حله نخست  
در مرحله نخست انتخاب تاكتيك و روش از جانب اما حسين عليه السلام به گونه اى است كه از بهترين روش در جهت اطلاع رسانى جامعه از حركت و اهداف خويش ، يارى طلبيدن و ساماندهى نيروهاى مردمى عليه حزب حاكمه در رسيدن به اهداف مقدس شكل گرفته است . امام حسين عليه السلام براى يك جنگ نابرابر آماده نمى شود و جامعه را هم براى هر يك برخود نظامى آمده نمى سازد، بلكه يك حركت فراگير مردمى پديدار مى سازد تا كه با توان مندى نيرومند اين حركت بتواند به هدف خويش ‍ نزديك شود.
سخن از فراهم آوردن چند ده نفر يا صد يا هزار سرباز نظامى نيست .
سخن از يك شور يك انقلاب و يك بسيج مردمى فرا گير عليه تباهى هاى بنى اميه مى باشد. سخن از پديدار ساختن يك جريان فرا گير و بزرگ اجتماعى است .
هدف امام بر خورد دو سپاه نظامى در ميدان نبرد نيست . بلكه بسى والاتر و برتر از برخورد و رويا رويى دو لشكر مسلح مى باشد. جريان نهضت حسينى رويا رويى دو جريان بزرگ اجتماعى ، يكى تشكل همسو و همراه اهل بيت و به رهبرى حسين عليه السلام ، و ديگرى تشكل چالشگر حزب عثمانيه به رهبرى يزيد و ديگر رهبران اين حزب .
بر اين اساس اقدامى كه حسين بايد انجام دهد تنها فراهم آوردن سپاه براى ميدان نبرد خونين نيست ، بلكه آگاه ساختن و به حركت در آوردن يك تشكل همراه است ، كه در سراسر كشور اسلامى با لايه هاى ضخيم و نازك حضور دارد. اگر اين حركت اجتماعى ساماندهى شود، ان گونه توان مند خواهد كه بتواند اهرم هاى قدرت ستمگران شكسته و نهادهاى دينى را در مديريت جامعه مستقر سازد. و اصلاحات عميق اجتماعى را در فرآيندهاى گوناگون همانند زمان على عليه السلام پديدار سازد.
حركت به سوى مكه  
در آغازين روز نهضت در اثر ناشى گرى هاى يزيد مبنى بر بيعت گرفتن و تسليم حسين عليه السلام در مدينه كه شهر رسول الله (ص ) را بر حسين نا امن نمود. زيرا يزيد به فرماندار نگاشته بود يا بيعت حسين و يا سر حسين ! (216)
با نا امن شدن مدينه مدينه امام ناچار مى شود وطن و مدينه الرسول را در 27 رجب ترك گويد. (217) خروج شب هنگام حضرت از مدينه ان هم با كاروان عظيم خورد و كلان كه از ياران سترگ چون عباس ، تا فرزندان شير خوار همراه است ، همه مدينه و اطراف را از اقدام حسين با خبر ساخت . در مسير حركت خويش به مكه تلاش وسيعى در جهت اطلاع رسانى انجام دادند، تا نهضت خوش را فراگير ساماندهى كند. امام در مسير حركت به هر رهگذر و روستايى كه مى گذشت آنان را از اقدام خويش با خبر مى ساخت ، تا به مكه مى رسيد. رسيدن حضرت به مكه همزمان با نزديك شدن موسم بسيار حساس حج است .
افزون بر اين كه مدت اقامت حضرت در مكه پيش از موسم حج نيز، زمان حساس است به ويژه كه هم زمان با ماه رمضان بوده است . م دت اقامات حضرت در مكه از سوم شعبان تا هشتم ذى الحجه يعنى ماهاى شعبان رمضان شوال و ذوالقعده و هشت روز از ذوالحجه را حضرت در مكه بسر برده است . (218)
تا هنگام خروج امام از مكه هزاران نفر از اطراف و اكناف براى انجام مناسك عمره مفرده و نيز حج به حرم امن الهى روى آورده اند. در اين مدت ملاقات هاى فراوان با سران احزاب و نيز ملاقات فراوان با مردم شكل گرفت . و امام بى پروا و شفاف موضع خويش را در برابر حكومت بنى اميه مطرح مى سازد و تعداد زيادى از مردم از اوضاع سياسى بنى اميه و اهداف امام با خبر مى شوند. (219) امام در اين مدت به بخشى از هدف مقدس ‍ خويش يعنى اطلاع رسانى تقريبا دست يافته و تقريبا بيشتر جهان اسلام از اقدام وى با خبر شده اند.
يك تحول  
در مدت اقامت حدود چهار ماهه امام در مكه حوادث بزرگ و كوچك همواره رخ مى دهد. حضور امام در مكه موضوع روز محافل سياسى و اجتماعى مكه ، بلكه كل كشور پهناور اسلامى است . به طورى كه جهان اسلام از حضور امام در مكه آگاهى يافته اند. از جمله مردم كوفه از امتناع حضرت از بيعت با يزيد و خروج نا بهنگام وى از مدينه و حضور در مكه آگاه مى شوند.
مردم كوفه مردم عادى نيستند با تمام مردم حتى مدينه متفاوتند و هسته مركزى تشكل همسوى اهل بيت را همواره كوفه عاصمه امير المومنين شكل مى داد. گر چه آنان در دومه الجندل فريب نيرنگ معاويه و عمرو عاص را خودند و طعم تلخ پى آمد ان را به خصوص در زمان سلطه معاويه در زمان امام حسن و امام حسين عليه السلام به خوبى چشيده اند. ليكن همواره در صدد يارى اهل بيت بودند و همواره بدنبال فرصتى بودند تا رهبرى جامعه را به جايگاه اصلى اش يعنى عترت باز گردانند. اينك ان فرصت پديد آمد است .
مردم كوفه حتى در هنگامى كه مسووليت امامت به عهده امام حسين عليه السلام ، و همزمان با دوران معاويه بود، از امام حسين عليه السلام مى خواستند معاويه را خلع نموده و رهبرى را به عهده بگيرد، وكتبوا الى الحسين عليه السلام فى خلع معاويه والبيتعه له . (220) ليكن امام حسين عليه السلام بدلايلى كه اشاره آمد از اين اقدام سرباز مى زد، در زمان معاويه نهضت خود را آغاز نكرد. منتظر ماند تا مرگ فرا رسد. اينك مرگ معاويه فرا رسيده است مردم كوفه موقعيت را مناسب ديده اند تا به صورت جدى و گسترده از امام بخواهند به سوى عراق آمده و رهبرى جامعه را عهده دار شود. تمام عراق به خصوص كوفه خيزش نموده است به تعبير مفيد تحركت الشيعه بالعراق (221) شيعه در عراق خيزش نمود. مردم كوفه حركت خود را با نگاشتن نامه به امام حسين عليه السلام آشكار ساختند. آنان نامه مهمى با امضاى سران كوفه مانند: سليمان بن صرد خزاعى ، مسيب بن نجبه ، شبث بن ربعى ، حجاز بن ابجر، يزيد بن الحارث ، عزره بن قيس ، عمرو بن حجاج ، محمد بن عمير عطارد، حبيب بن مظاهر و... به همراه دو قاصد بنام هاى عبيد الله بن مسمع و عبد الله دراك يا وال به حضور امام ارسال مى دادند، كه ارسال اين نامه يك تحول بزرگ در نهضت حسين عليه السلام پديد مى آورد.
مضمون نامه :
بسم الله الرحمن الرحيم
به حسين بن على عليه السلام
سليمان بن صرد و...
سلام عليك
اما بعد سپاس سبحان را كه دشمن جبار و كينه توز (معاويه ) به هلاكت رساند همان كه بيت المال را غصب نموده بود و بر مردم بر غم رضايت آنان حكم رانى نمود كه بندگان نيك را به قتل مى رساند و اشرار را باقى مى نهاد. و ثروت هاى الهى را در بين هواداران خود دست به دست مى گرداند. آنان همانند قوم ثمود احدوثه شده و به زباله دانى تاريخ سپرده شدند.
اينك ما رهبرى نداريم ، روى اور به به سوى ما كه شايد خداى سبحان با محوريت تو ما را به حق گرد آورد. نعمان بشير (استاند ار كوفه از جانب حزب عثمانيه كه در قصر الاماره به سر مى برد، ما همراه وى نيستيم ، در جمعه و عيد وى شركت نمى كنيم . اگر با خبر شويم كه تو به سوى ما حركت مى كنى وى را اخراج و تا شام دنبالش خواهيم نمود. (222) اين نامه در بيستم رمضان در مكه به دست حسين على عليه السلام مى رسد. (223)
آنگاه نامه هاى ديگر نيز حدود يكصد و پنجاه نامه از مردم كوفه كر هر كدام را چند تن از سران شيعه و تشكل همسوى اهل بيت امضا نموده بود توسط قيس بن مسهر صيداوى و عبد الرحمن ، عبد الله الكدن ارحبى 