 و اين موضوع با باورهاى اعتقادى شيعه در تضاد نيست زيرا بر فرض ان دختران كافر بوده به دين زرتشت يا هر باور ديگر بوده باشند، چنين مطلبى با باورى اعتقادى نا ساز گارى نيست . زيرا همانند آن در مورد امامان ديگر وجود دارد. چنان كه مادر امام كاظم عليه السلام حميده برده و كنيز بوده است و نيز بوده اند و كنيزه همان اسيران از بلاد كفر بوده اند كه به دست مسلمآنان به اسارت در آمده بودند.
بر اين اساس اين شواهد دليل بر ساختگى بودن اين موضوع نمى تواند باشد. البته زيارت گاه به نام بى بى شهر بانو در اطراف شهر رى امرى ديگرى است و ممكن است موهوم باشد، ليكن اين دو موضوع نبايد به يكديگر آميخته شوند. همان نكته مشهور يعنى همسر بودن شهر بانو كه لقب هاى گوناگون براى وى عنوان شده است ، مى تواند صحيح باشد. اين شواهد دليل بر مردود بودن آن نمى تواند باشد. و نيز هيچ شاهد معتبر تاريخى گواهى نمى دهد كه شهر بانو در حادثه كربلا حضور داشته باشد، و الله سبحانه هو العالم .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:430.txt">پاك ترين ها </a><a class="text" href="w:text:431.txt">زينت عرش ، زينت بهشت  </a><a class="text" href="w:text:432.txt">دين  </a><a class="text" href="w:text:433.txt">جريان هاى متضاد</a><a class="text" href="w:text:434.txt">اقتصادى ، فيتخذوا مال الله دولا</a><a class="text" href="w:text:435.txt">دين زدايى ، و دين الله دغلا  </a><a class="text" href="w:text:436.txt">استقرار دين هدف اصلى  </a><a class="text" href="w:text:437.txt">حركت به سوى مكه  </a><a class="text" href="w:text:438.txt">عبيد الله در كوفه  </a><a class="text" href="w:text:439.txt">عوامل سقوط كوفه !  </a><a class="text" href="w:text:440.txt">حركت امام حسين عليه السلام به سوى كوفه  </a><a class="text" href="w:text:441.txt">پى آمد سقوط كوفه  </a><a class="text" href="w:text:442.txt">چرا تصميم بر گشت ؟!  </a><a class="text" href="w:text:443.txt">تصميم نهايى حزب عثمانيه  </a><a class="text" href="w:text:444.txt">اختيارات رهبرى  </a><a class="text" href="w:text:445.txt">حسين عليه السلام در آستانه شهادت  </a><a class="text" href="w:text:446.txt">قاتل امام حسين عليه السلام  </a><a class="text" href="w:text:447.txt">شهداى اهل بيت در كربلا  </a><a class="text" href="w:text:448.txt">زينب در كوفه  </a><a class="text" href="w:text:449.txt">فرهنگ شهادت  </a><a class="text" href="w:text:450.txt">نام حسين عليه السلام  </a><a class="text" href="w:text:451.txt">زيارت حسين عليه السلام  </a><a class="text" href="w:text:452.txt">انگيزه زيد شهيد  </a></body></html>چگونگى ولادت
زنانى كه حضرت فاطمه زهرا عليه السلام را در زايمان امام حسين عليه السلام يارى كردند، چهار نفر بودند: اسماء بنت عميس ، صفيه دختر عبدالمطلب كه عمه حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم بود، ام الفضل همسر عباس و ام ايمن كنيز رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم .(589)
با به دنيا آمدن امام حسين عليه السلام ، فورى مژده ولادت را به رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم دادند. آن حضرت هم بى درنگ به خانه اءميرالمؤ منين عليه السلام و زهراى مرضيه عليهاالسلام آمد و از اسماء خواست تا كودكش را بياورد، اسماء جامه اى سفيد به كودك پوشانيد و او را به دست حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم داد:
و اءخذه و اءذَّن فى اُذنه اليسرى و جاء جبرئيل عليه السلام فاءمره اءن يسمّيه حسينا كما جاء فى الحسن ؛(590)
حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم او را در آغوش گرفت ، در گوش ‍ راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت ، آنگاه جبرئيل فرود آمد و گفت : ((اين نوزاد را حسين نام گذار!)) همان طور كه در وقت ولادت حضرت امام حسن عليه السلام به زمين آمده بود.(591)
در روايت ديگر آمده كه در هفتمين روز ولادت حضرت امام حسين عليه السلام جبرئيل بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم فرود آمد و گفت :
انّ الله عزوجل ذكره يُقرئُك السلام و يقول لك ان عليا منك بمنزلة هارون من موسى فسمَّه باسم ابن هارون قال : ما كان اسمه ؟ قال : شبير، قال : لسانى عربىّ، قال : سمِّه الحسين فسمّاه الحسين ؛(592)
خداوند بر تو سلام مى رساند و مى فرمايد: همانا اءميرالمؤ منين عليه السلام براى تو همانند هارون است براى موسى بن عمران ، بنابراين نام فرزندت را هم نام فرزند هارون قرار بده !
رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود: نام فرزندش چه بود؟
جبرئيل گفت : شبير.
پيامبر فرمود: زبان من عربى است .
عرض كرد: ((شبير به عربى حسين خوانده مى شود)) و اين گونه پيامبر نام او را حسين گذارد.
حضرت اءميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم گوسفندى را به عنوان عقيقه براى امام حسين عليه السلام كشت و سپس فرمود:
يا فاطمة احلقى راءسه و تصدَّقى بزنة شعره ؛(593)
((فاطمه جان سر او را بتراش و هموزن موى سرش صدقه بده ))
ما هم موى سرش را وزن كرديم ، به مقدار يك درهم شد.
مرحوم صدوق درباره چگونگى ولادت امام حسين عليه السلام در كتاب شريف ((امالى )) خواب شگفت انگيزى را از ام ايمن نقل ميكند. وى پس از بيان سلسله سند مى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: همسايگان ام ايمن شتابان نزد رسول صلّى الله عليه و آله و سلم آمدند و گفتند: اى پيامبر! ام ايمن شب گذشته از گريه نخوابيده و پى در پى گريسته تا صبح شده .
پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلم بى درنگ به دنبال ام ايمن فرستاد و او را خواست و فرمود: اى ام ايمن ! خدا چشم تو را نگرياند، چه چيز تو را به گريه انداخته است ؟
عرض كرد: اى رسول خدا رؤ ياى بزرگ و عجيب ديده ام كه سراسر اين شب را گريستم .
پيامبر فرمود: خواب خود را تعريف كن كه خدا و رسول به آن داناترند.
ام ايمن گفت : بر من دشوار است كه صحبت كنم .
پيامبر فرمود: خواب چنين نيست كه ديده مى شود.
پس ام ايمن به شرح خواب خود پرداخت و گفت : در خواب ديدم كه گويى پاره اى از اعضاء شما در خانه من افتاده است .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود: چشمت راحت به خواب برود اى ام ايمن ! فاطمه فرزندى پسر مى زايد، تو او را بزرگ كرده و سرپرستى مى نمايى ؛ پس بدين معنى پاره اى از وجود من در خانه تو خواهد بود.
ام ايمن مى گويد: در روز هفتم ولادت امام حسين عليه السلام ، پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود: سر او را تراشيدند و به وزن آن نقره صدقه داد و براى او عقيقه كرد و سپس من تا قنداقه او را در آغوش رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم قرار دادم ، فرمود:
مرحبا بالحامل و المحمول يا امّايمن هذا تاءويل رؤ ياك ؛(594)
درود بر حمل كننده و حمل شده ، اى ام ايمن تعبير خواب تو همين بود.
صفيه دختر عبدالمطلب و عمه حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم ، بزرگ ترين قابله حضرت زهرا عليهاالسلام مى گويد: همين كه حضرت امام حسين عليه السلام از شكم مادر به زمين آمد، پيامبر مرا كه قابله و عهده دار كار او بودم صدا زد و فرمود: اى عمه ! بشتاب پسرم را نزد من بياور!
من گفتم : اى رسول خدا! هنوز او را پاكيزه نكرده ايم .(595)
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود: اى عمه ! آيا تو او را پاكيزه مى كنى ؟! خداوند تبارك و تعالى او را تميز و پاكيزه كرده است .
و هم او مى گويد: پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلم در روزهاى نخستين ولادت امام حسين عليه السلام بين چشمان 