 دستگير نموده به دار الاماره اورند.
عبد الرحمن و محمد نيز اين گونه در قتل مسلم نقش ايفا مى كنند. كه اين خاندان پليد اشعث خود در خون على عليه السلام ، جعده در خون امام حسن مجتبى عليه السلام و محمد در خون مسلم و حسين بن على عليه السلام ، و عبد الرحمن وى نيز در خون مسلم اين گونه نقش ايفا مى نمايد. مسلم را بعد از دستگيرى به وى امام داده ! به نزد عبيد الله مى اورند. مسلم به عبيد الله وارد شده گفتگوى فراوان و در نهايت مسلم را به طرزى فجيع و مظلومانه به شهادت مى رسانند. (259)
شهادت هانى  
هنگامى كه مسلم را بالاى دار الاماره گردن مى زنند، هانى در اطاقى از همان دار الاماره زندانى مى باشد. رعب و وحشت عجيبى شهر كوفه را فرا گرفته است به گونه اى كه هيچ گونه سازماندهى براى نيروهاى تشكل همسو وجود ندارد از يك جانب مسلم به شهادت رسيده ز جانب ديگر فرد شجاع و جسورى با نفوذى چون هانى رابطه اش با قومش به طور كامل بريده شده است نيروهاى انقلابى سخت سركوب شده اند.
در اين فرصت عبيد الله دستور مى دهد هانى را از زندان بيرون آورده به ميدان فروش گوسفندان برده و در انجا گردن بزنند. هانى هر چه فرياد مى زند و وامذحجا مى گويد و از قوم خودش يارى مى طلبد، ليكن رعب و وحست تا ان مقدار شديد است كه كسى در ان اطراف نيست تا فريادى وى را بشنود، هانى نيز با كمال مظلوميت به دست عبيد الله به شهادت مى رسد. (260)
با شهادت اين دو فرزانه و با قطع ارتباط ميان ديگر رهبران تشكل همسو و هواداران آنها تشكل همسو سخت اسيب ديده و عقب نشينى مى نمايد. و شهر به طور كامل در اختيار عبيد الله قرار مى گيرد! ژ
كوفه سقوط مى كند!  
با به شهادت رساندن رهبرى تشكل همسوى اهل بيت در كوفه و ايجاد رعب شديد و قطع ارتباط ميان مردم و ساير رهبران اين گونه اوضاع دگرگون شده و كوفه سقوط مى كند. سقوط نقش محورى در چرخش نهضت امام حسين عليه السلام خواهد داشت . اين شرايط براى كوفه در صورتى فراهم آمده است . كاروان حسين عليه السلام بى اطلاع از دگرگونى اوضاع كوفه هماره به سمت كوفه در حركت مى باشد. و اين حركت سخت حاكميت حزب عثمانيه را نگران ساخته است و در صدد چاره جويى مى باشد.
حزب عثمانيه نيك مى داند كه عراق به خصوص كوفه كانون شعله ور انديشه زلال شيعه است . اگر حسين بن على در ميان ان جمعيت انبوه قرار گيرد نه تنها عراق و حجاز از دست وى رفته است ، بلكه در فرصت مناسب حكومت ستمگر شام نيز در خطر جدى خواهد بود. به همين جهت با تلاش فراوان سعى دارد كه نگذارد حسين عليه السلام به عراق به خصوص ‍ به كوفه برسد. و تلاش وى بر اين است كه ميان رهبرى نهضت و پايگاه حمايتى ان كوفه ، جدايى افكند. يزيد به عبيد الله دستور مى دهد تمام مرز ورودى حجاز به عراق را شديدا كنترل نمايد. و تمام رفت و آمدها را زير نظر بگيرد، بلغنى ان الحسين بن على قد قدم على السير الى العراق فضع المراصد و المناظر و اضرس و احبس على الظن . (261)
عبيد الله نيز يكى از فرماندهان خشن از خدا بى خبر و سر سپرده حزب عثمانيه بنام حصن بن نمير را در قوم اول با چهار هزار نيروى مسلح مامور مى سازد تا از قادسيه تا كوفه تمام مرزى كه امكان تردد دارند كنترل نمايد. (262) كه اين اقدام مهم باعث مى شود كه ميان رهبرى نهضت و پايگاه حمايتى ان يعنى كوفه جدايى افكنده شود به طورى كه نه تنها نيروهاى داوطلب نمى توانند از كوفه به يارى حسين عليه السلام بشتابند، بلكه حتى پيك هاى امام نيز دستگير نيروهاى امنيتى مى شوند. كار برد حليه هادر دگرگونى اوضاع عراق نقش اول ايفا مى نمايند و محور مديريت اين نقشه ها را نيز شخص عبيد الله تشكيل مى دهد. و ما پيش از اين كه به سراغ كاروان امام برويم كه در كجا و به چه سمت و سويى در حركت است به لحاظ اهميت سقوط كوفه عوامل اين سقوط را كه در هر زمان مى تواند درس ‍ عبرت باشد، مورد پژوهش قرار مى دهيم ، كه كوفه با ان عظمت و شكل گيرى تشكل همسوى با ان گستردگى چگونه اسيب پذير شد؟! و راه هاى اسيب ان چه بوده است . اين اسيب شناسى در موارد مشابه در هر زمان مى تواند مورد بهره ورى قرار گيرد. به همين جهت در اين فرصت عوامل سقوط كوفه را بررسى مى نماييم .
عوامل سقوط كوفه !  
سقوط كوفه در ان شرايط حساس يعنى سقوط بزرگترين پايگاه انديشه شيعى و سقوط مركز هسته اى تشكل همسو. اين روى داد بزرگ تاثير عميق در روند شكل گيرى نهضت امام حسين عليه السلام ايفا مى نمايد. اين كه چگونه يك جريان بزرگ اجتماعى در فرصت اندك اين گونه اسيب مى بيند، كه تاثير سر نوشت ساز در روند يك نهضت مانند قيام حسين مى نهد؛ امرى بسى شايسته است تا مورد تحليل قرار گرفته و عوامل ان بررسى شود؛ تا در شرايط مشابه به توان نقطه هاى اسيب پذير را مراقبت نمود. گر چه همين اسيب پذيرى تشكل همسو پيشينه دارد و در صفين فريب نيرنگ هاى قاسطين را خورد و باعث پذيرش حكميت و حكم تحميلى شد و نيز در ساباط صلح تلخ را به حسن بن على عليه السلام و تشكل همسو چكاميد.
ممكن است اين عوامل نيز مشابه همان محورهايى باشد كه در صفين و ساباط آشكار شدند. و به لحاظ همگون بودن سنت هاى اجتماعى امكان شكل گيرى آنها در شرايط همانند نيز وجود دارد. و در صورتى كه محورها اسيب پذير بازشناسى شوند با ترميم محورهاى اسيب پذير، از تكرار ان مى توان جلوگيرى نمود. در هر صورت اين محورها در نهضت امام حسين عليه السلام نقش سر نوشت ساز ايفا نموده و شايسته بررسى مى باشند. كه به پژوهش برخى از آنها مى پردازيم .
1 - عامل نفاق  
بهره گيرى از عامل نفاق از محورهاى اصلى اين گردش محسوب مى شود، منافقين بى چهره همواره در شرايط حساس بدترين ضربه را به تشكل و همگرايى امت اسلامى وارد ساخته اند، كه قرآن در تجسم عداوت ، آنان را تنها دشمن معرفى مى نمايد، هم العدو فاحذر هم . (263)
از اين طرفند دو چهره يا بى چهره عبيد الله در موقعيت هاى فراوان بهره برد. در گام نخست با گريم نمودن چهره خويش با صورتى پوشيده و با بهره گيرى از تاريكى شب با عنوان امام حسين عليه السلام وارد كوفه مى شود.
وى خود را به جاى حسين جا زده و نيروهاى تشكل همسو با غفلت ، از وى به عنوان امام حسين عليه السلام استقبال مى كنند. (264) بهره گيرى از اين عوامل باعث مى شود كه نيروهاى پر توان تشكل همسو نه تنها از ورود وى ممانعت ننمايد بلكه با استقبال با شكوه و با سلام و صلوات عبيد الله را تا دار الاماره همراهى مى نمايند. اگر عبيد الله از اين طرفند نفاق بهره نمى گرفت با هيچ نيروى نظامى و بر خورد مسلحانه نمى توانست وارد شهر كوفه شود.
بهره گيرى از عامل نفاق به اين مقدار بسنده نمى شود بلكه عبيد الله از اين طرفند در يافتن محل اقامت مسلم قبل از تهاجم به دار الاماره يعنى منزل هانى نيز بهره گرفت . به معقل از سر سپردگان خود سه هزار درهم پرداخت و به عنوان هواداران مسلم خود را معرفى نمود تا توانست از محل اقامت وى با خبر شده ، به عبيد الله اطلاع رسانى مى نمايد. (265) نقش حساس عامل نفوذى و نفاق اين گونه نقش ايفا مى نمايد.
2 - ايجاد