تو ، خاطره شد/عشق تو ، ياد تو ، اسم تو ، خاطره شد/مثل يه قصه زيبا ، مثل يه خواب كوتاه/من اسم تو گذاشتم قشنگترين اشتباه.



21:49
فرشته‌ای از آسمون اومد و گفت :
كدوم رو می‌خواي؟
۱۰۰۰۰۰۰دلار يا يك دوست خوب؟
من گفتم ۱۰۰۰۰۰۰دلار!
چون تورو داشتم!!



21:49
بی پنجره ای،غریبه ای،در وهمی،عشق است اگرازآن نداری سهمی،فهمیدن عشق،عاشقی میخواهد، یک روزبزرگ می شوی می فهمی...



21:49
انیس قلب خودتنهاخداکن،خدا رادردل شبهاصداکن،زخوف حق چواشکی راچکاندی،به حال این رفیقت هم دعاکن...



21:50
به قطاركاروانها، به اميد ساروانها،به عروس آسمانها، به قشنگي دوديده، به دوآهوي رميده، به خداكه مي پرستي، به عزيزم كه توهستي، به زميني كه نشستي، به بهارفصل مستي، من تورا دوستت دارم، به خداعزيزم هستي



21:50
چیزیم نیست خردوخمیرم فقط همین،کم مانده است بی توبمیرم فقط همین،ازهرچه هست ونیست گذشتم ولی هنوزدرعمق چشمای توگیرم فقط همین



21:54
تک گل واشده ای گفت:صبا راعشق است ، بلبل آمد به میان گفت: صدا راعشق است ، گل وبلبل بنشستند درآن لحظه کنار، سنبلی گفت: جمال رفقا راعشق است.



21:54
ﺍى ﺩﻭﺳﺖ ﺯﺩﻭﺭﻳﺖ ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﮔﺸﺘﻢ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﺣﻴﺮﺍﻥ ﮔﺸﺘﻢ،ﺩﺍﺭﻭى ﻣﺮﺍﻃﺒﻴﺐ ، ﺩﻳﺪﺍﺭﺗﻮﮔﻔﺖ،ﺩﺭﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﻭﺩﺭﻣﺎﻥ ﮔﺸﺘم



21:55
سايه ام امشب زتنهايي مراهمراه نيست ، گر دراين خلوت بميرم هيچكس آگاه نيست ، من دراين دنيا بجز سايه ندارم همدمي ، اين رفيق نيمه راهم گاه هست وگاه نيست...



21:55
دوستی کلبه ای است چوبی که باتخته های امید،میخ های محبت ودیوارهای عشق ساخته شده وهیچ طوفانی آن راویران نمی کند مگر بی وفایی..



21:56
یارب ازدلهایی ماسوزمحبت رامگیر،این تجمع این توسل این ارادت رامگیر،هستی مابستگی داردبه مهردوستان،هرچه میخواهی بگیر،امارفاقت رامگیر!



21:56
دریک رابطه دونفره وقتی دو نفر هیچ مشکلی باهم ندارن؛
حتمایکی از آنهاتمام حرفهای دلش را نمی گوید***

'ویلیام شکسپیر'



21:57
گرقلوه سنگ های ته جوی نبود،ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیهای زندگی نبود،چگونه خوبیهای آنراحس می کردیم***



21:57
دنبال نگاه‌هانرو،چون ميتونن گولت بزنن،دنبال دارايی نرو چون كم‌كم افول میكنه،دنبال كسی بروكه باعث بشه لبخندبزنی،چون فقط بايک لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد. كسی راپيدا كن كه تو رو شادكنه...



21:57
یک گوشه نشسته ام پرازتشویشم، نقاشی چشمان تو هم درپیشم،زیباتر از آنی که تصور بکنم،من جز توبه هیچکس نمی اندیشم***



21:58
سينه ام يك دفتر تا خورده است،واژه هايش خيس وسرد و مرده است،من نميگويم ولي انصاف نيست،دوريت گويي دلم را برده است21:58
زندگی راازطبیعت بیاموزیم:
چون بیدمتواضع باشیم،چون سرو راست قامت،مثل صنوبرصبور،مثل بلوط مقاوم،مثل رود روان ومثل ابرباکرامت باشیم.



21:58
کس نمیداند دراین بحرعمیق، سنگریزه قرب دارد یا عقیق ؟من همین دانم که در این روزگار،هیچ چیزارزش ندارد،جز رفیق .



21:59
یارب ازدلهایی ماسوزمحبت رامگیر،این تجمع این توسل این ارادت رامگیر،هستی مابستگی داردبه مهردوستان،هرچه میخواهی بگیر،امارفاقت رامگیر!



21:59
درجهان هیچ کسی کس نشود/ظلم دنیا به کسی بس نشود/ای خداکاش درآن لحظه تنگ/کسی شرمنده ناکس نشود...



21:59
زپا فتادم و رويم بمنزل است هنوز، شكست كشتى و چشمم بساحل است هنوز. چه حالت است ندانم كه بارها دردل، شدم خراب و مرا كار با دل است هنوز. ادب نهشت دريغا كه بر زبان آرم، شكايتى كه مرا ازتو دردل است هنوز. زگريه باز چه دارى به روز وادع، مرا كه ديده بدنبال محمل است هنوز...



21:59
عشق من خاطرهء عشق من از ياد مبر، يادم اى لالهء شعرو سخن از ياد مبر. خاطرات خوش اين عشق جنون آسارا، مبراى بوى خوش ياسمن از ياد مبر. چون پر نرم نسيمى بنوازد رويت، نغمهء نرم غزلهاى من از ياد مبر. داغ اشكى كه زداغ تو برخسار زدم، چون زنى خنده بهر انجمن از ياد مبر. ياد باد آنكه مرا يار و عزيزت خواندى، ياد اين يار عزيز كهن از ياد مبر. عالم و هرچه دراو هست ببر از يادت، ليك دل دادن و عاشق شدن از ياد مبر...



22:03
از چشم من هرشب بدامن آب ميرود، چشم تو با ديدن غزلهايم خواب ميرود. هرجا غميست در طلبش دل بجستجوست، خاشاک ما بدامان سيلاب ميرود. اى نور زندگى تو چه دانى كه بى رخت، برمن چه ها ز ديدن مهتاب ميرود...



22:03
هرگز كسى بروز من ناتوان مباد، مانند من فسرده دلى درجهان مباد.گرشد خزان بهار من از دوريت چه باک، اى گل تورا بهار جوانى خزان مباد. هركس كه ميرود از خود نهد نشانه اى، از من بجز فسانهء عشقت نشان مباد...



22:05
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی ، من نگاهت کنم توتوی چشام عشقو ببینی ، اولش گفتم یه حس ساده است یایه احترام ساده ، بعد دیدم عشقه آخه اندازش زیاده



22:05
اگرچه تیغ های گل سرخ،او رادر برابرتهاجم کودکی بوته چین حفظ میکند،اماممکن است باغبان عاشق رانیزازخود براند..



22:05
عشق تابيد ازدل و دور هوسرانى گذشت، خندهء شوق آمد و اشک پشيمانى گذشت. همچو فانوسى كه شبها بر مزارى سوخته است، سوز و ساز عشق من از دل به پنهانى گذشت. دربهار عمر خود چون باز كردم ديده را، همچو طوفان روزگار من به حيرانى گذشت... 



22:06
اى طلوع مهربانى باز باش، اى تمام عشق در آواز باش. سالها آواز من آلوده بود، عشق سرگردان من بيهوده بود. من سكوتم مقتل فريادهاست، در درونم قتل عام يادهاست. من تمام قهر و كين را 
ديده ام، من شكست آخرين را ديده ام. بعد ازين شهوت نخواهم كاشت من، جشن جسمانى نخواهم داشت من...



22:06
تا زدست عشق برآبست بينانم چواشک،ميدود درخاک كويت پاى لغزانم چواشک.گرچه شدآلوده دامان من ازخون جگر، باهمه تردامنىها پاكدامانم چواشک.يابرو ازپيش چشمم ياكه چشم ازمن مپوش،تابه کى خودرا كشى هردم بچشمانم چواشک.اعتبارى نيست برانديشه لرزان من،پيش چشمت نقش برآبست ايمانم چو اشک. تاتوازچشم سياه خويش افكندى مرا،موج دورافتاده ازآغوش طوفانم چواشک.



22:06
تاتوهستی وغزل هست،دلم تنها نیست/محرمی چون توهنوزم به 
چنین دنیانیست/ازتو تاماسخن عشق همان است که رفت/که دراین وصف زبان دگری گویانیست.



22:06
درمقابل تقدیرخداوند مثل کودکی یک ساله باش که وقتی اورا به هوا می اندازی میخندد،چون ایمان دارد که تو اورا خواهی گرفت...




22:07
دیدگانت ازهمیشه شادتر/شهر قلبت زنده و آبادتر/غصه هایت دم به دم ای مهربان/درگذرگاه زمان بر باد تر



22:07
قفس داران سکوتم را شکستند / دل دائم صبورم را شکستند / به جرم پابه پای عشق رفتن / پروبال عبورم را شکستند / مرا از خلوتم بیرون کشیدند/ چه بی پروا حضورم را شکستند / تمنا در نگاهم موج میزد / ولی رویای دورم را شکستند.




22:07

اینجاهمه خوبند خیالت راحت،من مانده ام و چهار تاهم صحبت،این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم، من...عشق...خدا وعقربه های ساعت
...



22:08
آدمی درآغوش خداغمی
نداشت/پیش خدا حسرت هیچ
بیش وکم نداشت/دل ازخدا
برید ودر زمین نشست/صدبار
عاشق شد ودلش شکست/به
هرطرف نگاه