ن الدعوه الى نفسه اظهر امره بحسب الامكان . (214)
بر اين اساس گر چه ناهنجارى هاى اجتماعى و تباهى هاى اقتصادى و فرهنگى و خطر دين زدايى به زمان معاويه باز گشت دارد، ليكن اقدام اين گونه كه در زمان يزيد پديدار شده است ، در زمان معاويه نه تنها براى امام حسين بلكه براى امام حسن مجتبى عليه السلام نيز فراهم نبود. اين فرصت پديدارى نهضت بعد از معاويه فراهم شد و بسترى فراهم آمد كه امام حركت خود را آغاز نمودند.
با تحليل اهداف محورى قيام امام حسين عليه السلام ، اينك نوبت به بررسى و تحليل مراحل قيام مى رسد. كه در ضمن اين تحليل ها روش ها و تاكتيك هاى حضرت نيز مورد بررسى قرار گرفته و مورد بهره ورى در هر زمان خواهد بود. نهضت امام حسين عليه السلام را در دو مرحله كلى مى توان چشم اندازى نمود، كه عمده تفاوت دو مرحله در روش و شيوه و با تكيتيك مى باشد در عين حال كه اهداف و انگيزه هاى دو مرحله مى تواند يكى باشد. روش امام در هر مرحله رسيدن به اهداف ياد شده مى باشد. اينك بايد بررسى نمود كه براى رسيدن به اين اهداف امام چه روشى در پيش مى گيرد و نهضت امام چه مراحلى را بايد سپرى نمايد.
ب : مراحل نهضت  
هر حركت اجتماعى در رسيدن به اهداف پيش بينى شده مراحلى را سپرى مى نمايد. هر مرحله از ان جريان اجتماعى روش و تاكتيك هاى متفاوت را خواهان مى باشد. در همين راستا بسيارى از روش ها از پيش مشحص بوده و تاكتيك ها نيز بر اساس همان پيش بينى ها تصميم گيرى مى شوند. بطور طبيعى برخى از روى دادها و چرخش ها نيز پيش بينى نمى شوند و در ميان جريان حركت اجتماعى پديدار مى شودند، كه تصميم هايى را نيز بدنبال خواهد داشت . رهبرى ان حركت بايد در فضاهاى متناسب با ان پيش آمدها روش هاى متناسب بر گرفته تا در برابر خطرها و تهديدها مقابله نموده و حركت اجتماعى خويش را از تنگناها عبور داده به ثمر رساند.
نهضت امام حسين عليه السلام يك جريان بزرگ اجتماعى است كه در تداوم حركت هاى و جريان هاى همگوى خود همانند حركت رهبران الهى پيش از خود پديدار شده است . نهضت امام حسين عليه السلام بسيج تشكل همسوى اهل بيت و ساماندهى اين جريان بزرگ اجتماعى عليه حاكميت بنى اميه و حزب عثمانيه و به عهده گرفتن رهبرى جامعه مى باشد تا از اين طريق به اهداف بزرگ استقرار دين الهى و اصلاحات اجتماعى دست يازى نمايد.
حركت انقلابى امام حسين يك جريان بريده از پيش يا پس از خود نيست ، بلكه يك حلقه درشت و شفاف از همان جريان بزرگ اجتماعى تكشل همسوى اهل بيت عليه السلام است . در حقيقت تداوم حركت هاى اجتماعى امير المومنين عليه السلام و اقدامات امام حسن مجتبى عليه السلام عليه اين ناهنجارى مى باشد. همان گونه كه امام على بن ابى طالب عليه السلام با رهبرى خويش تشكل همسو را ساماندهى نمود و با يارى و همراهى همين تكشل توانست حكومت علوى را مستقر سازد و ان گونه اصلاحات عميق اجتماعى پديدار سازد. در حكومت علوى نابسامانى هاى فرهنگى اقتصادى اجتماعى ساماندهى شدند و ان گونه فرهنگ بالنده و پوينده در جامعه پديدار شد و بنيان هاى اقتصادى جامعه مستحكم و استوار بنا نهاده كه با اجراى ان سيستم فقرزدايى و محروميت زدايى شكل گرفت .
قشرهاى اسيب پذير جامعه را ان گونه حمايت و ساماندهى نمود كه ، بعد از استقرار حكومت علوى در كوفه و بلكه در اطراف حكومت دارى امام فقر ريشه كن شد.
در سايه حكومت علوى مردم از امكانات اوليه و ضرورى خويش بهره مند شدند. ناهنجارى هاى اقتصادى همانند نابسامانى هاى اجتماعى ساماندهى شدند، ما اصبح بالكوفه احد الا نا عما ان ادناهم منزله ياكل البر و تجلس فى الظل ويشرب ماء الفرات . (215) مردم در زمان حكومت دارى على عليه السلام اسوده خاطر بودند امكانات اوليه نان و مسكن و اب مناسب براى اشاميدن براى آنها فراهم بود.
حركت اجتماعى و انقلاب شكوهمند امام على عليه السلام همان گونه با ساماندهى تشكل همسو توطئه هاى خطرناك همانند توطئه قاسطين را مهار نمود. با بسيج تشكل همسو ليله الهرير پديدار ساخت . سردمدار قاسطين معاويه ان گونه زبون شد كه توطئه داورى را تدارك ديد.
همان گونه كه امام مجتبى عليه السلام در اولين فرصت روى كرد مردم به وى و حمايت فراگير مردمى يك حركت بزرگ عليه بنى اميه پديدار ساخت و هزاران نفر و در نبرد عليه معاويه بسيج نمود و همين امر باعث شد كه پايه لرزان حكومت بنى اميه ان گونه بلرزد كه سرد مداران قاسطين به هراس ‍ افتاده شبانه و روز تلاش كند تا زمينه مصالحه را فراهم سازد. و در نهايت هم با تزوير و نيرنگ به اين هدف نايل شود.
حركت امام حسين عليه السلام نيز يك حلقه از همين جريان اجتماعى بزرگ است . گسيل همسو عليه حاكميت بنى اميه و ناهنجارى هاى اجتماعى است كه تداوم همان حركت علوى و حسنى است . اين جريان اجتماعى بعد از امام حسين نيز به شكل هاى متفاوت توسط امامان بعدى و ياران سترگشان تداوم يافت . كه يك تشكل چالشگر در برابر حاكميت هاى ستمگرانه بنى اميه و بنى عباس شكل گرفت . در زمان امام سجاد و امامين صادقين به گونه هاى متفاوت مقاومت نموده و در زمان امام موسى عليه السلام و نيز امام رضا عليه السلام يك حركت بزرگ اجتماعى را كه فريادى رسا عليه ظلم بنى عباس بود در گوش زمان به صدا در آورد. تا آغاز دوران غيبت امام عصر (عج ) تداوم يافت .
از اين رو است كه حركت پر شور حسينى بر عليه تداوم حاكميت ستمگرانه بنى اميه كه بر تمام ارزش هاى انسانى و الهى چالشگرى مى نمود آغاز مى شود. اين حركت در رسيدن به اهداف اصلى بايد سايه شوم حاكميت بنى اميه از سر مردم بر كنار مى ساخت و يزيدها از اريكه قدرت بر افكنده مى شدند، تا زمينه مناسب براى رهبرى به حق عترت و استقرار ارزش هاى الهى و دينى فراهم مى شد.
ان گونه كه از گفتار امام شفاف شد، امام در رسيدن به اهداف خويش در مرحله اول تلاش خويش را بر سر نگونى حاكميت بنى اميه و به عهده گرفتن رهبرى جامعه متمركز نموده بودند. به همين خاطر در نيل به اين هدف دو مهم را بايد تامين مى نمود. نخست اطلاع رسانى به اكناف و اطراف جامعه اسلامى از حركت پرو شور خويش . دو ديگر پديدار ساختن يك حركت و جريان بزرگ اجتماعى براى سرنگونى حزب عثمانيه و استقرار دين الهى .
در راستاى محور اول حركت امام به نوعى تنظيم شده است كه به بهترين شيوه در ان زمان جامعه جهانى و اسلامى را از اهداف و حركت اجتماعى خويش با خبر سازد. و در محور دوم نيز حضرت اقدام هاى بايسته و شايسته اى پديدار ساخته است كه تمام هواداران خويش را بتواند به سوى خويش جذب كند و از تمام توان مندى هاى اجتماعى در جهت پديدار ساخت يك حركت بزرگ اجتماعى بهره برد. ساماندهى اين دو محور مرحله نخست قيام امام حسين عليه السلام را شكل مى دهد كه از مدينه آغاز و تا مواجه شدن با سپاه دشمن تداوم يافت است . آنگاه بعد از مواجه شدن و به تعبير ديگر در محاصره سپاه دشمن قرار گرفتن مرحله دوم قيام پديدار مى شود، كه به صورت فشرده به شرح و تحليل اين دو مرحله مى پردازيم .
مر