ا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست داری …


مرا ببخش ! اگر به تو پیله کرده ام ، قدری طاقت بیاوری پروانه ات میشوم …


تنها در دو هنگام است که می خواهم با تو باشم : هم اکنون و همیشه !

هیچ چیز غیر ممکن نیست …
محالی در عالم نیست …
همه چیز شدنی ست …
جز یک چیز ! زندگی بی تو …


عشق یعنی به سادگی دست کسی را می گیری و به سختی هرگز رهایش نمی کنی …


وقتی که هستی دوستت دارم
وقتی که نیستی لحظه های دوست داشتنت را مرور می کنم …

اگه دنبالت میام فقط دارم حرفتو گوش می کنم !
آخه خودت گفتی برو دنبال زندگیت … !!!

الماس وجودت بر شیشه دلم خطی کشید که پاک کردنش بدون شکستن ممکن نیست …



باز هم خیال تو مرا برداشت ...
کجا میبرد نمـــیدانـــــم .


ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘهاﯾﯽ
ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﻧﺒﻮﺩ

ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ؛ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻧﮕﻮ
ﺗﮑﺮﺍﺭﯾﺴﺖ،ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﻯ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﺵ
ﮐﻨﻢ


عشقو باید باور کرد
بوسه رو باید حس کرد
احساسو باید لمس کرد
امــــــــــــــــــا ….
دوست داشتنو باید ثابت کرد …


وقتی به آسمون نگاه میکنم از این خوشحالم که با وجود فاصله ها  باز زیر یک سقفیم


کفش  های آخرین دیدارمان را برق می اندازم اما....
چقدر به پایم کوچکن...

به تو سپرده بودمش به هزارو یک امید
وامروز برای هزارویکمین بار دلم را میبرم
تا شکستگیش را گچ بگیرد
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:41.txt">قشنگ ترین ها</a><a class="text" href="w:text:42.txt">نویسنده این بخش</a></body></html>وقتی اولین احساس مادرم به من "تهوع" بود از دیگران توقعی ندارم !



رفاقت را در مکتبی آموختم که بابت شهریه اش همه زندگیم را باختم



با تو زیر بارانم ، چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود !



با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است
نه خواب میخواهد نه خوراک!



باید قاب بگیرم حرفهایت را ؛ همه "عکس" شدند !



در یک مغازه دیدم...یک لوله ی لواشک
خیلی بزرگ و جالب...هم قدچرخ غلطک
افتاد در دهانم...یک حس ترش و تازه
یک متر میشود چند...پرسیدم از مغازه
او گفت بچه ی خوب...این مال پشت بام است
چیزی که دیده ای تو...قیر است ایزوگام است



اگرميخواهي محال ترين اتفاق زندگيت رخ بدهد
باور محال بودنش را عوض كن...



دوست من مراقب باش ، چون بعضي ها در حاليكه تعدادي هندوانه زير بغلت مي گذارند، به تعداد كافي پوست موز هم زير پايت مي اندازند!



اگه فروختمت ناراحت نشی، چون هرکسی از یه راهی پول در میاره؛ منم ازگل فروشی



کاش می فهمیدی
برای این که تنهایم ، تو را نمی خواهم
برعکس
برای این که میخواهمت ، تنهایم . . .



زندگی مثل آب توی لیوان ترک خورده میمونه...
بخوری ، تموم میشه ...
نخوری ، حروم میشه
از زندگیت لذت ببر ...
چون در هر صورت تموم میشه…



دیروز، پینوکیو آدم شد
و امروز ، آدمها پینوکیـو !
من از عاقبت مادربزرگ می ترسم
اگر فردا ، شنل قرمزی گرگ شود . . .



تنهایی‌ یعنی مادری که تو رو ۹ ماه تو شکمش تحمل کرد
ولی تو
بعضی‌ مواقع طاقت نداری یه لحظه تحملش کنی‌



به کبریت نیازی نیست . . . 
سیگارم را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر می کنم . . .
خودش آتش می گیرد



روی کتفم بنویسید
موریانه ها
زهرمارتان
این تن که می خورید
حسرت شیرین بود
که خاک به آغوش کشید !



بس کن ساعت، دیگر خسته شده ام..
من کم آورده ام..
خودم میدانم که نیست..
اینقدر با صدایت، نبودنش را به رخم نکش..



مــی دانـــی
اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم
برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیست !!
شــایـــــد
آرزویــی زیبـــاتــر از تــــــو ســراغ ندارم ...!!



چوپانی را پرسیدند روزگار چگونه است؟ 
گفت گوسفندانم را که پشم چینی کردم بیشترشان گرگ بوده اند...



با یک فنجان چای هم می توان مست شد
اگر به سلامتی تو باشد رفیق



هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید
چون اون بنده خدا
به خاطر همین عیب ها بوده که نتونسته از شما بهتر پیدا کنه !



شعبده باز با کلک از کلاهش خرگوش در میاره......
......من هنوز از قلبم توئه گوساله رو نتونستم در بیارم



پادشاهی درزمستان به یکی ازنگهبانان گفت:سردت نیست
گفت:عادت دارم
گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد ! صبح جنازه نگهبان را ديدند كه روی دیوار نوشته بود : به سرما عادت داشتم اماوعده لباس گرمت مرا ویران کرد... 



ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است.



همانطور که دیگر شلوار پاره نشانه فقر نیست...! 
سکوت هم نشانه ی رضایت نیست...



صداقت در برابر سياست ديگران سادگيست و سياست در برابر صداقت ديگران خيانت......



مادرم پیامبری بود با زنبیلی پر از معجزه …
یادم نمی رود در اولین سوزِ زمستانی ، النگویش را به بخاری تبدیل کرد



تمام پرانتزها را میبندم …
"رفتنت" توضیح اضافی نمیخواهد !



خدایـــــــا
اندکی نفهمــــــی عطـــا کـــن تا راحــت زندگـی کنیـم
مردیم ار بـــس فهمــیدیم و بــه روی خودمـــان نیـــاوردیـــم...!



وقتی داری گناه میکنی چپ و راست رو نگاه میکنی یکبار بالا رو نگاه کن



باز هم بگو دوستت دارم ...
اینجا نه دماغ کسی دراز می شود
نه گرگی به گله می زند



زخمهاتو پنهان كن...اينجامردم زيادي بانمك شدن...!!




هیچ کی نمی تونه مثه ایرونی ها از آلودگی هوا فرار کنه بره شمال تا می تونه قلیون بکشه . . . !



یکي از نرم افزارهايي که خدا رو زندگيم نصب کرده ؛
اينه که :
اتوماتيک از هرچي خوشم بياد ،
به همون شدت ازم دور ميشه... !!!



ابتدایی که بودیم نمره هامون رو باید میدادیم اولیامون امضا میکردن.... بعد میگن چرا بین دهه شصتی ها انقد جاعل سند و اینا پیدا شد؟
خو خود اولیا نامحسوس این استعدادو تو وجودمون شکوفا کردن!



زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است جاری هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار
کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .




بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم بزرگ وزیبا شده بود به او گفتم کبریت هایت کو میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم؟خنده ی تلخی زدوگفت :کبریت هایم را نخریدند،سالهاست که خودم را می فروشم…




ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …




خیلی سخته برای کسیکــــــــه آتش گرفته است
توضیح بدی
نباید بــــــــِـــد و د




صــدايــت را بــالا ببــر ،
امــا نــه آنقــدر 
کــه از ارتفــاع چشــم هــايــت ،
بيفتــم . . .




وقتــی دلتــنگم بشــقاب ها را نمی شــکنم...
شیــشه ها را نمــی شکنــم...
غــرورم را نمــی شکــنم...
دلــت را نمــی شکــنم...
در این دلتنــگی ها زورم به تنــها چیزی که میــرسد ، این بغض لعنتی است ...!!‬




گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان می زنم، شاید 
گنجشکان بتوانند هضمشان کنند.



بـلافـاصـله پـس از مـرگـم …
مـرا بـه خــاکــ نسپـار