ظه هاییست که دل میبندیم. خدای خوبم، هرگز کسی رابه آنچه قسمتش نیست عادت نده.



13:46
احساسم را نمی فروشم، حتی به بالا ترین بها... ولی آنگونه که بخواهم خرج میکنم، برای آنهایی که لایق آن هستند . . .
( تقدیم به عزیزانم )



13:46
بيادهم كه هستيم آراميم ، حتی اگرفاصله ها بی نهايت باشد، قلبمان ازآن آنهاييست كه دوستشان داريم، فاصله هافقط بهانه گفتن دلتنگيهاست!



13:47
هٍی آدم ها...
باور کنید می خواهم از شما دورترین بمانم..
نزدیک که می شوید،
سردی ِ عاطفه هایتان،
وجودم را می لرزاند...
محضٍ رضای ِ خدا...
دور بمانید.



13:47
ده نفر یه آدم و میخوان ،
آدمِ درگیرِ نفر یازدهمه که نمیخوادش...



13:47
حسادت می کنم به تو … !
که آسان ، که آسوده فراموش میکنی ، اما فراموش نمی شوی …



13:48
مرسی رفیق ، باشه حتما



16:35
آرزوی من ماندن اوست ...
اما.....
اما خُدایا اگر آرزوی او رفتن منْ اسـت؛
آرزوی او را برآورده کن !!
منْ دیگر آرزویی ندارم!



16:36
حالا حرف هایمان بماند برای بعد
دلخوری هامان
دلتنگی هامان
و تمام اشکهای من!
فقط همین را بگو
با او چگونه میگذرد
که با من نمی گذشت . . . ؟



16:37
غریبی من از زندگی در
غربت نیست ؛
ازتنهایی نیست ؛
از بی کسی هم نیست ...
غریبی من از این است که
از نزدیک ترین هایم دورم
و به دورترین هایم نزدیک. . .



16:37
وخدا خواست 
که یعقوب نبیند یک عمر .....
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!
**********




16:37
به من گفتی پر از آینده
باشم ، تو رفتی همچنان در خنده باشم ، تو دریای منی ، من
ماهی تو ، جدا از تو نباید زنده باشم .
( تقدیم به A‏ ‏)



16:38
سر فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست ، دانم این نا قابلیها قابل اظهار نیست .



16:38
کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ! من که نه سنگ بودم نه کوه ، من چرا تنها شدم ؟



16:38
سنگینی بار خداوند آنقدر نیست که کمرت را بشکند ، فقط می خواهد تو را به زانو در آورد تا دعا کنی .



16:38
افسانه ها را رها کن ،
دوری و دوستی کدام است؟؟؟؟
فاصله هایند که دوستیها را
می بلعند ، تو اگر نباشی
دیگری جایت را پر میکند....
به همین سادگی...



16:39
همه گفتن عشقت داره بهت خيانت ميکنه! گفتم: ميدونم.
گفتن: اين يعنى دوستت نداره ها! گفتم:ميدونم.
گفتن:احمق يه روز ميذاره
ميره تنها ميشى!
گفتم:ميدونم!
گفتن: پس چرا ولش نمى کنى؟گفتم: اين تنهاچيزيه که نميدونم!



16:39
خوشبختی هایم را با عجله در سرنوشتم نوشته بودند!
بد خط بود،روزگار نتوانست
آنها را بخواند.




16:39
کوچه هارا یاد گرفتم ،خیابان ها را بلد شدم...
ماشین ها را!
مغازه ها را!
رنگ های چراغ قرمز را!
جدول ضرب را حتی!
دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم،
ولی . . .
هنوز گاهی میان آدم ها گم میشوم!!!
آدمها را بلد نیستم .16:40
گراهام بل عزیز تلفنی که زنگ
نمی خورد نیازی به اختراع نداشت!
حوصله ات سر رفته بود ...
" چسب ِ قلب " اختراع می کردی ؛
می چسباندیم روی این ترک های قلب ِ صاحب مرده مان!
و غصه ی زنگ نخوردن ِ تلفنی که
اختراعش نکرده ای را
نمی خوردیم !!
ساده بگویم گراهام بل عزیز:
حال این روزهای مرا توهم مقصری!



16:40
بگذار بدانند که خوشم می آید ، از بوسه و لبخند خوشم می آید ، تصمیم گرفته ام لبت را بخورم ، من بچه ام، از قند خوشم می آید!



16:40
یک عمر فقط فاصله سازی
کردند ، خط های عمود را موازی کردند ،از روی سیاه جاده ها فهمیدم ،با زندگی من و تو بازی کردند . . .



16:40
عشق بازی کار فرهاد است
و بس ، دل به شیرین داد و دیگر هیچکس، مهر امروزی فریبی بیش نیست ، مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟



16:40
غصه ی دوری دلدار مرا پیرم
کرد ، غم هجران نگارم ز جهان سیرم کرد ، گریه کردم ز فراغت گل من باور کن ، که مرا غربت این شهر زمین گیرم کرد . . .



16:40
همه بارفتنشان خیانت میکنند ، او نیز رفت ، اما این تنها لطفی بود که به من کرد . . .
(ازخودمه)



16:41
کاش می شد بچگی را زنده
کرد ، کودکی شد کودکانه گریه
کرد ، شعر ،،قهر قهر تا قیامت،، را سرود ،آن قیامت، که دمی بیشتر
نبود ، فاصله با کودکی هامان چه کرد ، کاش می شد بچگانه
خنده کرد. . .



16:41
آباد تو بودم تو خرابم کردی ، آن زنده که تو مرده حسابش کردی ، با شوق کبوترانه تا خانه تو ، هربار که آمدم جوابم کردی .



16:41
به تعدادی جانورشناسِ ماهر برای توجیه رفتار بعضی‌‌ها نیازمندیم ...
روانشناسی‌ دیگه نتیجه نمیده!



16:42
زمان بارش باران دلم از غربت خورشید می گیرد ، و روز آفتابی هم دلم بی تاب ابری تلخ و باران زاست ، خدایا من به دنبال چه می گردم ؟



16:42
تنهاییم یه دریا عمق داره ، ولی تو با یه لیوان محبت میتونی پرش کنی!
اماچه فایده؟ تو قحط سالیه دلت یه لیوان که سهله یه جرعه محبتم گیر نمیاد. . .



16:42
فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست ، من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ توأم ،هرستاره یه نشان از غم و دلتنگی من ، آسمان را بفرستم که بدانی همه جایاد توأم؟؟



16:43
این روزها جای خالی تو را با عروسکی پر می کنم
که همانند توست ، مرا دوست ندارد ، احساس ندارد ! اما هرچه که هست دل شکستن بلد نیست!




16:44
ماهایی که دیگه از اومدن کسی ذوق زده نمی شیم ،
اگه کسی از کنارمون بره حوصله نداریم نازشو بخریم که برگرده..
ماها آدمای بی احساسی نیستیم ، ماها بی معرفت و نامرد نیستیم، یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه سری ازباورهامونو ازبین بردن!



16:44
حالي که پريشان است ؛
احتياج به آرامش دارد ،
نه سـرزنش !
کاش مي فهميدند ... .




16:44
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . ..




16:45
گُفت :مَرا فَراموش کُن اَمّا نَدانست که اَصلاً اَرزش ِ به یاد ماندَن را نداشت!



16:45
عادت میکنم به داشتن چیزی و سپس نداشتنش، به بودن کسی و سپس نبودنش، تنها عادت میکنم....اما . . . فراموش نه.




16:47
به خودم قول ميدهم كه فراموشت كنم! وقتي صبح ميشود تو را كه نه...
ولي قولم را فراموش ميكنم...!




16:48
میدونی قشنگی این زندگی به چیه؟ به اینه که وقتی توسر گرم لحظه های خودتی،یکی تولحظه هاش داره واسه قشنگی لحظه های تودعا میکنه...



16:48
از خدا پرسيدم: اگر در سرنوشت ما همه چيز را از قبل نوشته اي آرزو کردن چه سود دارد؟
خداوند خنديد و گفت: شاید در سرنوشتت نوشته باشم: هرچه آرزو کردی!



16:48
همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من ; ماندن ما….!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد!



16:48
وقتي گريه ميکني ؛ همه ميگن ولش کن، بزار راحت باشه ....
اما وقتي ميخندي ؛ همه ميان ميگن چي شده !؟
بگو ما هم بخنديم ... !!!




16:48
سهراب ، قایق دیگر جوابگو نیست ، کشتي بايد ساخت .....
اينجا مثل من تنها زياد است ..... !!!




16:49
من درد دارم درد ، در دلم ، در چشم هايم !!
باز هم دمش گرم صندلي !!
کنارم ماند ... پشتم ماند !
جا خالي نداد ...
يعني تو فقط " دو پايه " کم داشتی؟؟



16:50
حالمون ديگه پرسيدن نداره ...
چون ما دچار خود سانسوري شديم ؛
و مجبوريم بگيم که : خوبيم !
ميفهمي مجبوريممممممم
خيلي هم خوبيم ...
اما .... تو عاقل باش و باور نکن ... !!!



16:50
بیا غصه هایمان را تقسیم کنیم؛
دو تا من
هیچی تو...
می بینی؟