تماعى و موضع گيرى هاى امامان به صفات خصوصيات خود آنان باز گشت دارد، سخنى بى پايه خواهد بود. زيرا خاستگاه اين تفاوت ها به ظرفيت ها و شرايط متفاوت جريانهاى اجتماعى هر زمان باز گشت دارد. به گونه اى امام حسين در زمان امام حسن همان موضع گيرى امام حسن را دارد و امام حسن نيز اگر در شرايط امام حسين زندگى مى نمود، همان موضع گيرى امام حسين عليه السلام را پيش مى گرفت .
به همين خاطر موضع امام حسين عليه السلام پيش از امامت خودش كه در دوران امامت ده ساله امام حسن سپرى شد، همان تاييد موضع گيرى هاى برادرش بود. همان گونه كه امام حسن عليه السلام با مصالحه موافقت نمود وى پيروى امام خويش برادر بزرگوارش امام حسن عليه السلام بود. وى نيز مصالحه را پذيرفت . ثم قال للحسين فبايع فقام و بايع . (86) اين كه برخى مى نگارند امام حسين صلح را بر نمى تابيد و بر امام حسن انتقاد مى نمود كه چرا با معاويه مصالحه نموده است (87)، سخنى بى پايه و بى اساس و ناشى از شناخت صحيح نداشتن از ويژگى هاى امامان است . زيرا موضع گيرى امام حسين در زمان امام حسن همان موضع گيرى برادرش مى باشد.
وقتى در زمان امامت خودش كه مدت ده سال با معاويه سپرى شد (از سال پنجاه تا شصت ) موضع گيرى همان تداوم موضع گيرى برادرش بود.
و خود مى فرمود با اين موقعيت شرايط نهضت عليه حزب عثمانيه فراهم نيست ، منتظر ماند تا مرگ معاويه فرا رسيد. (88)
سردار سپاه  
در مدت دوران پيش از امامت نيز اين گونه نبود كه حضرت از امور اجتماعى و جريان هاى سياسى منزوى باشد. بلكه در طول دوران جوانى و نيز ميان سالى كه هم زمان با خلافت خلفا و نيز امامت على بن ابى طالب عليه السلام و برادرش حسن مجتبى عليه السلام بود، همواره با پيروزى از امام خويش نقش محورى در مسايل اجتماعى و حتى نظامى ايفا مى نمود.
در جريان هاى زمان خلفا حتى در جنگ ها كه با مشاوره على عليه السلام شكل مى گرفت ، امام حسين همانند برادرش امام حسن سردار و فرمانده سپاه بود. (89)
در جريان انقلاب مردم مسلمان عليه عثمان نقش محورى در حراست از اسلام و جلوگيرى از فتنه ، على و اولاد على ايفا نمودند و حتى حسن و حسين نگهبآنان خانه عثمانيه گماشته شدند و در اين جريان مجروح شدند. (90)
و در هنگام حكومت دارى على عليه السلام از سرداران سپاه على در جنگ جمل و جنگ صفين حسن و حسين بودند كه جان خويش را سپر حراست از دين قرار داده بودند. حتى در جنگ صفين تا ان مقدار به خطر نزديك بودند كه امام على عليه السلام در حفظ و حراست آنان فرياد كشيد كه اين جوان را دريابيد تا دودمان رسول الله (ص ) با شهادت آنان پايان نيابد. املكونى عنى هذا الغلام لا يهدى فاننى انفس بهذبن يعنى الحسن و الحسين لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله عليه السلام . (91) هر دو سردار در جبهه مى خروشيدند گر چه روى كرد سخن حضرت به امام حسن عليه السلام است .
اين تحليل كوتاه موضع گيرى امام حسين عليه السلام در برابر جريان هاى اجتماعى به ويژه حزب عثمانيه مى باشد. با توضيح اين نكته مى پردازيم به موضع گيرى هاى امام در رابطه با حزب عثمانيه در دوران بعد از معاويه كه بزرگترين چالشگرى و انقلاب فراگير را عليه اين حزب پديدار ساخت .
اين محور كه هدف اصلى اين نوشتار را شكل مى دهد در سه بخش ؛ زمينه هاى نهضت ، اهداف و مراحل نهضت ، نتيجه ها و پيام هاى نهضت ، تحقيق و تحليل خواهد شد. بعون الله تبارك و تعالى .
زمينه هاى نهضت  
نهضت شكوهمند امام حسين عليه السلام بمانند نهضت هاى همگون خود در سه محور زمينه ها، انگيزه ها، و نتيجه ها گردش مى نمايد. زمينه ها كه عمده آنها را روى كرد تشكل همسوى اهل بيت به سوى امام حسين عليه السلام و نيز اهرم هاى فشارى از جانب حزب عثمانيه پديدار شده بود، شكل مى دهد.
البته اهرم هاى فشارى باز گشت به پيش از پيدايش نهضت دارد. زيرا اين زمينه ها
ريشه در حاكميت سياسى بنى اميه دارد كه به دوران خلفا و نيز زمان امير المومنين عليه السلام و امام مجتبى عليه السلام و دوران ده ساله امام حسين عليه السلام با معاويه باز گشت دارد. چون در اين دوران حاكميت بنى اميه توسعه و استقرار يافته است . به همين جهت براى بررسى زمينه هاى قيام حسين بن على عليه السلام باز گشت به اين دوران بايسته مى نمايد. با بررسى جريان هاى مهم اجتماعى اين دوران زمينه هاى نهضت به خوبى شفاف خواهد شد.
البته منظور نگاه به جريان هاى مهم اجتماعى اين دوران باشد. چه جريان همراه اهلى بيت عليه السلام و چه جريان هاى چالشگر اهل بيت . به همين جهت هر دو نوع جريان اجتماعى بايسته بررسى است . زيرا زمينه هاى نهضت را هر دو نوع از جريان هاى اجتماعى شكل مى دهند.
به ديگر سخن زمينه هاى نهضت امام را دو پايه فخيم تشكيل مى دهد، يكى وجود ناهنجارى هاى فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و در نهايت دين زدايى حزب عثمانيه ، ديگرى روى كرد تشكل همسوى اهل بيت به جانب امام حسين و فراخوانى اين تشكل از حضرت جهت تصدى رهبرى جامعه . همان گونه كه ناهنجارى هاى حزب حاكم نقش مهم در پديدار شدن نهضت دارد، روى كرد اجتماعى و هوادارى تشكل همسوى نيز نقش محورى در نهضت دارد. زيرا بر فرض در جامعه ناهنجارى هايى بس شديد پديدار شود، اگر زمينه يك نهضت فرا گير وجود نداشته باشد و جمعيت و جريان اجتماعى از يك جريان بزرگ اصلاح طلبى حمايت ننمايد، امكان شكل گيرى يك نهضت پايدار و فرا گير وجود نخواهد داشت .
آنچه شكل گيرى نهضت را زمينه سازى و بارورى ان را نويد مى دهد روى كرد يك تشكيل اجتماعى بزرگ است . و وجود چنين تشكل نهضت حسينى را با تحليل هاى اجتماعى و منطقى هم خوان مى سازد. زيرا در همين فرض است كه نهضت همانند نهضت حسينى شايستگى الگوگيرى و پيام رسانى در هر زمان و شرايط همانند را فراهم مى آورد. و الا اگر نهضت قابل تحليل با فرآيندها و معيارهاى اجتماعى نباشد، آنگاه نمى تواند براى شرايط همانند از ان حركت پيام گرفت .
بر اين اساس زمينه هاى نهضت در دو مرحله شكل مى گيرند. و هر دو محله نقش محورى در پديدارى نهضت حسينى دارند. مرحله نخست روى كرد تشكل همسوى اهل بيت به جانب آرمانهاى حسين ، مرحله دوم چالشگرى هاى حزب عثمانيه و ناهنجارى هايى كه حاكميت حزب عثمانيه به دنبال داشت . تنها وجود مرحله دوم براى پديدار شدن نهضت بسنده نمى باشد.
مرحله نخست نيز بايد شفاف باشد تا افزون بر اطمينان از زمينه هاى اجتماعى نهضت فراگيرى به مانند نهضت حسين بن على عليه السلام ، انديشه ها و رفتار امام را شايسته الگوگيرى در هر زمان نمايد كه خود حضرت به طور شفاف فرمودند رفتار من بر شما الگو مى باشد، و لكم فى اسوه .
اين زمينه ها را در دو محور بررسى مى نماييم .
الف : تشكل همسوى اهل بيت عليهم اسلام  
آنچه شواهد قطعى تاريخى گواهى مى دهد اين است كه از زمان رسول الله (ص ) و نيز بعد از رحلت حضرت يك جريان بزرگ اجتماعى موقعيت بالا همراه عترت رسول الله (ص ) شكل گرفت . به لحاظ اهتمام قرآن و رسول الله (ص ) به امر رهبرى و معرفى شاخص هاى رهبرى و افراد شايسته 