ن مقدار ثروت اندوخته بود كه بعد از عثمان هنگامى كه به مكه گريخت و با ناكثين هم پيمان شد بخش عظيمى از هزينه جنگ جمل را متحمل شد. و نيز عبد الله بن عامر (پسر دايى عثمان ) استاندار عثمان در بصره ان مقدار ثروت اندوخت كه وقتى با ناكثين در مكه هم پيمان شد بخش ديگرى از هزينه جنگ عليه على عليه السلام را متقيل شد. و شتر سرخ موى عسگر را در اختيار عايشه قرار داد. (147)
عمرو عاص در هنگام مرگ 325000 دينار و هزار درهم و دو هزار درهم گندم و ده هزار درهم رضيعه و... بجاى نهاد. (148) و شخص عثمان هنگام مرگ پنجاه هزار دينار دو ميليون درهم و هكتارها زمين و رمه هاى شتر به جاى نهاد. (149) زياد استاندار معاويه كوفه و بصره دست عمال را در حيف ميل باز گذاشت كه هزاران درهم بردند و در يك قلم 25000 درهم نصيب وى شد. (150) عبد الرحمن بن زياد در مدت كوتاه استاندارى خراسان ان مقدار مال انباشت كه اگر هر روز هزار درهم هزينه مى كرد براى صد سالش ‍ كفايت مى كرد. (151) شخص معاويه ان گونه ثروت اندوخت كه سرمايه كلان با ارزش را به خود و هوادارانش اختصاص داد. (152)
اين ها بخشى از ده ها موارد امار و ارقام حيف و ميل اموال عمومى در زمان حكومت بنى اميه مى باشد. و اين در شرايطى بود كه اكثريت مردم در انواع ناهنجارى ها و محروميت ها كه شرح ان خواهد آمد بودند. با اين سرمايه ها كاخ ‌هايى متعدد در مدينه و بصره و شام سبز نمودند (153) در كنار هزاران كوخ و هزاران ديگر كه از كوخ هم محروم بودند. با اين سرمايه زندگى ساده و زاهدانه جاى خود را به اسراف و اشرافى گرى و تباهى سپرد. و اين در شرايطى بود كه عموم جامعه به خصوص بنى هاشم و شيعيان على از حق حيات و زندگى برخوردار نبودند و جان و مالشان در امنيت نبود. در زير هر سر پناهى و در كنار هر حجر و مدرى شيعه على را مى يافتند به شهادت مى رساندند و اموال وى را به غارت مى بردند.
ج : اجتماعى : و عباد الله خولا  
حاكميت سياسى بنى اميه كه تهاجم فرهنگى و نا برابرى اقتصادى را در پى داشت ، باعث نا بسامانى هاى فراوان اجتماعى گرديد. بگونه اى كه نهادهاى اجتماعى جامعه با فرهنگ و انگيزهاى هدفمند نهادينه شدند و در اختيار دستگاه حاكم و نيروهاى توانمند آنان قرار گرفتند. اين روش باعث دو قطبى شدن جامعه شده ، از يك سو اقليت حاكم متمول ناهنجار، از سوى ديگر اكثريت محروم تحت فشار. طبيعى است در چنين فضاى حاكم تا چه مقدار نا هنجار و نا بسامانى اجتماعى پديدار مى شود. و چه فشارهايى در ابعاد گوناگون اجتماعى بر توده مردم روا مى گردد.
از هنگام استقرار حكومت بنى اميه نهادهاى دينى اطلاع رسانى و تبليغى ، فضايى ، قانون گذارى و تصميم گيرى و نهادهاى دينى مانند امامت جمعه و جماعات و برگزارى مراسم پر شكوه نماز عيد قربان و عيد فطر و برگزارى كنگره عظيم حج و... در اختيار بنى اميه قرار گرفت . همانند كعب الاخبارها و ابو هريره ها، تا توانستند از زبان رسول الله (ص ) پيرايه بستند.
سر سپردگان حكومتى و نظامى و قضايى بنى اميه ، كشتن حسين عليه السلام را به عنوان آشوب گر و خروج بر ولى امر و حتى خارج شدن از دائره دين ، مشروع قلمداد كردند!
اين اتهام از سوى حزب عثمانيه به صورت گسترده بر حسين عليه السلام و يارانش مطرح شده بود كه عمرو بن سعيد استاندار حزب عثمانيه در مكه خطاب به حسين عليه السلام مى گويد: ايا از خدا پروا ندارى اين گونه وحدت جامعه را در هم زده و تفرقه افكنى مى نمايى . (154) و نيز عمرو بن حجاج از فرماندهان سپاه حزب عثمانيه در كربلا در تحريك مردم عليه حسين عليه السلام مى گويد از كشتن كسى كه از دين خارج شده است به خود ترديد راه ندهيد! (155)
و افرادى همانند هشام بن هبيره و فضاله بن عبيد انصارى و عميره بن يثربى عهده دار داورى مسلمآنان شدند. (156) عصيب جاهلى در زمان بنى مروان تا آنجا پيش رفت كه امور قضايى به غير عرب (غير عرب بنى اميه ) واگذار نمى شد. و لا يصلح القضاء الا العربى . (157)
نهاد امور مساجد و مديريت ساير اماكن مذهبى و عمومى و مديريت امامت جماعت و جمعه در سراسر كشور در اختيار بنى اميه قرار گرفت .
هزاران سخن گوى خود فروخته بر بالاى ده ها هزار منبر فرا رفتند و آنچه كه بنى اميه مى خواستند سخن بر زبان جارى مى ساختند. اين امور در اختيار بنى اميه بود كه در مورد كوفه اين گونه آمده است كه امامت كوفه نبايد از اعراب خارج شود: لايوم الكوفه الا عربى . (158)
بر گزارى كنگره بزرگ حج سال هاى متمادى به دست امير الحجاج هايى مانند، معاويه ، مروان حكم ، سعيد بن عاص ، عنسبه بن ابوسفيان ، عتبه بن ابوسفيان ، وليد بن عتبه بن ابى سفيان ، مغيره بن شعبه ، عثمان بن محمد بن ابى سفيان و... انجام گرفت . (159) و اميران بى كفايت حج هم تا مى توانستند از كنگره بزرگ حج در جهت تثبيت حاكميت بنى اميه تلاش مى نمودند و از كنگره عظيم حج كه از هر نقطه كشور اسلامى نماينده دارد و بزرگترين و گسترده ترين سايت تبليغاتى محسوب مى شود بهترين بهره ورى را نمودند.
در عصر بنى اميه به ويژه بعد از سلطه بر حجاز و عراق و مصالحه با امام حسن عليه السلام ميدان جولان بر بنى اميه بى رقيب شد. و آنان عمال جيره خوار را بر مردم مسلط ساختند و دستور قتل و غارت و تخريب خانه هاى مخالفين به ويژه شيعيان على عليه السلام و همراه تشكل همسو را صادر نمودند.
بنى اميه دست عمال و حاكمان خويش در انجام هر جنايتى باز نهادند و آنان نيز ان مقدار كشته گرفتند كه از كشته ها پسته ها ساختند و با ايجاد رعب و وحشت صداى هر مخالف را خفه ساختند و هر كس كه حتى متهم به شيعه مى شد از دم شمشير مى گذشت . آنان ياران على را تبعيد و شكنجه و شهيد نمودند. ميثم تمارها بر بلاى دار زبان بريدند تا فضيلت على عليه السلام را بازگو ننمايند. (160)
شيعيان را بر شاخه درخت اويختند و بر چشمان آنها ميل گداخته كشيدند. كه امام حسين عليه السلام در نامه خويش به معاويه جنايات معاويه را اين گونه بر مى شمارد. ... ثم سلطته على العراقين قطع ايدى المسلمين و سمل اعينهم و صلبهم على جذوع النخل . (161) تو زياد را بر كوفه و بصره مسلط نمودى و وى نيز دستان مسلمآنان را بريد و چشمان آنان ميل گداخته كشيد و آنان را بر دار اويخت . تو دستور دادى شيعيان على را در هر جا يافتند بكشند و مثله كنند، فكتب اليه اقتل من كان على دين على و رابه فقتلهم و مثل بهم با مرك . (162) بسر بن ارطاه مامور بود هر كس متهم به شيعه على مى باشد و متهم به شركت در قتل عثمان باشد به قتل رساند. (163)
زياد بن ابيه همين مسووليت را به نحو شديدتر به عهده دارد كه هر جا شيعه مى يابد به قتل مى رساند. (164) هنگامى سخنرانى زياد در كوفه وى را سنگسار نمودند. زياد دستور داد جمعيت را محاصره نموده و شخصادر كنار در خروجى مردم را مورد باز جويى قرار داد. در نهايت دست هاى هشتاد نفر از آنان را بريد. (165) زياد شش ماه در كوفه و شش ماه در بصره اقامت مى گزيد. در يك نوبت سمره بن جندب را جانشين خود در بصره اقامت مى گزيد. در يك نوبت سمره بن جندب را جانشين خود در بصره قرار داد و به كوفه