 و رفتار تمام امامان در ابعاد گوناگون اسوه و الگوى ديگران مى باشد. همگان بايد تلاش كنند همانند امامان سبز و بالنده بيانديشند و همانند آنان سترگ و مقاوم و پاك و بدون از هر آلايندگى زندگى نمايند.
ليكن در برهه هاى زندگى امامان شاخص هاى بس درخشنده به چشم مى خورد كه آن برجستگى هاى بيش از ساير ويژگى هاى آنان خودنمايى مى نمايد. و بايد بيش از ساير محورها مورد توجه قرار گيرد.
در زندگى پربار حسين بن على آزاد انديشى و سترگى و ظلم ستيزى برجستگى است كه دنياى بشر هيچ گاه نمى تواند از آن غفلت نمايد. در سيره زندگى و رفتار اجتماعى امام همام دو پيام رسا به همه انسان هاى پديدار است . يك پيام به آنان كه حتى دين باور نيستند، ليكن كرامت انسانى خويش را ارج مى نهند و سلطه پذير نمى خواهند باشند. آزاد انديش و رادمرد هستند. پيام حسين عليه السلام به اينان اين گونه رسا و شفاف است كه اگر دين باور نيستيد. آزاد مرد باشيد: ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا الحرارا فى دنيا كم . (79) و كمترين پيام حماسه حسينى به اينان هيهات منا الذله است . انسان كريم نمى پسندد گرد ذلت بر دامنش ‍ بنشيند.
و اما به انسان هاى دين باور پيامى بس عميق و در عين حال شفاف و رسا بيان نموده و اين حقيقت را به دين باوران آموخت كه با جان خود بايد از دين خود حراست نمايند.
همان انديشه سبزى كه در گفتار امير المؤمنين عليه السلام آشكار شده است اگر خطر آبرو و سلامت و جان شما را تهديد نمود مال خويش را سپر آن خطر قرار دهيد. اما اگر خطر دين شما را تهديد نمود جان خود را سپر دين خود قرار دهيد تا دينتان را حراست نماييد. اذا حضرت بليه فاجعلوا اموالكم دون انفسكم و اذا نزلت نازله فاجعلوا انفسكم دون دينكم . (80) اين حقيقت را امامان در انديشه و رفتار پايدار ساختند. زندگى خونين آنان بهترين گواه اين مدعى است .
ليكن آنچه حسين عليه السلام را از سايرين در اين راستا ممتاز مى سازد، اين است زندگى با پايان سرخ حسين عليه السلام با ساير امامان تفاوت دارد شرايطى كه بر حسين فراهم شد بسيار توان فرساست . و ايثار و فداكارى به اوج رسيده است .
در ستيز با ستمگران طاغى حسين رفتارى اسوه به يادگار نهاد و خود نيز به همين رفتار اشاره دارد كه هنگام رويارويى با سپاه حزب عثمانيه مى فرمايد: و لكم فى اسوه (81). من الگوى شما هستم . گرچه تمام شؤ ون ، انديشه و رفتار امام اسوه و الگوى ديگران است ؛ ليكن با توجه به فضاى سخن كه در هنگام رويارويى با دشمن و در فرصت حماسه آفرينى اين سخن از امام عنوان شده است ، نظر مبارك امام بيشتر به همان جنبه ظلم ستيزى و ايثار و فداكارى امام است . امام به همگان مى آموزد چگونه آزاد مرد زندگى كنند و چگونه سترگ و مقاوم از دين خود حتى با جان خود حراست نمايند. حسين اينگونه انديشه سبز و رفتار سترگ از خود يادگار مى نهد، كه اين از فضايل برتر سالار شهيدان است .
بخش سوم : امام حسين (ع ) و جريان هاى اجتماعى 
امام حسين عليه السلام پيش از امامت  
در موضع گيرى هاى اجتماعى امامان در زمان هاى گوناگون تفاوت آشكار مشاهده مى شود. به لحاظ اين كه امامان از جهت روحيه و سجاياى اختلافى در اين جهت يكسان مى باشند، اين تفاوت موضع گيرى ها بازگشت به تفاوت جريان هاى اجتماعى دارد.
اين پندار باطل است كه خاستگاه اين تفاوت ها بازگشت به روحيات امامان داشته باشد. مثلا امام حسن عليه السلام فردى صلح طلب بوده است كه با بنى اميه مصالحه نموده است ! اما امام حسين عليه السلام فردى ستيزه جو بوده است كه در برابر آنان قد بر افراشته است ! اين باور صحيح از اوصاف و گ امامان نمى تواند باشد. زيرا جنگ و صلح با بنى اميه باز گشت به تفاوت ظرفيت ها و شرايط هر زمان دارد. در حقيقت در رابطه با حزب عثمانيه جنگ و صلح دو تاكتيك و دو استراتژى به حساب مى آيند هيچ كدام نمى تواند هدف قرار گيرد.
مسالمت هدف دين  
از ديدگاه دينى مى توان گفت كه مسالمت هدف زندگى است . يعنى دين براى جامعه يك زندگى توام با صلح و صفا و بدور از هر نوع خشونت و اعمال زور فراهم مى سازد. دين جامعه را به دو قسم عمده تقسيم مى نمايد، دين باور كه با وى بايد كمال رافت و مهربانى برخورد شود:
بالمومنين روف رحيم (82) و اما اخ لك فى الدين . (83) و بى دين ، نسبت به كسى كه دين باور نيست (يعنى دين اسلام را نپذيرفته است ) زندگى بر اساس مشتركات حقوق انسانى است كه : نظير لك فى الخلق (84) تنظيم مى گردد.
رهنمون دين اين است كه اگر طرف چالشگر، به صلح نظر افكند و تمايل نشان داد و اغوش صلح گشود، از ان استقبال نما، و ان جنحوا للسلم فاجنح لها. (85)دين  
دين رافت و مهربانى و تجلى شفقت است . آن كه دين را با پندار يا با رفتار خويش خشن معرفى مى نمايد از معارف دينى فرسخ ‌ها فاصله دارد.
البته اين باور پايه اى بدين معنا نيست كه دين از مظاهر فساد و توطئه و خيانت در غفلت است . زيرا با خيانت و توطئه و عناد و كينه توزى كه زمينه هاى فساد اجتماعى را فراهم مى سازند برخورد صحيح ، همان رويا روى و ريشه كن نمودن غده هاى فساد است .
بر اين اساس زندگى مسالمت اميز و توام با انس و الفت و برادرى و برابرى و يكسان در حقوق انسانى ، اساس و پايه زندگى اجتماعى دينى را شكل مى دهد. در عين حال همين موضوع در مورد يك جريان اجتماعى مانند حزب عثمانيه ممكن است تفاوت داشته باشد كه به توضيح ان مى پردازيم .
مسالمت يا ستيز با حزب عثمانيه ؟  
در مورد جريانى همانند جريان اجتماعى جزب عثمانيه همان گونه كه در بخش هاى بعدى خواهد آمد يك جريانى است كه با اصل و اساس دين در ستيز است . ايا با اين گونه جريان اجتماعى هم مسالمت هدف است ؟
در پاسخ اين سوال مى توان گفت جنگ يا مصالحه با جريانى همانند جريان حزب عثمانيه هيچ كدام هدف نمى تواند باشد. زيرا با اين گونه جريان چالشگر عليه اساس دين بايد مقابله شود تا فتنه و خطر ان را از جامعه زدوده گردد. مسالمت با اينان هدف نيست ، زيرا اينان همواره در صدد فرصت سازى و رساندن اسيب بر اساس دين مى باشند. بايد با اين گونه جريان ها مقابله شود، تا شر ان را از دين و امت اسلامى كوتاه گردد.
آنگاه ظرفيت ها و شرايط زمان ها متفاوت خواهد بود. گاهى اين هدف با مصالحه موقت با آنان تامين خواهد شد و گاهى با ستيزه با آنان .
در يك ظرفيت ممكن است بتوان با مصالحه توطئه همانند توطئه حزب عثمانيه را مهار نمود. يعنى همان موضع گيرى كه امام مجتبى عليه السلام در برابر آنان انجام داد. در يك شرايط ديگر ميتوان با ستيز با آنان و رسوا نمودن و آشكار ساختن چهره نفاق آنان ، شر انها را كوتاه ساخت ، يعنى همان كارى كه حسين بن على عليه السلام انجام داد.
بر اين اساس گر چه مسالمت هدف و اساس زندگى اجتماعى دينى را شكل مى دهد؛ اما نه با جريان خطرناكى همانند جريان حزب عثمانيه . با اين نوع جريان ها در زمان هاى گوناگون به فرا خور همان شرايط و ظرفيت ها بايد موضع گيرى شود.
تفاوت روش امامان عليه السلام  
با اين تحليل اين كه گفته شود تفاوت روش هاى ا