ر هر صورت دليل هاى برخى از نويسندگان (42) كه در صدد انكار اين جريان مى باشند در معرض داورى خوانندگان عزيز قرار مى گيرد، كه خود در اين باره داورى نمايند. اگر اين دليل ها پاسخ صحيح نداشته باشد، ممكن است در درست بودن اين جريان ترديد ايجاد كند. ليكن اگر اين دليل ها مردود باشد آنگاه به همان نقل مشهور كه قراينى چون پذيرش محققان آن را تاييد مى نمايد، مى تواند اطمينان آور باشد. به ويژه اين كه با باورهاى اعتقادى نيز هيچ گونه نا ساز وارى ندارد.
بر اين اساس نخست بايد به سراغ دليل هاى افرادى كه در درست بودن جريان ترديد دارد رفت .
شبهه افكنى ها  
خدشه نخست را برسند حديث خدشه وارد نموده اند كه مى فرمايند عمرو بن شمر را رجاليون مانند نجاشى و اين غضايرى توثيق ننموده اند بلكه تضعيف هم كرده اند. و معتبرترين نقل هم نقل كلينى از بصاير الدرجات محمد بن حسن صفار مى باشد كه در سند آن عمرو بن شمر قرار دارد.
خدشه دوم بر درست بودن نقل كلينى اين است كه در اين نقل آمده دختر وقتى وارد مسجد شد مجلس به جمالش نورانى شد، كه نويسنده محترم در شگفت است كه چگونه مسجد به ورود يك پادشاه زاده نورانى مى شود!
نكته سوم كه اين نويسنده را در پذيرش اين جريان مردد ساخته اين كه امام على عليه السلام در مورد تصميم عمر فرموده اند دختران پادشاهان را هر چند كافر باشند نمى توان فروخت .
نكته چهارم كه ترديد اين پژوهشگر را افزوده اين كه هنگامى كه نگاه عمر به دختر افتد دختر شاه زاده روى بر تاييد و نسل خويش هرمز را نفرين نمود. با اين كه هرمز به رسول الله (ص ) بى ادبى نكرده بود. بى ادبى از خسرو پرويز از فرزند هرمز رخ داده كه نامه رسول الله (ص ) را پاره نموده بود. هرمز كه فرزند انوشيروان است چرا مورد نفرين قرار گيرد؟
و نيز نكته پنجم كه به شگفتى اينان افزوده ، امام سجاد به اين نسب افتخار نموده باشد من فرزند دو برگزيده هستم كانا ابن خير تين . چگونه امام سجاد به نسلى كه از تبار شاهان است آن هم مشرك و احيانا مجوس بوده است افتخار مى نمايد؟! امام سجاد كه فرزند زاده پيامبر است ، از اين گونه تبارها بى نياز است كه خود را پادشاه زاده مجوسى قلمداد نمايد.
و نيز نكته ديگر كه مطرح است زمان ازدواج اين دختر با امام حسين عليه السلام كه در خلافت عمر در حدود سال بيست و سوم هجرى بوده با زمان ولادت امام سجاد همخوانى ندارد كه در سال 37 هجرى ثبت شده است زيرا چگونه اين خانم نازا بوده آنگاه بعد از 14 سال فرزند به بار مى آورد؟! (43)
افزون بر اين ها در جنگ مسلمآنان با ايران يزدگرد در مداين بوده است بعد از مشاهده آثار شكست به جلوان آنگاه به قم و كاشان و سپس به اصفهان و كرمان گريخته و از آنان جا به مرو، در مرو هم در اسياب توسط آسيابان كشته مى شود. در بين سفر تمام كاركنان و هدم و حشم وى همراه بوده است . در جايى نگاشته نشده است كه دختران وى اسير دشمن شده باشند. همانند اين موارد باعث شده است كه برخى در همسر بودن شهر بانو دختر يزدگرد با امام حسين ترديد نمايند. آنگاه مكانى كه در كوهى نزديك شهر رى به عنوان بى بى شهر بانو مشهور است ، نيز به اين موضوع افزون شده و بى اساس بودن اين موضوع بر ترديد برخى فزونى بخشيده است .
نقد و پژوهش  
اگر شواهد مردود دانستن همسرى شهربانو با امام حسين همانند اين موارد باشد همگى قابل نقد مى باشد. زيرا در مورد خدشه نخست همان گونه كه اشاره شد، بحث موضوع فقهى نيست تا سند موثق يا صحيح راه گشا باشد. در موضوع كلامى و تاريخى اگر سند صحيح هم باشد ياور و اعتقاد نخواهد آورد.
دو ديگر اين كه در موضوع تاريخى و اعتقادى به ويژه اگر در مورد ائمه باشد اگر منابع متعدد معتبر آن را ثبت نموده باشند و شواهد جانبى نيز آن را تاءييد نمايد و با باورهاى مستند و مبرهن نا سازوارى نداشته باشد، انگيزه اى بر رد آن وجود نخواهد داشت . همسر شدن دختر پادشان بر فرض اين كه نامسلمان هم باشد و به آيين ديگر آسمان باور داشته باشد با هيچ اعتقاد و باور شيعى در تضاد نيست .
و اما در مورد روشن شدن مسجد به ورود دختر پادشاه نيز مى توان گفت نوع شاهزادگان از جمال و جلال بهره مند هستند منظور از روشنائى مسجد همين جمال و جلال وى مى باشد گرچه اصل پاكى و متدين بودن وى نيز منتفى نيست كه شخص ولو دختر پادشاه از شايستگى و معنويت برخوردار بوده باشد.
و اما اين كه امام على فرموده باشد دختران پادشاه را نمى توان فروخت . نويسنده از اين جهت ترديد دارد كه مگر اين حكم در زمان پيامبر از جانب خدا و يا رسول الله (ص ) تشريع شده است . در اين باره مى توان گفت ممكن است سخن امام جنبه اخلاقى دارد كه با بزرگان قوميت ها و مليت ها برخورد شايسته نمود، اگرچه مستحق بردگى هم باشند با آنان بزرگوارانه و كريمانه برخورد شود تا تشويق به گرايش به اسلام شوند.
ديگر اين كه امام على عليه السلام خود امام معصوم و مين احكام شريعت است اگر سخن وى جنبه اخلاقى هم نداشته باشد و از لحاظ سند صحيح باشد چون فرمايش امام است مى شود حكم شرعى ، كه فرزندان رهبران پادشاه از اين حاكم معاف باشند گرچه چنين چيزى در فقه ثابت نيست ليكن اگر جهات ديگر مدرك درست مى شد آثار آن مترتب مى شد.
در مورد نكته چهارم كه دختر جد خودش را نفرين مى كند، اين اظهارات نفرين نيست اين اظهار تاءسف و تاءثر است كه در آن شرايط اندوه بار به ياد شكوه و عزت از كف نهاده افتاده كه چگونه دختران هرمز به اسارت در آمده اند.
در مورد نكته پنجم كه امام سجاد به تبار پدر و مادر خويش افتخار كند نيز هيچ اشكالى را پديد نمى آورد. زيرا زنى كه از تبار كفر اين شايستگى داشته كه همسر امام قرار و به يقين از شايستگى بهره مند افتخار آميز خواهد بود.
و اين كه گفته شد ازداواج اين دختر با امام حسين در سال هاى خلافت عمر با ولادت امام سجاد عليه السلام بعد از چهارده سال همخوانى ندارد نيز جاى شگفت است چگونه همخوانى ندارد، چه اشكال دارد. همسرى بعد از چندين سال از گذشت ازداواج فرزند به دامن آورد؟!
و اما نكته آخرين اين نويسنده كه در جايى نگاشته شده كه در هنگام گريز يزدگرد، همه هدم و حشم وى همراه بوده اند كسى از وى اسير نشده ، يعنى مسلمآنان به بارگاه يزدگرد دسترس پيدا نكردند تا دختران وى را به اسارات گيرند.
اين سخن نيز بدور از واقعيت هاى جنگ است ، در جنگ هر روى دادى احتمال وقوع دارد. شايد دختران وى را به گونه اى ربوده اند و يا شايد در هنگام وحشت عقب نشينى و گريز در اثر آشفتگى از مدار امنيتى يزد گرد بدور افتاده و گرفتار دشمن شده اند و... و چه منبعى بهتر و اطمينان بخش از كافى كلينى ايا نقل كلينى به مقدار، طبرى و يا مسعودى مورد اعتماد نيست ؟ البته به اين معنا نيست كه كسى نتواند به كلينى نقد وارد سازد فضاى نقد نسبت به هر كسى همواره گشوده است .
با اين بيان روشن مى شود كه مطالب ياد شده جز استبعاد چيز ديگرى نيست . و انگيزه اى وجود ندارد كه كسى روى دادهاى تاريخى كه با باورهاى مبرهن شيعه ناساز گار نيست ، مورد ترديد قرار گيرند.