ض کربلا و هو راکی فرسا فعثرت به و سقط ابراهیم و شَجَّ رأسه دمه، فاخذ فی الاستغفار و قال: الهی ای شیء حدث منی؟ فنزل الیه جبرئیل و قال: یا ابراهیم ما حدث منک ذنب ولکن هنا یقتل سبط خاتم الأنبیاء و ابن خاتم الأوصیاء. فسالَ دمک موافقة لدمه .(30)

چون حضرت ابراهیم از کربلا عبور کرد پای اسبش لغزید و افتاد روی زمین سرش شکست و خون جاری شد عرض کرد خدایا چه گناهی از من سر زد که اینگونه مبتلا شدم جبرئیل نازل شد و فرمود در این زمین زاده رسول خدا خاتم انبیاء کشته می شود و خون تو به جهت موافقت آن عزیز است.

4- وروی ان اسماعیل کانت أغنامه ترعی بشط الفرات، فأخبره الداعی أنها لاتشرب الماء من هذه المشرعة منذ کذا یوما فسأل ربه عن سبب ذلک فنزل جبرئیل و قال: یا اسماعیل سل غنمک فانها تجیبک عن سبب ذلک فقال لها: لم لا تشربین من هذا الماء؟ فقالت بلسان فصیح قد بلغنا ان ولدک الحسین علیه السلام سبط محمد صلی الله علیه و آله یقتل هنا عطشانا فنحن لانشرب من هذه المشرعة حزنا علیه .(31)

وقتی که اسماعیل گوسفندان خود را به کنار فرات برده بود چوپان به او گفت که چند روز است گوسفندان آب نمی آشامند اسماعیل سبب و علت را از خدا پرسید جبرئیل نازل شد و گفت ای اسماعیل از گوسفندان خودت سؤال کن گوسفندان به زبان فصیح گفتند که فرزند پیامبر خاتم و سبط محمد صلی الله علیه و آله کشته می شود اینجا عطشان و تشنه و ما به خاطر حزن و همدردی با حسین علیه السلام آب نمی خوریم.

5- وروی ان موسی کان ذات یوم سائرا و معه یوشع بن نون، فلما جاء الی أرض کربلا نخرق نعله، و انقطع شراکه ودخل الخسک فی رجلیه و سال دمه فقال: الهی أی شی ء حدث منی؟ فأوحی الیه أن هنا یقتل الحسین علیه السلام و هنا یسفک دمه، فسالَ دمک موافقة لدمه .(32)

روزی موسی با یوشع بن نون سیر می کردند وقتی به زمین کربلا رسید کفش آن جناب پاره و بند آن باز شد و خار به پای موسی خورد و خون جاری گشت علت را پرسید وحی آمد که در این موضع حسین علیه السلام کشته می شود و خون تو به جهت موافقت خون حسین علیه السلام جاری گشت.

6- وروی ان سلیمان کان یجلس علی بساطه و یسیر فی الهواء، فَمرّ ذات یوم و هو سائر فی أرض کربلا فأدارت الریح بساطه ثلاثه دورات حتی خاف السقوط فسکنت الریح و نزل البساط فی أرض کربلا. فقال سلیمان للریح: لم سکنتی؟ فقالت: ان هنا یقتل الحسین علیه السلام فقال و من یکون الحسین علیه السلام فقالت: هو سبط محمد المختار ...(33)

حضرت سلیمان بر فرش سوار بود و در هوا سیر می کرد روزی هنگامی که در حرکت بود به زمین کربلا رسید باد بساط او را سه دفعه دور داد. به طوری که سلیمان ترسید سقوط کند باد آرام شد و فرش در زمین کربلا فرود آمد از باد علت را سؤال کرد باد گفت در این محل حسین علیه السلام کشته می شود. پرسید حسین علیه السلام کیست باد گفت سبط پیامبر مختار محمد صلی الله علیه و آله است.

7- وروی ان عیسی کان سائحا فی البواری و معه الحوارین فمروا بکربلا فرأوا أسدا کاسرا قد أخذ الطریق فتقدم عیسی الی الأسد. فقال له: لم جلست فی هذا الطریق؟ وقال: لاتدعنا نمر فیه؟ فقال الأسد بلسان فصیح: انی لم أدع لکم الطریق حتی تلعنوا یزید قاتل الحسین علیه السلام فقال عیسی علیه السلام و من یکون الحسین؟ قال: هو سبط محمدالنبی صلی الله علیه و آله الأمّی و ابن علی الولی .(34)

روایت شده که حضرت عیسی با حواریون در بیابان در حال رفتن بودند که به زمین کربلا رسیدند و دیدند که شیری خشمگین و ناراحت راه را گرفته پس حضرت عیسی جلو رفتند و گفتند چرا در این راه نشسته ای و نمی گذاری که ما عبور کنیم پس شیر با زبان فصیح گفت: من راه را برای شما باز نمی کنم تا اینکه قاتل امام حسین علیه السلام را که یزید است لعن کنید پس عیسی علیه السلام گفت که حسین کیست.

شیر گفت او فرزند حضرت محمد صلی الله علیه و آله که پیغمبر امی (درس نخوانده) می باشد و پسر علی علیه السلام که ولی رسول خدا است می باشد.ملائکه و تربت امام حسین علیه السلام

در نزد ملائکه مقرب خداوند تربت حضرت سیدالشهداء علیه السلام از جایگاه و منزلت بالائی برخوردار است و آنان هم احترام خاصی برای تربت آن حضرت قائل هستند کما اینکه در احادیث متعددی به این مسئله اشاره شده است.

عن ابی عبداللّه علیه السلام قال ان الحور العین اذا بصرن بواحدمن الاملاک یهبط الی الارض الأمر ما یستهدین منه السبح و التربة من طین قبر الحسین علیه السلام .(35)

امام صادق علیه السلام می فرمایند هر گاه ملائکه به زمین نازل می شوند حورالعین از آنها خواهش می کنند تا تسبیح و تربت قبر حسین علیه السلام را برای آنان هدیه ببرند.برتری خاک قبر امام حسین علیه السلام بر خاک قبر حمزه علیه السلام

حضرت حمزه سیدالشهداء عموی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که در جنگ احد به شهادت رسید همان طور که در باب تسبیح به تربت سیدالشهداء علیه السلام خواهد آمد اول کسی که تسبیح درست کرد حضرت صدیقه طاهره علیه السلام بود که اول از پشم نخی درست کرده بودند و گره هایی به تعداد عدد تسبیحات درست کرده بودند و به آن تسبیح می گفتند تا اینکه حضرت حمزه به شهادت رسید حضرت فاطمه علیهاالسلام از خاک قبر حضرت حمزه به خاطر شرافتی که داشت تسبیح درست کردند و به آن تسبیح می کردند و مردم هم تبعیت از این امر کردند تا اینکه حضرت امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند به خاطر عظمت و بزرگی حضرت و شرافت بیشتر بر خاک قبر حمزه امر بر تربت حضرت امام حسین علیه السلام دائر شد و مردم از خاک قبر حضرت حسین علیه السلام برای تسبیح استفاده می کردند و شکی نیست در فضیلت خاک قبر حضرت امام حسین علیه السلام بر خاک قبر حضرت حمزه علیه السلام کما اینکه در حدیثی از حضرت صادق علیه السلام این نکته هست.

و فی کتاب الحسن بن محبوب ان ابا عبداللّه علیه السلام سئل عن استعمال التربتین من طین قبر حمزه علیه السلام و الحسین علیه السلام و التفاضل بینهما فقال علیه السلام السبحة التی من طین قبر الحسین علیه السلام تسبح بید الرجل من غیر ان یسبح .(36)

از امام صادق علیه السلام سؤال شده از استفاده از تربت قبر حضرت حمزه و حضرت امام حسین علیه السلام و اینکه کدام برتر هستند پس حضرت فرمودند: تسبیحی که از خاک قبر امام حسین علیه السلام باشد در دست مرد تسبیح و ذکر می گوید بدون اینکه مرد خودش ذکر بگوید.تربت سیدالشهداء قطعه ای از بهشت

در زمان شاه عباس، پادشاه فرنگی کسی را فرستاد تا با علماء شیعه مناظره کند که اگر علماء شیعه مجاب شدند شما به دین ما درآئید و اگر ما مجاب شدیم به دین شما در می آئیم علماء جمع شدند بزرگ آنان ملا محسن فیض کاشانی بود گفت مگر عالمی نداشتید که بیاید او گفت شما در مقابل من عاجزید گفت هر چه در دست بگیرید من می دانم چیست ملامحسن فیض تسبیحی از تربت حضرت سیدالشهداء رادر مشت خود گرفت آن شخص فرنگی سرش را پائین انداخت و فکر می کرد، ملامحسن فیض گفت چرا فکر می کنی، نتوانستی ، او گفت چرا می دانم در دست