ادت امام مجتبى عليه السلام در شعبان سال سوم هجرى رخ داده باشد.
و اگر ديدگاه دوم معيار قرار گيرد كه پنجم شعبان سال چهارم هجرى فاصله بين دو برادر از نيمه رمضان سال سوم تا پنجم شعبان سال چهارم فاصله بين دو برادر از نيمه رمضان سال سوم تا پنجم شعبان سال چهارم حدود ده ماه و بيست روز خواهد بود با ديدگاه مناقب هماهنگ است .
و نيز ديدگاه اول كه معروف ترين است سوم شعبان فاصله بين دو برادر بايد همين مقدار خواهد بود نه شش ماه .
بنابراين مى توان سوم شعبان كه مشهورترين ديدگاه است پذيرفت ليكن يا بايد رواياتى كه فاصله دو برادر را شش ماه و ده روز بيان مى كند ناديده انگاشت و يا در مورد ماه ولادت امام مجتبى عليه السلام بايد گفت كه چند ماه پس از ماه رمضان سال سوم بوده است . در هر صورت با توجه به اختلاف ديدگاه ها و منابع همان معروف ترين ديدگاه سوم شعبان سال چهارم ممكن است صحيح باشد. و الله سبحانه هو العالم .
نام گذاريى  
امام رضا عليه السلام از پدران خويش از امام سجاد عليه السلام روايت مى كند كه اسماء بنت عميس (قابله فاطمه زهراء) مى گويد هنگامى كه حسين متولد شد رسول الله (ص ) وارد شدند و از من خواستند كه حسين را در حضور وى آورم ، كودك را آوردم در دامن خويش نهاد در گوش راست وى اذان و در گوش چپ وى اقامه قرائت نمودند. آنگاه روى نموده به على از وى خواستند تا فرزند خويش را نام گذارى نمآيند. على اظهار مى دارد من در اين مورد بر رسول الله (ص ) پيشى نمى گيرم ، رسول الله (ص ) نيز مى فرمايد من نيز بر خداى عزوجل سبقت نمى گيرم ، آنگاه جبرئيل به همراه هزار فرشته فرود مى آيد و ولادت حسين را تهنيت مى گويد؛ مى گويد خداى عزوجل سلام ابلاغ مى نمايد و مى فرمايد فرزند خويش همنام فرزند هارون شبير نام گذارى نما. حضرت نيز وى را شبير يعنى حسين نام گذارى مى نمايد. آنگاه كه روز هفتم فرا مى رسد، رسول الله (ص ) در گوسفند قوچ عقيقه مى نمايد. يك ران آن را به قابله هديه مى كند موهاى سر كودك را مى تراشد و به وزن آن نقره صدقه مى پردازد، و سر كودك را با خلوق (گياه خوشبو) معطر مى سازد. (20)
اين رفتار آموزنده رسول الله (ص ) در هنگام ولادت كودكان است كه آداب دينى را كه با نيك فرجامى افراد پيوند دارد مى آموزد. در آغازين روز ولادت نداى توحيد و نبوت بر گوش وى مى نوازد و فطرت خدا آگاه وى را با معارف فطرى آشنا مى سازد، كه گفتن اذآن و اقامه اين گونه نقش موثر ايفا مى نمايد. و نيز رعايت آداب و ادب در نام گذارى فرزندان كه به بزرگترها واگذارى مى نمايد. و زحمات ماما را از نگر دور نمى دارد. و خوشبو نمودن كودك و شستشوى وى و رعايت بهداشت ، آنگاه در نام گذارى كودك كه يك امر مهم است و بايد با فرهنگ و باورهاى سازگار باشد مى آموزد كه چگونه و چه نامى را بايد براى كودكان بر گزيد.
ليكن آنچه خاندان عترت را از سايرين ممتاز مى سازد، اين كه تمام شوون آنان ملكوتى است و حتى نام گذارى آنان نيز از جانب خداى سبحان است و همان گونه كه نام گذارى برادرش مجتبى حسن با اذن خداى عزوجل شكل گرفت ، نام گذارى حسين عليه السلام نيز به همان منوال به رهنمود خدا شكل مى گيرد و نام فرزندان هارون پيامبر كه جانشين موسى عليه السلام بود براى فرزندان جانشينى رسول الله (ص ) على بن آبى طالب انتخاب مى شوند.
كنيه و القاب  
عنوان ابا عبد الله كنيه معروف دو امام همام مى باشد. نخست اما حسين عليه السلام كه به لحاظ فرزندش عبد الله اين كينه و ديگر امام صادق عليه السلام كه وى نيز به همين لحاظ ابا عبد الله مى باشد. كنيه ديگر ابد الشهدا و ابن الابرار نيز به حضرت نسبت داده شده است .
القاب معروف امام حسين عليه السلام ، سبط (نوه پيامبر) سيد، رشيد، شهيد، طيب ، وفى ، مطهر، البر، احد الكاظمين ، زكى ، مبارك ، و التابع لمرضاه الله و الدليل الى ذات الله ، خامس اهل الكسا، ريحانه الرسول . دو لقب معروف ترين هستند: سيد الشهداء سيد شباب اهل الجنه . (21) اما انه سيد الشهداء من الا ولين و الاخرين فى الدنيا و الاخره و سيد شباب اهل الجنه من الخلق اجمعين . (22)
سيد شباب اهل الجنه بدين خاطر اين است كه حسن و نيز حسين برترين بهشتيان مى باشند و چون تمام بهشتيان به سن جوان مى باشند هنگامى كه حسن و حسين سرور جوانان بهشت شدند يعنى سرور همه بهشتيان مى باشند.
زيرا در بهشت فرسايش و فرسودگى رخت بر بسته است ، كه شرح كوتاه اين موضوع در كتاب امام حسن عليه السلام الگوى زندگى عنوان شده است . (23)
و اما لقب بر جسته ديگر حضرت يعنى سيد الشهدا يعنى سالار شهيدان نكته اش بر همگان شفاف است كه راه فداكارى و ايثار در راه خدا را حسين بر همگان هموار ساخت . افق خونين شهادت گلگون به خون حسين است . و چون در سخت ترين شرايط اين شهادت شكل گرفت ، جامعه سرخ به تن حسين و يارانش پوشاند و جامعه سبز و شادان به تن دين ارزش نمود، كه درخت افسرده دين را آن گونه شادابى بخشيد كه تا قيامت سر سبز شده و پر ثمر خواهد بود. و به همين جهت حسين خون خدا ثار الله عنوان مى شود كه چون خون خود را در راه خدا و دين خدا هديه نمود. خون بهاى آن خداست . و به همين جهت اين شهيد سيد الشهدا لقب مى گيرد.
اندام  
اندام شكيل يكى از محورهاى جاذبه در روابط اجتماعى مى باشد.
اندام شكل و سالم از نعمت هاى الهى است كه انسان از آن بهره ور است .
هر مقدر در اثر كاستى يا بيمارى اندام شكل و سالم خود را از كف نهد به همان مقدار دافعه پديد آورده و باعث گريز ديگران از وى مى شوند. آلوده شدن به برخى بيمارى هايى بمانند پيسى ، جزام ، و... تنفر آميز است كه باعث گريز ديگران از شخص مبتلا مى گردد.
بر اساس همين معيار است كه انبيا الهى از لحاظ اندام شكيل ترين و زيباترين اندام بهره مند بودند. امامان از اندامى سالم و شكيل و متوسط بهره مند بودند و در زندگى نيز هيچ گاه به بيمارى هاى تنفر آميز مانند جزام و پيسى و همانند آنها گرفتار نبوده اند. و اگر در مورد ايوب پيامبر آمده است كه آن گونه مبتلا به بيمارى شده بود كه بدن شريف وى در اثر عفونت كرم پديد آورده بود! چنين نسبت ها با باور اعتقادى مسلمآنان به ويژه تشيع كه انبيا بايد از بيمارى هاى تنفر آميز مبرا باشند ساز وارى ندارد.
و ادله متقين نيز اين نسبت ها را به اثبات نمى رساند.
به همين جهت نمى توان اين مطلب را در مورد انبيا پذيرفت . امام همام كه همانند ساير رهبران دين الگوى انديشه و رفتار براى همگان است از هر جهت بايد پر جاذبه ترين فرد باشد. هم از لحاظ بدن و اندام و هم از لحاظ فضايل انسانى . براى آشنايى با اندام و بدن زيباى فردى چون امام حسين عليه السلام مى توان گفت حضرت زيباترين اندام بهره مند بودند و اندام شكيل با قدى متوسط همانند مجتبى حسن عليه السلام همانندترين فرد به رسول الله (ص )بودند. دو برادر از هر جهت همانند حضرت بودند. گر چه برخى روايت دارند كه حسن مجتبى از سر تا سره (ناف ) بيشتر از امام حسين همانند رسول الله (ص ) بوده است : كان الحسن بن على يشبه بالنى (ص ) من صدره الى راسه و الحسين علي