تت می شستم
خودت که سال به سال صورتت رو نمی شوری



خوشگلا رو دارن میگیرن ماکه فراری هستیم خوش بحالت کسی باهات کاری نداره



زندگی ما اقیانوس است و اهداف ما جزیره , برای رسیدن با اهدافمان باید پارو بزنیم
پارو بزنیم
پارو بزنیم
اس ام اس نخون پارو بزن



شنیدم بازم آبرو ریزی کردی
رو پله برقی گفتی برای سلامتی آقای راننده صلوات
جناب آقای ابوالفضل جمالی<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:26.txt">مذهبی</a><a class="text" href="w:text:27.txt">نویسنده این بخش</a></body></html>برگرد که بر بهارمان می خندند
یک عده به حال زارمان می خندند
آنقدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان می خندند



سالار وقت آمدنت دیر شد، بیا/این دل در انتظار فرج پیر شد بیا
دیدم به خواب آمدی از جاده های دور/گفتا دلم که خواب تو تعبیر شد، بیا



عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟
بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟



حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد
عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد
گفته بودی یوسف گمگشته بازاید ولی
یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد




فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی ؟
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری ؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد ؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری ؟
پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت
داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟
با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟؟



بنویس که هرچه نامه دادم نرسید / بنویس که یک نفر به دادم نرسید
بنویس قرار من و او هفته بعد / این جمعه که هرچه ایستادم نرسید



امشب به جنون کشیده میلم برگرد
ای جاری ندبه در کمیلم برگرد
بی تو شب تاریک مرا نوری نیست
برگرد ستاره ی سهیلم برگرد . . .



ما منتظریم از سفر، برگردی / یکروز شبیه رهگذر برگردی
با کاسه ی آب و مجمری از اسپند / ما آمده ایم پشت در، برگردی . . .



عمری در آرزوی وصال تو سوختیم
با یاد آفتاب جمال تو سوختیم
ما را اگر چه چشم تماشا نداده اند
ای غایب از نظر به خیال تو سوختیم . . .



دروغ گفتم که از دوریت شکست دلم / که در نبود تو حتی ترک نبست دلم
بیا و زود بیا ای تمام هستیم / که اگر دیر کنی می رود ز دست دلم . . .
یا مهدی …



خوش خیالی می‌نماید روز و شب
با خدائیم با خدا به خدا
حکم میخانه به ما بخشیده است
گر چه هستیم مبتلای بلا
نسبت ما با رسول الله بود
خوشتر از درد دل کجا است دوا
در خرابات مغان گر بگذری
تا بیابی تو ذوق مستی ما
.........
الهم العن من اذا و اهنا الرسول



كي شود در ندبه هاي جمعه پيدايت كنم؟ گوشه اي تنها نشينم تا تماشايت كنم؟مينويسم روي هر گل نام زيباي تورا .تاكه شايد اين شب جمعه ملاقاتت كنم!



آقاي من
ديدنت را بهانه بسيار داريم
اما بها(نه).
به اميدنظري...



می گویند ظهور گشایش کارهاست..
نمی گویند ظهور آمدن آقاست.



برگرد که بر بهارمان می خندند
یک عده به حال زارمان می خندند
آنقدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان می خندند



اگر بيايي :
به اميد لمس سرانگشت عطوفت الهي تو دست خونالود جفا را خواهيم بريد.
بر بازوان ستبر وفا بازوبند قهرماني خواهيم بست و انرا خواهيم بوسيد.
قلب وجان و روح عزيز خود را به پايت بي مقدار خواهيم كرد
پس بيا اي نازنين بيا و ابر سخاوتت را بر ما ببار



ای مژده ظهور آدینه بیا
سرسبز سراپا همه آیینه بیا
دیراسترغزل ها به تو می اندیشند
ای جانب عشق ای صاحب الزمان بیا




امروز که روز بعثت احمد باشد
مشمول همه عطای سرمد باشد
یا رب چه شود طلوع فجر فردا
صبح فرج آل محمد باشد



در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی . . .



تفعل زدم نیمه ی شب به قرآن / کتابی که از وحی شیرازه دارد
برای دلم آیه ی صبر آمد / ولی نازنین ،صبر ، اندازه دارد . . .
(اللهم عجل لولیک الفرج)



این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید به گمانم که بنا نیست یارش باشیم . . .



دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی
ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی



بی خبر از همه عالم زتو خواهم خبری یا فرج الله
دلخوشم گر زتو آید خبر مختصری یا فرج الله



روزی در برگه تقویم خواهند نگاشت
تعطیل رسمی – روز ظهور حضرت ولی‌عصر«ع»



دعا پشت دعا برای آمدنت/گناه پشت گناه برای نیامدنت
دل درگیر، میان این دو انتخاب/کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟



ما معتقدیم عشق سر خواهد زد/بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور/سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد/مهدی به میان شیعه بر می گردد



بیا که لحظه لحظه ام انتظار می شود/دلم برای دیدنت بی قرار می شود
تمام هستی ام شده اسیر عشق پاک تو/بی تو هر لحظه دلم جریحه دار می شود



بوی عطر یاس دارد جمعه ها/وعده دیدار دارد جمعه ها
جمعه ها بر عاشقان آیینه است/وعده گاه عاشقان آدینه است
جمعه ها دل یاد دلبر می کند/نغمه یا بن الحسن سر می کند



می نویسم که شب تار، سحر می گردد/یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد
این دیده نیست، لایق دیدار روی تو/چشمی دگر بده، که تماشا کنم تو را
یا صاحب الزمان ادرکنی



بیا که لحظه لحظه ام انتظار می شود/دلم برای دیدنت بی قرار می شود
تمام هستی ام شده اسیر عشق پاک تو/بی تو هر لحظه دلم جریحه دار می شود



از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش/زده ام فالی و فریاد رسی می آید
الهم عجل اولیک الفرج



یک روز ز کوی آسمان می آید/بر اسب سپید کهکشان می آید
از بس که زمین ز بیداد پر است/با تیغ علی صاحب زمان می آید



شنیدستم سلیمانی ز یک مور/قبول تحفه کرد ای مهدی نور
من آن مور ضعیف و ناتوانم/که جانم را برایت هدیه دارم



بیا که خسته اند جمعه های انتطارمان/بیا که جمعه هم گذشت دیر شد قرارمان
تمام روزنامه های شنبه تیتر می زنند/تو آمدی و سبز شد ترنم بهارمان



جمعه روز عاشقی و دلبری است/سوی من جمعه همیشه سروری است
سرور عالم در این روز منجی است/او به هر پادشهی خود مهتری است



بیا مهدی بگویم من همه روز/به عادت خوانمت هر روز با سوز
ولی غافل از ان کردارهای نا پسندم/که می گوید نیا مهدی زود است امروز



این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست/دیگر نفسم هم، نفس معتبری نیست
رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر/از آمدن سبز تو اما اثری نیست
ای شاه کلید همه قفل قفس ها/مرغان قفس را تو نباشی که پری نیست
اللهم عجل لولیک الفرج



جمعه ای هم آمد اما او نبود/جمعه ای دیگر صبوری می کنم
ترسم از این است نبینم روی او/انتظارم را مروری می کنم
من به امیدی که بینم روی او/صبح جمعه عشق معنا می