ن حضرت درگير مى شوند و چون ناتوان بوده اند، نمى توانند كاروان را به مكه باز گردانند، خود مايوسانه به مكه بر مى گردند. (236)
كوفه پايگاه تشيع  
امام تصميم ديگرى كه در اين فرصت بايد مى گرفت اين كه حضرت به كدامين سو روى آورد؟ در يافتن پاسخ صحيح به اين سوال بايد ديد كدامن منطقه مى تواند پايگاه فكرى و حمايت رفتارى مردم از ان حركت شكل مى دهد. نهضت با شكوه امام حسين عليه السلام نيز از اين معيار استثنا نيست . امام بايد به منطقه اى روى آورد كه در انديشه زلال و شفاف مى انديشند و در عمل نيز حمايت بى دريغ از آرمانهاى وى را دارد.
با توجه به بررسى و تحقيقى نماينده حضرت از كوفه نموده و با توجه به پافشارى كه مردم كوفه در فراخوانى امام دارند با توجه بها اطلاع دقيق و اطمينان كامل امام از كوفه ، كوفه را از ميان همه سر زمين اسلامى بر مى گزيند. گر چه كوفه از ديدگاه برخى مانند محمد بن حنيفه و عبد الله بن عباس و عبد الله بن مطيع و نيز فرزدق (237) كه به امام توصيه مى كردند به كوفه نرود، (238) جاى مناسب نمى باشد. زيرا از ديدگاه اينان سابقه خوبى ندارد با على عليه السلام رفتار وفادارى نداشت ، با امام حسن عليه السلام ان گونه رفتار نمود كه حضرت مدينه را ترجيح داده به مدينه باز گشت .
ليكن مى توان گفت اين شناخت صحيح از اوضاع تشيع و منطقه شكل گيرى تشكل همسوى اهل نمى باشد. شايد امثال ابن عباس و فرزدق موضع گيرى گروه هاى و احزاب چالشگر را مى بينند و يا برخى سهل انگارى هاى گذشته در نظر دارند. ليكن به نظر مى رسد اين گونه نگرش به كوفه يك نگرش يك سوريه است . زيرا كوفه عاصمه على عليه السلام است . كوفه پايگاه انديشه زلال علوى است . امام همام خوب مى داند پايگاه شيعه عاصمه امير المومنين عليه السلام شهر كوفه تشكيل مى دهد. امام نيك مى داند كه انديشه تشكل همسو در كوفه شكوفا شده است و همين تشكل بهترين و بيشترين يارى رسانى را در فرصت هاى مناسب در زمان على عليه السلام و زمان امام مجتبى به اهل بيت انجام داده است . اينك نيز همين تشكل از كوفه خيزش نموده و مردم كوفه هستند كه با هزاران نامه حضرت را به سوى خويش فراخواند و با وى پيمان خون بسته اند.
امام نيك مى داند اكنون منطقه توان مندى تشكل همسو كه مى تواند به صورت جدى از وى حمايت نمايد و باعث گردش معادله سياسى گردد كوفه است . كوفه هم از لحاظ عده ، جمعيت انبوه شيعه را در خود جاى داده است كه روى كرد آنان به مسلم نمونه بارز ان است و هم از لحاظ پاى بندى مردم مقاومى هستند كه امتحان هاى خود را داده و توطئه هاى بزرگى را با يارى رساندن اهل بيت مهار نموده اند. و نيز مردم فرزانه اى هستند كه با سادگى نمى توان آنان را فريب داده از صحنه خارج نمود.
اين ويژگى ها در هيچ كجاى كشور اسلامى يافت نمى شود. شناخت امام از مردم عراق بر همين اساس استوار است به همين جهت به پيشنهادهاى همانند اب عباس و فرزدق توجهى نمى كند با عزمى راسخ كوفه را انتخاب مى كند.
در كوفه سران احزاب و قوميتهاى شيعه حضور دارند در عراق امثال حبيب بن مظاهر و سليمان بن صرد خزاعى و شريك بن اعورها حضور دارند كه هر كدام هزاران نفر را به دنبال خويش دارند. همان شريك بن اعور كه از بصره به كوفه آمد به طرح قتل عبيد الله را به مسلم پيشنهاد و به وى گفت اگر عبيد الله به قتل برسد من ان مقدار نيرو براى تو از بصره فراهم مى اورم كه تو را بى نياز سازد. (239)
كوفه همان شهرى است كه هزاران نفرش با مسلم يعنى با حسين عليه السلام پيمان وفا دارى بسته اند و با اصرار فراوان از امام مى خواهند به سوى آنان بيايند. و امام هم از هوادارى آنان اطمينان حاصل نموده است و شناخت صحيح دارد كه به سوى كوفه حركت مى كند. و همان گونه كه در بخش ‍ زمينه هاى قيام بررسى شد نمى توان پذيرفت جامعه شناختى امثال فرزدق با اين عباس بر شناخت امام برترى دارد. آنان تنها شمشيرهاى احزاب چالشگر را مى بينند توانمندى و گستردگى تشكل همسوى اهل بيت را در كوفه بررسى نمى نمايند. با توجه به اين ويژگى و شناختى كه امام از منطقه عراق به خصوص كوفه دارد ايا تصميم حركت به سوى عراق بر امام حسين عليه السلام امرى آسان نمى باشد؟!
به نظر مى رسد تصميم بسيار آسان است گر چه اگر ان اقدام جاهلانه حكومت مبنى بر تصميم ترر امام نبود، امام اندكى ديگر در مكه مى ماند.
حداقل مناسك خويش را به انجام مى رساند. ليكن ان تصميم به سرعت حركت امام افزود و امام در روز هشتم ذى الحجه تصميم گرفته از مكه خارج و به سمت كوفه حركت نمايد. در اين مرحله امام يك اقدام مدبرانه و زيركانه ديگرى نيز انجام ميد هد ان اين كه مردم هوادار خويش عراق را از اقدام خويش با خبر مى سازد لذا نامه اى نگاشته به دست قيس بن مسهر صيداوى مى سپارد و مردم را از حركت خويش با خبر مى سازد تا آمادگى بيشترى در جهت حمايت از رهبرى نهضت شكل گيرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
از حسين بن على
به : برادران شيعه و مسلمان
سلام عليكم خداى يكتا را سپاس گذارم
نامه مسلم بن عقيل كه خبر مى دهد شما نيك مى انديشيد و بر حمايت از ما اهل بيت متحد شده ايد و حق ما را مى خواهيد مطالبه نماييد، به من رسيده است .
از خداى مى خواهم كه انجام كار نيك شود و خدا به شما بزرگترين پاداش را نصيب نمايد. من روز شنبه هشتم ذى الحجه از مكه به سوى شما حركت نموده ام . هنگامى كه پيك من به شما رسيد، شما با سرعت بيشتر و به صورت جدى آماده باشيد كه من همين روزها در ميان شما خواهم بود. والسلام عليكم و رحمه الله (240)
نامه ديگر به بصره  
در همين راستا اما براى جلب حمايت عموم مردم عراق نامه ديگرى به سران بصره مى نگارد و ضمن بر شمردن برخى جنايات و تباهى هاى بنى اميه آنان را به يارى خويش و حمايت از نهضت فرا مى خواند. نامه امام به بصره خطاب به سران طايفه ها مانند مالك بن مسمع ، احنف بن قيس ، منذر بن جارود، مسعود بن عمرو، قيس بن هيثم ، عمرو بن عبيد الله ... و نامه اى نيز خطاب به تمام سران تشيع در بصره مى باشد.
در اين نامه امام ضمن سخن از رسالت رسول الله (ص ) و سخن از اين كه شايسته ترين افراد بر جانشينى رسول الله (ص ) ما اهل بيت مى باشيم ، مردم را به كتاب خدا و سنت رسول الله (ص ) دعوت مى كند. آنگاه مقاسد و تباهى هاى نظامى حاكم را گوشزد مى كند كه بدعت ها آشكار شده و سنت هاى دينى زير پا نهاده شده است . در نهايت به مردم مى نگارد اگر از رهبرى من حمايت نمايد، شما را به راه سعادت خوش عاقبتى رهنمون خواهم بود. (241) پيك هاى نامه رسان امام به سوى عراق پيشاپيش امام حركت نموده اند و اما نيز با كاروان همراه مكه خارج و به سمت عراق در حركت مى باشد.
اوضاع دگرگون كوفه  
اوضاع كوفه تشكل يك جريان بزرگ به حمايت از رهبرى اهل بيت كه با دعوت و فرا خوانى حسين عليه السلام تجلى يافته است . و اين اوضاع حاكميت حاكمان بنى اميه را سخت نگران ساخته است . حكومت شام امتناع از بيعت از جانب امام حسين عليه السلام و خروج نا بهنگام و سريع امام را از مدينه دريافت نموده است . و از وضاع كوفه نيز 