زمینه.

1- وروی مرسلا ان آدم لما هبط الی الأرض لم یرحوا فصار یطوف الأرض فی طلبها فمرّ بکربلا فاغتم و ضاق صدره من غیر سبب، و عثر فی الموضع الذی قتل فیه الحسین علیه السلام حتی سال الدم من رجله، فرفع رأسه الی السماء و قال: الهی هل حدث منّی ذنب آخر فعاقبتنی به؟ فانی طفت جمیع الارض و ما أصابنی سوء مثل ما اصابنی فی هذه الارض. فأوحی اللّه الیه یا آدم ما حدث منک ذنب، ولکن یقتل فی هذه الارض ولدک الحسین علیه السلام ظلما فسال دمک موافقة لدمه. فقال آدم: یا رب ایکون الحسین علیه السلام نبیا قال: لا. ولکنه سبط النبی محمد صلی الله علیه و آله فقال: و من القاتل له؟ قال: قاتله یزید لعین اهل السماوات و الأرض .(28)

آدم وقتی آمد از زمین کربلا عبور کند تا رسید به زمین کربلا غمگین شد وقتی به محل شهادت امام حسین علیه السلام رسید پایش لغزید و بر زمین افتاد و خون از پایش جاری شد سر به آسمان بلند کرد و عرض کرد خدایا آیا گناهی از من سر زده وحی آمد که فرزندت حسین در این مکان به شهادت می رسد و خون تو به جهت موافقت با خون حسین علیه السلام است. آدم گفت آیا حسین نبی است خطاب آمد نه او سبط محمد صلی الله علیه و آله است آدم گفت قاتل حسین کیست وحی آمد که یزید ملعون اهل آسمان و زمین.

2- و روی ان نوحا لما رکب فی السفینة طافت به جمیع الدنیا فلما مرت بکربلا أخذته الأرض، و خاف نوح الغرق فد عاربه و قال: إلهی طفت جمیع الدنیا و ما أصابنی فزع مثل ما أصابنی فی هذه الأرض فنزل جبرئیل و قال: یا نوح فی هذا الموضع یقتل الحسین سبط محمد خاتم الانبیاء. و ابن خاتم الأوصیاء قال: من القاتل له یا جبرئیل؟ قال: قاتله لعین اهل سبع سماوات و سبع أرضین. فلعنه نوح أربع مرات فسارت السفینة حتی بلغت الجودی و استقرت علیه .(29)

حضرت نوح وقتی با کشتی سفر می کرد به زمین کربلا که رسید دریا طوفان شد و نوح ترسید از غرق شدن علت را از خدا پرسید جبرئیل نازل شد و فرمود در این محل حسین علیه السلام فرزندزاده محمد صلی الله علیه و آله

خاتم الانبیاء کشته می شود. بعد نوح سؤال کرد از قاتل حسین علیه السلام جبرئیل فرمود قاتل او لعین هفت زمین و هفت آسمان است. نوح 4 مرتبه لعنت فرستاد تا اینکه کشتی آرام گرفت.

3- وروی ان ابراهیم علیه السلام مرّ فی ا