ق  را  جز  عاشق  شیدا  نمی داند
به دریا رفته می داند مصیبت های طوفان را



..بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی
..از این کمتر نشاید کرد در پای تو قربانی ..



جگر   شیر   نداری   ره   عشق   مرو
که در این راه بسی شیر جگر باید خورد



..پروانه صفت دور جهان گردیدم
..نا مردم اگر مرد در عالم دیدم



..قفس دیدم رهایی  یادم  آمد
..تو رفتی بی وفایی یادم آمد



..من بلبل آن گلم که در گلشن راز
..پژمرده شد و منت شبنم نکشید



شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید
آه عاشق زود گیرد  دامن معشوق را …….



..تنها نه همین دلبر  من  عهدشکن   شد
..با هر که دم از عشق زدم دشمن من شد



قربان وفاتم به وفاتم گذری کن
تابوت ببویم مگر از رخنه تابوت



..هیچ کس جای مرا دیگر نمی داند کجاست
..آن قدر در عشق او غرقم  که  پیدا   نیستم



.. عاشقی مقدور هر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست



..من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
..که عنان دل شیدا به کف شیرین داد.



تو رفته ای که بی من سفر کنی
من مانده ام که بی تو شبها سحر کنم



دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هــــم



..خوش آنکه از دو جهان گوشه غمی دارد
..همیشه سر به گریبان ماتمی دارد



امروز در اقلیم سپیدی و سیاهی
از روز من و زلف تو آشفته تری نیست



این تراشیدن ابروی تو از تندی خوست
تا نگویند تا بالای دو چشمت ابروست



صدایم خیس و بارانی است
نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است



شبی مجنون به لیلی گفت که ای محبوب بی همتا
تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد



خمیده پشت  از آن دارند پیران جهان دیده
که اندر خاک می جویند ایام جوانی را



..شب به تنگ از ناله ام خلقی که این فریاد کیست؟
..زان میان یک تن نمی پرسد که از بیداد کیست؟



عشق من با خم ابروی تو امروزی نیست
دیرگاهی ست کزین جام هلالی مستم



..حاصلم درد دل است از دل بی حاصل خویش
..به که گویم من دلسوخته درد دل خویش



زاهدم برد به مسجد که مرا توبه دهد
توبه کردم که نفهمیده به جایی نروم



..فریاد مردمان همه از دست دشمن ست
..فریاد ما از دل نامهربان دوست



گر جنون آید به سویم، ره بده بیگانه نیست
ور خرد پرسد سراغ من، بگو در خانه نیست



..از تو ای بد عهد آشنایی زود بود
..دیر با ما آشنا گشتی، جدایی زود بود



آزادیم از دام هوس نیست ولی کاش
صیاد مرا گاه بدین سو، گذری بود



..از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست
..سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است



با دوست بگویید که دیگر نکند ناز
ما را هوس ناز کشیدن به جهان نیست



..تا به کی از کفر و دین گویی، قدم در راه نه
..کاین دو راه مختلف آخر گذارد سر به هم



خوش باش در آن دم که غمی رو به تو آرد
بگذار که غم نیز، رود شاد ز دستت



..گر زندگی اینست که من می بینم
..عمر ابدی، نصیب دشمن باشد



داشتم خوش حالتی امشب میان کفر و دین
دیده مشغول بت و، دل گرم استغفار بود



بی تو دنیا رنگی ندارد ، خنده با من انسی ندارد

کاش می شد بودی کنارم ، گرچه آهم سودی ندارد ،

بوسه می دادی نغمه ام را ، چون که شعرم نائی ندارد




من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ،
 صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن



عشق یعنی التماس و انتظار

عشق یعنی بوسه ای بر دست یار

عشق یعنی پا و دل دنبال تو

عشق یعنی هرچه دارم مال تو

عشق یعنی خال و ابروی کمان

عشق یعنی یک تیمم یک نماز




گفتی که می بوسم تو را ، گفتی تمنا می کنم ،
 گفتی اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم ،
 گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم



یکی در آرزوی دیدن توست ،
 یکی در حسرت بوسیدن توست ، 
ولی من ساده و بی ادعایم ،
 تمام هستی ام خندیدن توست



ای بهار بوسه در بزم بلور ،
 چشم بد از چشم زیبای تو دور



آن بوسه که از روی تو در خواب گرفتم

گل بود که از شاخه ی مهتاب گرفتم

هرگز نتوانی ز من دور بمانی

چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم



چشم به راه توام ، قفل شبم باز کن

ماه شبم شو دمی نغمه ی نو ساز کن

بوسه ی باران تو باش ، من عطش بی حساب

فاصله بردار ، باز عاشقی آغاز کن



چه می شد دستانم به دستانت گره می شد

چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد

چه می شد اشک هایم با لبخندت یکی می شد

چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد

چه می شد گل هایی را که هدیه دادم

در قلب تو سبد سبد عشق می شد .



سلامت میکنم ای غنچه ی راز
تو بودی از برای عشقم آغاز
تویی تنها دلیل زنده بودن 
ندارم طاقتت با چشم در ناز



زندگی ابرهایی است با نام وفا  میریزد به جویی به نام صفا
میرود به رودی به نام عشق  میرسد به دریایی به نام وداع



بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را 
اشک و آه و ناله ها و درد را
می نویسم بی تو بودن های من پایانم است 
 بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را



از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم 
 خودرا  به دست  شاید و اما  سپرده ایم
بشمار لحظه لحظه ی  عمر  گذشته را 
 هر چند ســـــال بود  همانقدر  مرده ایمجناب آقای امین رضوانی<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:23.txt">سرکاری</a><a class="text" href="w:text:24.txt">نویسنده این بخش</a></body></html>شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟
یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!
ازدواج که قصد نمی خواد!! خواستگار می خواد که تو نداری!



آیا میدونستین وقتی لبهاتون رو غنچه کنید دماغتون گشاد میشه ؟
حالا بشه یا نشه دلیل نداره تو الان اونجوری کنی ضایع !



یه ضرب المثل چینی هست که میگه:
怎樣(台語唔、喔乎你死乎你死去、喔乎你死乎你
عبرت گرفتی!!؟؟



یه گل رز زشت،پژمرده، بد رنگ و بی ریخت با بوی شلغم سوخته تقدیم به تو که دوستت دارم جیگر



کشور در تولید علوفه به خود کفایی رسید، دیگر نگران غذایت نباش



&*))&%$#^^&+_(_())))***&&*)
جمله ی بالا با خط ویژه ای نوشته شده
باید برای خوندنش گوشیتو ببری توی آب و جمله رو وقتی گوشیت زیر آبه بخونی



علف هرزه چیست ؟
گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است مثل تو….



دیشب خواب دیدم تویه باغ سرسبز داشتی برای خودت قدم می زدی ، منم اونجا بودم
کنار دریاچه ، دیدم یه گل قرمز بین لباته ، داشتی به من نزدیک می شدی
می خواستم بهت یه چیزی بگم اما یه دفعه چوپونت اومد و بردت طویله!!



ارمنى بلدى ؟
یراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم  راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا ( از آخر به اول بخون)



اگه کسی بهت گفت خوشگل, اول یه لبخند ملایم بزن بعد با مشت بزن تو چشمش تا دیگه مسخرت نکنه



این پیام جهت دیدن نام قشنگ من روی گوشی شماست وارزش دیگری ندارد



میدونی فرق تو با خوشگلا چیه؟
فقط اینه که تو زشتی



این اس ام اس به دلیل سن کم شما سانسور شده است



وجدانن"
خدایی"
جون من
خداوکیلی
مردونه
چقدر خوشحال شدی بهت اس.ام.اس دادم



بس که دوست دارم میخوام بخورمت ولی حیف که مامانم گفته هله هوله نخور



نگاه من به روز سالگرد ازدواجمان همانند نگاه یک گوسفند است به روز عید قربان



میگن گوشت گوسفند گرون شده به تغذیت بیشتر برس



می دونی چرا معرفت کم شده؟ آخه همش تو وجود من جمع شده



ای کاش باران بودم تا غبار از صو