او را بوسه زد و گريه كرد و فرمود:
لعن الله قوما قاتلوك هم قاتلوك يا بُنىّ؛
((پسر عزيزم ! خدا لعنت كند مردمى را كه تو را كشتند)) و اين را سه مرتبه تكرار فرمود.
من گفتم : پدر و مادرم فداى تو! آن مردم چه كسانى هستند؟
فرمود: بقية الفئة الباغية من بنى امية لعنهم الله ؛(596)
بازماندگان گروه ستمگر از دودمان بنى اميه كه لعنت خدا بر آنها بود.
كلينى از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است : امام حسين عليه السلام پس از ولادت نه از حضرت فاطمه عليهاالسلام و نه از هيچ زن ديگر شير نخورد. او را به خدمت حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم آوردند. حضرت انگشت ابهام خود را در دهان او مى گذاشت ، و او از انگشت ابهام آن حضرت آن قدر مى مكيد كه براى دو يا سه روز او كافى بود. پس گوشت و خون آن حضرت از گوشت و خون حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم روييد و هيچ فرزندى شش ماه متولد نشد كه زنده بماند به غير از عيسى بن مريم و امام حسين عليه السلام .(597)بخش دوم : برخى فضايل امام حسين (ع )
پاك ترين ها  
به لحاظ اهتمام مقصد انسان و نيز خطرهاى كه در سر راه رسيدن به مقصد كمين نموده اند. راهبران آگاه و مطمئن از هر خطر پذيرى بايسته است ، تا كاروان انسان ها را به جايگاه اصلى است كه استقرار در جوار الهى است برساند، الى ربك يومئذ المستقر. (44) قرار گاه همگان در آن روز جوار پروردگار توست . بدون ايمن سازى راه و راهنما رسيدن به اين مقصد هيچ گاه ممكن نخواهد بود. به همين جهت خداى سبحان هم راه را شفاف و تبيين و معرفى نموده است و هم راهبران را كه از هر گونه گزند در امان باشند برگزيده و معرفى نموده است . رهبرى جامعه از آن مقدار اهتمام بهره ور است كه خداى سبحان در مورد آن دخالت نموده و شايسته ترين افراد را به اين امر پايه اى برگزيده است . آغازين روز زندگى انسان را در اين سرا با زندگى رهبرى الهى و مصون از هر خطر شروع نموده است .
با اين توضيح علت اين كه پيامبران بايد معصوم از هر گناه و مصون از هر خطا باشند شفاف مى گردد. زيرا راه بسيار مهم و بدون اين دو ويژگى پيمودن آن فراهم نخواهد شد. اگر راهبر خود در معرض لغزش باشد هيچ گاه نخواهد توانست كاروان با اين عظمت را به مقصد رساند. به همين جهت سخن از حراست و اسكورت انبيا توسط حراست هاى ويژه است ، تا رساندن پيام وحى به انسان ها از هر خطر مصون . مانند فانه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا ليعلم آن قد ابلغوا رسالات ربهم . (45) پيامبر را از هر جهت حراست مى نمايد تا وحى و رسالت الهى سالم به گوش مردم برسد. راهبران دينى بايد معصوم از هر گناه و مصون از هر خطا باشند در غير اين صورت اطمينان مردم به آنان فراهم نخواهد شد.
پس از بى نيازى جامعه از رسول آسمانى با تداوم رسالت رسولان آسمانى نياز به رهبران الهى با همان ويژگى هاى عصمت بايسته مى باشد.
خداى سبحان براى تامين اين هدف بعد از رسول الله (ص ) افرادى را به جانشينى حضرت برگزيده است كه افزون بر شايستگى هاى ديگر از ويژگى عصمت بهره مند مى باشند.
عصمت در انبيا و امامان يعنى همان معصوم بودن از هر گناه كوچك و بزرگ در طول عمر خويش و مصون بودن از خطا و نسيان در محدوده رسالت دينى خويش . اين افراد كه پاك و مطهر از هر گناه و آلودگى مى باشند به طور مشخص عصمت آنان به تاييد خداى سبحان رسيده و افراد آنان نيز مشخص شده اند.
خداى سبحان در قرآن عترت رسول الله (ص ) را كه راهبران جامعه و جانشينان حضرت مى باشند، به عنوان پاك ترين هاى جامعه كه هيچ آلودگى زندگى آنان را تهديد ننموده است معروفى مى نمايد، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا. (46) قرآن سند عصمت عترت رسول الله (ص ) مى باشد. و منظور از عترت حضرت هم حضرت فاطمه زهرا عليها السلام و على بن ابى طالب دو ريحانه رسول الله (ص ) حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين عليها السلام مى باشند. كه نص روايت اين حقيقت پا فشارى دارد. (47) كه حسين از زمره پاك ترين هايى است كه رهبرى جامعه را به عهده گرفته است .
حق محورى  
راهبرى جامعه از نهادهاى اصيل و با اهتمام است كه از نخستين گام انسان بر روى كره خاكى مورد اهتمام دين آسمانى بوده است . رهبرى انبيا در تداوم همين محور در ميان جامعه شكل گرفته و خداى سبحان افراد مطمئن از هر جهت در اين راستا برگزيده است . انديشه و رفتار و گفتار آنان از هر خطر كژ ماهگى مصون است .
رسول الله (ص ) براى تداوم اين نهاد در ميان مسلمانان به دستور وحى اهتمام ويژه بر اين محور مى نمودند و موضوع رهبرى پس از خودش را هماره طرح و شرايط و اهتمام آن را گوشزد مى نمودند. رسول الله تعداد افرادى كه بعد از وى در راس مخروط و هرم رهبرى قرار دارند، با نام و نشان معروفى و ويژگى هاى مهم آنان را نيز به گوش همگان رساندند.
از شرايط محورى ويژگى هاى مهم رهبرى حق محورى آنان است كه حضرت به طور فرا گير آنان را حق محور در انديشه و رفتار معرفى نمود، تا مردم با اطمينان و آرامش خاطر راه آنان در پيش گيرند. رسول الله در مورد عترت فرمودند: انى سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم و محب لمن احبهم و مبغض لمن ابغضهم . (48) آنان كه با عترت در تسالم هستند من نيز با آنان در مسالمت مى باشم و آنان كه با عترت در ستيزند، من نيز با آنان در ستيز خواهم بود. من دوستدار دوستان عترت ، دشمن دشمنان آنان مى باشم .
موضع گيرى عترت در جنگ و صلح و ساير امور اجتماعى همانند موضع گيرى رسول الله (ص ) بر اساس حق است هيچ گونه خطر انحراف در انديشه و رفتار آنان پديد نمى آيد، كه در اين صورت حق فراگير مطلق عنوان نمودن آنان خطا خواهد بود.
موضع گيرى هاى آنان ، محبت و بغض آنان بر اساس حق است چيزى به نا حق محبوب آنان قرار نمى گيرد و يا عداوتى نا حق بر اساس خواهش هاى نفسانى از آن شكل نمى گيرد. بغض و عداوت آنان نسبت به دشمنان حق ، بر اساس حق است محبت آنان نيز به حق و به مظاهر حق است . اين گونه تاييد مطلق و فرا گير فقط در مورد عترت رسول الله (ص ) مى تواند شكل گيرد كه از عصمت و مصونيت بهره ور مى باشند.
بر اساس اين فضيلت آنان كه به عترت رسول الله (ص )در آويختند و ستيز نمودند در واقع با رسول الله (ص ) ستيز نمودند كه در ايمان آنان مى توان ترديد نمود. كه چالشگران اهل بيت بر دو گروه ، آگاه و نا آگاه تقسيم مى شوند. چالشگر نا آگاه از مقام آنان ، حداقل عنوانى كه بر آن منطبق است فسق است . چالشگر آگاه به منزلت آنان به ويژه اگر به حد جنگ و ستيزه باشد. بر اساس اين باورهاى مستند به وحى از دايره ايمان بيرون خواهد رفت كه مى توان گفت : مخالفوا العتره فسقه و محار بوهم كفره ، كه در كتاب هاى كلامى اين عنوان به چشم مى خورد توضيح بيشتر نيز دارد كه در صورت نياز به آن كتاب ها مراجعه خواهد شد. (49) و حسين عليه السلام از زمره همين عترت حق محور است .
حسين عليه السلام همتاى قرآن  
ارزشمندترين سند در انديشه و رفتار قرآن كلام زيباى خداست ، كه از هر خطر مصون مانده و مى ماند. قرآن منبع انديشه و معارف و حيانى است كه معيار انديشه و