<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="folder" href="w:html:2.htm:false:true">بانک اس ام اس</a><a class="folder" href="w:html:43.htm:false:true">اس ام اس های ارسالی شما</a><a class="folder" href="w:html:47.htm:false:true">ارسال اس ام اس برای کتاب</a><a class="text" href="w:html:52.htm">جایزه</a><a class="text" href="w:html:53.htm">انتقاد - پیشنهاد</a><a class="text" href="w:text:54.txt">نسخه بعدی کتاب</a><a class="text" href="w:html:55.htm">اس ام اس بارون</a></body></html><?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="folder" href="w:html:2.htm:false:true">بانک اس ام اس</a><a class="folder" href="w:html:43.htm:false:true">اس ام اس های ارسالی شما</a><a class="folder" href="w:html:47.htm:false:true">ارسال اس ام اس برای کتاب</a><a class="text" href="w:html:52.htm">جایزه</a><a class="text" href="w:html:53.htm">انتقاد - پیشنهاد</a><a class="text" href="w:text:54.txt">نسخه بعدی کتاب</a><a class="text" href="w:html:55.htm">اس ام اس بارون</a></body></html>17:50
آدمها می آیند....زندگی میکنند،میمیرند و میروند . . .
اما . . .
فاجعه زندگی آن زمان آغازمیشودکه شخصی می آید،زندگی میکند،میرودامانمیمیرد،میماندونبودنش دربودن توچنان رخنه میکندکه تومیمیری.....
درحالی که زنده ای...



17:50
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند ، گفته بودم مردم اینجا بدند ، دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست ، آن عزیزت عهد وپیمانش شکست ، دیدی ای دل درجهان یک یار نیست ، هیچ کس در زندگی غمخوار نیست ، دیدی ای دل حرف من بی جا نبود ، ازبرای عشق اینجا جا نبود ؟ ؟ ؟



17:51
این قدرنگو اگرگذشت کنم کوچک میشوم،اگر با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خـداوند این قدربزرگ نبود. . .



17:52
من تو را همچون اهورا ، من تو را همچون مسیحا ، من تورا همچون پرستو ، من تو را تابی کرانها ، من تو را تا کهکشان هـا ، از زمین تا آسمانها . . . 
دوست می دارم . . .



17:54
پروردگارا . . .
مهارت مراقبت ازآنچه را که به ما بخشیده ای؛ درقلبمان بکار!
زیرا مادر از دست دادن استاد
شده ایم . . .



17:54
گل نشکفته درباغ امیدم ، زباغ زندگانی قصه چیدم ، ندیدم من ز دنیایم وفایی ، به قلبم غصه وغم راچشیدم . . .



17:54
همیشه فکرمیکنیم چون گرفتاریم به خدا نمیرسیم ، ولی درحقیقت چون به خدا نمیرسیم ، گرفتاریم . . .



17:54
تنهایم واین تقصیر تونیست ، شاخه ای خشک که ازبهار جامانده ، انتخاب هیچ پرنده ای نیست . . .



17:55
یادت چو باران است ، میدانی؟؟
می شوید غبار دل!
طراوت میدهد جان را ، چه سبزم من زیربارش نگاه مهربان تو . . .



17:55
دوستی من شبیه باران نیست که گاهی می آید و گاهی نمی آید .
دوستی من شبیه هواست گرچه بعضی وقتها ساکته ولی همیشه در اطرافته . . .



17:55
گاهی بادویدن برای رسیدن به کسی دیگر نفسی برای ماندن درکنار او باقی نخواهد ماند . . .



17:57
خالق من بهشتی دارد . . .
نزدیک . . زیبا . . و . . بزرگ . .
ودوزخی دارد به گمانم کوچک وبعید ، ودرپی دلیلی است که ببخشد مارا . . .



17:57
اگرباشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت، زمین درگردشش باما مداری تازه خواهد یافت ، دل من نیزبا توبعد ازآن پاییزطولانی ، دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت . . .



17:57
خدایا. . .
راهی نمی بینم ، آینده پنهان است.
امامهم نیست ، همین کافیست که تو راه را می بینی ومن تو را . . .



17:57
این روزا دل بستن به کلاغی که دل داره بهتراز دل بستن به طاووسیه که فقط ظاهری زیبا داره . . .



17:57
ای کسانی که دم از رفاقت میزنید
.
.
.
.
.
.
لااقل هر 39 روز یکبار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید...



17:57
خدایادستم به آسمانت نمیرسد ، اما تو که دستت به زمین میرسد،عزیزان
مراتا عرش کبریایی خود
"بلند کن".



17:58
دلم میخواست زمان رابه عقب بازگردانم . . . نه برای اینکه آنهایی رفتند رابازگردانم . . . برای اینکه نگذارم آنها بیایند . . .



17:58
الهی من اسیرجان بودم ، عقوبت کن چو نافرمان بودم ، خداوندا بسوزانم بسوزان ، اگرفرمان بر شیطان بودم . . .
التماس دعا



17:59
شب های دراز بی عبادت چه کنم ، طبعم به گناه کرده عادت چه کنم ، گویندکه کریم است وگنه می بخشد ، گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم . . .



17:59
نه اینکه دردی نیست
. . .
گلویی نمانده برای فریاد !!!



17:59
چه آدم باگذشتی بود . . .
حتی ازمنم گذشت . . .



18:00
گاهی بی هوا دلم هوایت را میکند ، هوای تویی که هیچ وقت هوایم را نداشتی .. .



18:00
اصلا نه تو نه من.
تقصیرهیچ کس نیست ، ازخوبی تو بود که من بدشدم . . .



18:00
"دوستت دارم" تکیه کلام تو بود ومن بیخودی به آن تکیه کرده بودم . . .



18:00
خدایامن چه سازم * خسته ی راهی درازم * نه فرهادم که مرد از داغ شیرین * نه ایوبم که بادنیابسازم . . .



18:00
خدایاتمام لبخندهای امروزم رامیدهم یکی ازگریه های شیرین کودکیم راپس بده . . .



18:01
ازتصادفی خطرناک جان سالم به در برده بود، ومیگفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش
می باشد ، وخداوند همچنان لبخند میزد . . .



18:01
به کسانی که به شماحسودی
میکنند احترام بگذارید!
زیرا اینهاکسانی هستند که ازصمیم قلب معتقدند شمابهتراز آنانید. . .



18:01
ای کاش سزای دل شکستن مرگ بود،اون وقت کسی ازترس مرگ دلی رونمی شکست ***



18:02
دو چشمت سرزمین آرزوهاست،نگاهت داستان آشناییست،امان ازآن زمان که قلب عاشق،گرفتار خزان یک جداییست...



18:02
قلب من قطعه ای ازمزار
تنهایی هاست،غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست،وقتی احساس کنم نیمه ای ازجان منی،بی توهرجا بروم باز وجودم تنهاست.



18:02
من حسرت دیدار تودارم به که گویم،ازبهرتو من ابربهارم به که گویم،غیر ازتوکسی رابخدا دوست ندارم،از نرگس چشم توخمارم به که گویم...



18:02
اگه به اونی که میخوای نمیرسی ،آهسته تر برو ، تااونی که تو رو میخواد بهت برسه...



18:03
درسایه ی دل شکستگی پیر شدم،غم خوردم و باغمت نمک گیر شدم، تاآمدی آشنای قلبت باشم،گفتی که من ازغریبه هاسیر شدم...



18:03
من آن رودم که تنهاآب دارم،نگاهی خسته وبی تاب دارم،من عشق نور در دل دارم اما،فقط تصویری ازمهتاب دارم...



18:03
افسوس دراین سینه به جز رنج ندیدم،در راه رفاقت بخداگنج ندیدم،پروانه اگرلحظه ای قادربه سخن بود،میگفت که ازشمع به جز سوز ندیدم...



18:03
درمحفل خودراه مده همچو منی
را/افسرده دل افسرده كند انجمنی
را/ماافسرده دلان ساكن كوي غم ودرديم/درعشق شكست خورده ولی توبه نكرديم..



18:03
چه زیبا خالقی دارم...
چه بخشنده خدای عاشقی دارم.
که میخواهد مرا،باآنکه میداند گنه کارم...



18:04
مردم شهری که درآن همه
می لنگند،به کسی که راست راه میرود می خندند!



18:04
تومپندار که از عشق تو دل برگيرم... ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم... بعد صدسال اگر ازسر قبرم گذري... من کفن پاره کنم عشق تو
از سرگيرم.



18:04
خداوندا:
دوستی دارم آيينه 
تمام نمای عشق، رسمش 
معرفت،كردارش جلای روح ويادش صفای دل،پس آنگاه كه دست نياز بسوی تو می آورد ،پركن ازآنچه در
مرام خدايی توست،،،



18:04
ماه من!
غصه اگر هست،بگو تاباشد!
معني خوشبختی،
بودن اندوه است!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه، ميوه ی يک باغند،همه را باهم وباعشق بچين!
ولی ازيادمبر،
پشت هرکوه بلند،سبزه زاريست پر از ياد خدا ودرآن باغ کسی ميخواند ،
که خدا هست،دگرغصه،چرا؟؟



18:06
خودنويس م