 چهره نفاق آنان را آشكار مى سازد. و روزه گرفتن با ان ايده و انگيزه را همراهى با قاتلان حسين عليه السلام معرفى مى نمايد. امام صادق عليه السلام مى فرمايد: كسى كه روز عاشورا را به همان انگيزه حزب عثمانيه روزه گيرد بهره اش همان بهره ال زياد و ابن مرجانه است : من صامه كان حظه من صيام ذلك اليوم حظ ابن مرجانه و ال زياد. (192) روشن است فرزند مرجان يك مهره مزدور از حزب عثمانيه است . منظور حاكميت بنى اميه است كه روزه روز عاشورا را سنت دينى مطرح مى كند به عنوان پيروزى بر حسين عليه السلام زيرا بنى اميه اين روز را به يمن پيروزى بر عترت و كشتن حسين عليه السلام . سپاس به درگاه خدا روزه گرفتند! ان ال اميه نذروا نذرا قتل حسين عليه السلام ان يتخذوا ذلك اليوم عيدا لهم يصومون فيه شكرا و يفرحون او لادهم ، فصارت فى ال ابى سفيان سنه الى اليوم . (193)
ال بوسفيان اين گونه به نام دين دين زدايى مى نمايد، و به همين خاطر است امام حسين عليه السلام در همين راستا مى فرمايد بزرگترين خطر بر جامعه مسلمآنان حاكميت معاويه عنوان مى نمايد و مقابله و جهاد عليه اين فتنه بزرگترين فضيلت مى شمرد: فلا اعلم فتنه على الامه اعظم من ولا يستك عليها و لا اعلم نظرا لنفسى دينى افضل من جهادك . (194) من آزمون و خطرى را بزرگتر از خطر رهبرى تو (معاويه ) بر امت اسلامى نمى شناسم و وظيفه اى با فضيلت تر از ستيز با تو آگاهى ندارم .
و نيز در تحليل ديگر از انگيزه قيام خويش در برابر بنى اميه مى فرمايد:
الا و ان هولاء قد لزموا الشيطان و تركوا طاعه الرحمن و اظهر و الفساد و عطوا الحدود و استاثروا بالفى ء واحلوا حرام الله و حرموا حلاله . (195) آگاه باشيد اينان (بنى اميه ) همواره همراه شيطان هستند و فرمان خدا را نهاده اند و فساد را آشكار ساخته اند و حدود الهى را تعطيل نموده و اموال عمومى را به خود اختصاص داده اند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام نموده اند. در گفتار ديگر امام حسين عليه السلام در مورد خطر بنى اميه آمده اگر رهبرى همانند يزيد رهبرى امت اسلامى را به عهده گيرد بايد از سلام نا اميد شد: على الا سلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد. (196)
با توجه به بررسى محورهاى ياد شده خطرهايى كه از جانب حاكميت حزب عثمانيه كيان امت اسلامى را تهديد نموده است ، به خوبى شفاف است . امام همام در گفتار خويش سخن از خطرهابه امت اسلامى دارد.
فتنه هايى كه در كمين سعادت امت اسلامى قرار دارد را گوشزد مى نمايد كه اساسى ترين آنها حاكميت بنى اميه مى باشد. مى توان گفت محورهاى عمده خطرهاى پيش بينى شده در گفتار امام همين هايى باشد كه در نوشتار بررسى شد. يعنى تهاجم فرهنگى ، نا بسامانى هاى عميق اقتصادى كه جامعه را به دو قطب سوق مى دهد. و نيز تضعيف نهادهاى مدنى و اجتماعى كه انواع ناهنجارى هاى اجتماعى پى آمد ان خواهد بود، و امت را از هويت ملى و دينى خويش بيگانه نموده و آزادگى و استقلال ان مورد تهديد قرار داده و نيز خطر بزرگ دين زدايى كه همه هستى جامعه را به تباهى مى برد، عمده زميه هاى قيام حسين بن على عليه السلام شكل مى دهد.
گر چه همه محورهاى ياد شده مورد توجه امام همام بوده و نا هنجارى در ابعاد ياد شده سبب اقدام اصلاح گرى حضرت مى باشد، كه خود به اين نكته تصريح نمود: انما خرجت لطلب النجاح و الصلاح فى امه جدى . (197)
ليكن به لحاظ ارزش والاى دين محور عمده را خطر دين زدايى تشكيل مى دهد. زيرا عزيزترين و ارزشمندترين ارزش براى جامعه انسانى دين است كه حتى جان خويش را فداى اين ارزش مى نمايد، تا دين را حفظ نمايد. چنان كه در گفتار عترت ، كه كوثر وحيانى مى باشد اين گونه رهنمود آمده است : عن على اذا حضرت بليه فاجعلوا اموا لكم دون انفسكم و اذا نزلت نازله فاجعلوا انفسكم دون دينكم و اعلموا ان الهالك من هلك دينه . (198) در هنگامى كه خطرى جان و ابروى شما را تهديد نمود اموال خويش را سپر جان قرار دهيد و هنگامى كه خطرى دين شما را تهديد كرد جان خود را سپر دين خود قرار دهيد و بدانيد تباهى از ان ، كسى است كه دينش تباه شده باشد.
با حاكميت بنى اميه گوهر نفيس (دين ) به خطر تحريف گرفتار آمده است ! ان هم نه به شكل دين زدايى لائيك امروز كه دين را از عرصه سياست دور مى سازد. بلكه خطر تحريفى كه از ناحيه بنى اميه متوجه دين مى شو واژگون نمودن دين است . دين را از درون تهى نمودن و چيزى بى محتوا قرار دادن است . دين واژگون و بى محتوا نه تنها انسان و جامعه را نمى سازد و نه تنها باعث بالندگى و رشد نمى شود، بلكه همانند مواد مخدر باعث ركود و ايستايى جامعه مى گردد و دست اويز اهداف شوم مستكبران قرار مى گيرد.
نهضت با شكوه حسينى براى حفظ چنين ارزش پايدار شكل گرفته است . حضرت جان خود و يارانش را در راه چنين آرمان والا نثار نموده است . جان داده است تا دين پايدار باشد.
فشارهاى حاكميت بنى اميه در ابعاد گوناگون فرهنگى ، اجتماعى ، اقتصادى و دينى باعث شده است كه چنين حركت پر شور پديدار شود كه البته اين نوع فشارها در جامعه واكنش هاى طبيعى را در پى خواهد داشت ؛ زيرا ممكن است جامعه تا حدى فشارهاى اجتماعى و اقتصادى را تحمل نمايد، ليكن در نهايت در برابر اهرم هاى قدرت قد بر افراشته خواهد نمود.
ان چه نهضت حسينى عليه السلام را ممتاز از سايرين مى نمايد، محور پايانى يعنى مقابله با خطر دين زدايى مى باشد. محورهاى ديگر گر چه زمينه ساز موضوع دين زدايى است . امام براى پايدارى دين اين نهضت را پديدار ساخته و به همين جهت حسينى عليه السلام الگوى جوامع متفاوت به ويژه جامعه اسلامى در هر زمان مى باشد كه راه مقابله با خطرها را مى اموزد. نهضت حسينى رشد و بالندگى و پويندگى جامعه را عليه ستم ها و ناهنجارى ها به ويژه عليه ستم پيشگان دين ستيز در هر زمان پيام رسانى مى نمايد.
انگيزه ها و مراحل نهضت
الف : انگيزه ها  
در عين حال كه بهترين راه براى بدست آوردن انگيزه هاى نهضت سخنان امام عليه السلام مى باشد، انگيزه هاى نهضت را مى توان از زمينه هاى نهضت نيز به دست آورد. و چون نهضت امام عليه السلام از گستره بسيارى برخوردار است انگيزه هاى ان نيز از اهتمام بسيار برخوردار خواهد بود زيرا اهداف كوچك نمى توانند انگيزه يك نهضت بزرگ و كلان همانند نهضت حسين عليه السلام قرار گيرند.
در بخش زمينه ها بررسى شد كه دو محور اساسى زمينه قيام حضرت را تشكيل مى دهد. يكى روى كرد تشكل همسوى اهل بيت به سوى حسين عليه السلام . ديگرى ناهنجارى و چالشگرى هاى حزب عثمانيه در برابر دين و جامعه اسلامى . انگيزه هاى نهضت را نيز همين دو محور شكل خواهند داد. امام همام براى هنجار بخشيدن به نابسامانى هاى اجتماعى استقرار دين الهى نهضت خويش را پديدار ساخته است تا با حمايت روى كرد تشكل همسو به اهداف خويش دستيازى نمايد. و چون مانع اصلى در رسيدن به اين اهداف ممكن نخواهد بود. در مرحله نخست بايد اين حاكميت بر كنار مى شد. و نيز استقرار رهبرى شايسته در جامعه هموارترين راه در جهت رسيدن به ان اهداف خوا