 چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند ، مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
من به آن محتاجم . . .



12:42
بگذاربمیرم که دگرهمسفری
نیست، درسینه ی من فرصت عشق دگری نیست ، بعد ازتو دلم عرصه ی تکرار بلابود ، آری دگر ازعشق در اینجا خبری نیست ...



12:42
از واقعه ای تو را خبر خواهم
کرد،آن را به دو حرف مختصر خواهم کرد،با عشق تو در خاک نهان خواهم شد ، با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد. . .



12:43
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت: چطوری سیبیلو؟
دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد: وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی
من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه!. . .
. . .



12:43
به سلامتی خودمون 
که همیشه اونی شدیم که بقیه میخواستن !
ولی ….هیچکس اونی نشد که ما میخواستیم….



12:43
ای فلک گرمن نمیزادی ، اجاقت کوربود؟ من که خودراضی نبودم،زوربود؟ من که باشم یانباشم کار دنیالنگ نیست ، من بمانم یابمیرم هیچکس دلتنگ نیست!



12:43
گاه می اندیشم چندان هم مهم نیست اگرهیچ ازدنیانداشته باشم…همین مرابس که کوچه ای باشدوباران وانسانهایی درزندگیم زلال ترازباران….



12:44
بزرگی هرچیزی رو از نزدیک میشه حس کرد، جز عظمت دلتنگى،،که فقط با دور بودن حس میشه…
‏
‏



12:45
در پی دانه مرو همچو کبوتر ، که تو راعاقبت بهر یکی دانه ، به دام اندازند،صیـد کن شیر صفت، نیم بخور، نیم ببخش ، تا به هرجا که روی ، بر تو سلام اندازند . . .



13:32
در دهکده ی توخبر ازبوی ریا نیست ، چون نیست ریا،هیچکس انگشت نمانیست،ما طالب مهریم و دل ازعاطفه لبریز ، دل صافتر ازتو به خداهیچ کجانیست.



13:33
نه از رومم نه از اقوام چینم ، دهاتی زاده ای چادر نشینم ، ترک های عمیق زخم داس است ، شیار دست های خوشه چینم ، نهیب نعره های دلخراشم ، لهیب شعله های آتشینم ، نمی آید به جزکابوس وحشت، به خواب چشمهای نکته بینم ، ولی بااینکه دراین شهر غربت ، میان مردمان تنها ترینم ، اگه دستی مرا یاری رساند ، چه دنیای خوشی می آفرینم . . .
* * *



13:33
انسان چیست؟
شنبه : به دنیامی آید.
یکشنبه: راه میرود.
دوشنبه: عاشق میشود.
سه شنبه: شکست میخورد.
چهارشنبه: ازدواج میکند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه : می میرد . . .
* * *



13:33
(دوستت دارم . .
نوشتم دوستت دارم ، پرانتز را نبستم ، بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد!!
(تقدیم به بندجلالی ها)



13:33
یه عاشق میگه: اگه اتفاقی واسه تو بیفته میمیرم. . .
امایه رفیق میگه اگه بمیرم هم نمیزارم اتفاقی واست بیفته . . .
به افتخارهرچی رفیقه!
* * *



13:34
يه كاري برام انجام ميدي؟!
،
.
.
.
.
.
مواظب خودت باش. . .



13:34
مهربانم ای خوب . . .
یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی که سرد و غریبند ، تک و تنها به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است. . .
(تقدیم به عشقم علی)



13:34
گلها فقط در یک فصل رفیق آدمند، ولی در مورد تو فصل بی معناست! چون تو فراتر از گلی 
(تقدیم به محبوبم فرزاد)



13:35
گاهی باید به دور خود
یه دیوارتنهایی کشید!
نه برای اینکه دیگران را ازخودت دورکنی، بلکه برای اینکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند…!



13:35
دلتنگی ، پیچیده نیست !
یک دل . . .
یک بغض . . .
یک آسمان . . .
یک روزگار تلخ‎ ‎.‎ ‎.‎ ‎.
و آرزوهای ترک خورده . . .
به همین سادگی !



13:36
امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمیکاهد! همیشه هستی ، همین حوالی…
(تقدیم به سعید جونم)



13:36
آدما مترسک نیستن که وقتی واسه کلاغای دلتون تکراری شدن اونارو با یکی دیگه عوض کنید،
‏(حواستون باشه خودتون باشید قبل اینکه واسه دیگران مترسک بشید)



13:36
بیا به دور از واهمه ی زشت مردم،چون یاران کهف بخوابیم.
اینجا روزگارش بد است،
می رویم…
قرنی دگر می آییم،
شاید عشق رنگی دگر یابد…



13:36
نه من دستهایش را رها میکنم,
نه او دلش می آید از من جدا شود,
همیشه و همه جا با همیم,,
من و تنهایی ...



13:37
زندگى تنها عبورنفسها نیست،تداعى لحظه هایی است که بیاد دوست میگذرد. . .
(تقدیم به داداشم عبدالوهاب)



13:37
تنهاشدن ، حکایت آشنای من است،تنهاشدن فقط درالفبای من است،برهرکه عهدبستم فقط خندیدورفت،انگاربی کسی سهم دنیای من است.



13:37
به سلامتی کسی که بهم دروغ گفت نه به خاطر دروغش،بخاطر اینکه بهم فهموند نباید باورش کنم.



13:37
در کودکی:

پاکن هایی ز پاکی داشتیم ، یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت، دوشمان از حلقه هایش درد داشت ، گرمی دستانمان ازآه بود، برگ دفترهایمان
ازکاه بود، تا درون نیمکت جا میشدیم، ما پراز تصمیم کبری میشدیم ، با وجود سوز و
و سرمای شدید ، ‎ریزعلی پیراهنش را
میدرید ، کاش میشد باز کوچک میشدیم ، لااقل یک روز کودک میشدیم . . .
(کاش . . .)



13:38
شنیدم ازمن متنفری؟؟
منم اگه فرصت فکرکردن به تو گیرم میومد حتما ازت متنفر میشدم...



13:42
نگران فردایت نباش . . .
خدای دیروز و امروزت ، فردا هم هست. . .
**فردایت قشنگ**



13:42
نمیدانی چه رنجیست ماندن ،
وقتی همه برای رفتن تو دعا
می کنن . . .



13:43
آن روزها گنجشک را رنگ
میکردند و جای قناری میفروختن!
این روزها هوس را رنگ میکنند و جای عشق می فروشند . .
آن روزها مال باخته میشدی
امااین روزها دلباخته . . .



13:43
قصه از حنجره ایست که
گره خورده به بغض..
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض..
یک طرف خاطره ها..
یک طرف پنجره ها..
در همه آوازها ،حرف آخر زیباست
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم ؟؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست ...
(تقدیم به A‏ ‏)



13:43
کاشکی یه اسپری تأخیری واسه رابطه ها هم وجود داشت تا آدما از هر رابطه ای زود ارضا نشن!



13:43
جایی نمانید که مجبور باشند شما را تحمل کنند، جایی بروید که بودنتان را جشن بگیرند . . .



13:43
چه زیباگفت مترسک: وقتی نمی شود رفت، همین یک پاهم اضافیست
**



13:44
این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی!!! خسته میشوند از رنگ تکراریت! این روزها دوره ی رنگین کمان هاست
* * *



13:44
قحطی دوست می آيد!

نه هفت سال، بلکه هفتصد سال.
درسيلوی قلبم ذخيره و پنهانت ميكنم، بگو كنعانيان منتظر نباشند، تقسيم شدنی نيستی، حتي اگر يعقوب بيايد . . .
(تقدیم به علی جونم)



13:44
گرگ ها هرگز گریه نمیکنند، اما گاهی چنان عرصه زندگی برایشان تنگ میشود، که برفراز بلندترین قله ها رفته و دردناک ترین زوزه ها رامی کشند . . .



13:45
هميشه حرارت لازم نيست! 
گاهى از سردى يك نگاه ميتوان آتش گرفت . . .



13:45
آنقدر پیش این وآن ازخوبی هایش گفتم که وقتی سراغش رامیگیرند ، شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...




13:45
يک مترسک خريده ام عطر هميشگی ات را به تنش زده ام در گوشه اتاقم ايستاده درست مثل تو، فقط . . . فقط روزی هزار بار از رفتنش مرا نميترساند!!!



13:45
اگر روزی بعداز مرگم داستانم را نقل کردی بگو:
بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد، تنها بود اما کسی را تنها نذاشت، دل شکسته بود اما دل کسی را نشکست!
بگوچوب رفیق میخورد امابه رفیق نارو نمیزد. . .



13:45
دلمان که میگیرد، تاوان لح