 کرد راهش
بسته بود/یادش آمدیک روز
دل خدا راشکسته بود...



22:08
می میرم اگر دلت پر ازغم بشود،یا چشم تومیزبان شبنم بشود،پاییز وبهار رابه هم میریزم،یک نخ اگراز
پیرهنت کم بشود!



22:08
دوستم قلبی اگرباشد دعایت
میکنم/جان اگرخواهی فدایت
میکنم/باتوأم ای گل توتنها
نیستی/گوش کن زیبای من
هرشب صدایت میکنم...



22:08
توپاکی مثل دریایی عزیزم،همیشه در دل مایی عزیزم،اگرچه رفتی وازماجدایی،برامان باز دریایی عزیزم...



22:09
بی ارزشم وجزتوخریدار ندارم/گیرم بخرندم،به کسی کارندارم/
گردرهردوجهانم نپسندد
توپسندی/من درهردوجهان غیرشما یارندارم...



22:09
میدونی چرا نیلوفر توی مرداب رشد میکنه و گل میده؟ چون به همه ثابت کنه که در بدترین شرایط هم میشه بهترین بود.



22:09
همیشه ازفاصله می ترسیم.
همیشه ازفاصله گله داریم.
یادمان رفته که درسرمشق های کودکی،برای فهم بیشترکلمات
ازفاصله استفاده می کردیم..



22:09
به دام آن دو زلفانت اسیرم،غم هجرت نموده سخت پیرم،بود این آخرین حرفم دم مرگ،الهی توبمانی من بمیرم...



22:09
بعضی هاازدورمی درخشند.
نزدیک که می شوی یک تکه شیشه بیشترنیستند،که بایدلگدی بهش زد،تا ازمسیرنورآفتاب دورشوند،وچشمان دیگری راگول نزنند.



22:10
معذرت خواهی همیشه به این معنا
نیست،که تواشتباه کردی،وحق بایکی دیگه است،معذرت خواهی یعنی:
اون رابطه بیشترازغرورت برات
ارزش داره...



22:10
نه تومی مانی،نه اندوه
ونه هیچ یک ازمردم این آبادی..
به حباب لب یک رودقسم
وبه کوتاهی آن لحظه شادی
که گذشت،غصه هم خواهدرفت.
آنچنانی که فقط خاطره ها
خواهدماند...
لحظه هاعریانند..
به تن خودلحظه ای جامه اندوه
مپوشان... "هرگز"



22:10
کی شوددرگوشه خلوت تماشایت کنم*تادوچشم خویش راخاک کف پایت کنم*حاضرم بهرتماشای رخ زیبای تو*جان خودراهدیه تاری زموهایت کنم.



22:10
عجب آن نيست كه آهوى دلم صيد تو شد، عجب آنست كه من عاشق صياد شدم... 



22:11
تازه دانستم نه باآب ونه با نان
زنده ام،تازه فهميدم نه باجسم ونه باجان زنده ام،تازگيها باورم شد
دورترازخوددلى دارم كه باآن
زنده ام...




22:11
هرآنچه خواستم نيامد به دست،چونكه بيگانه بودم؛ به اين دنياي پست،پی آب بودم؛كوزه به دست،چونكه آب يافتم؛كوزه شكست...



22:11
شب های هجران راسحرکن،به عشق خود دلم راشعله ورکن،دراین شب های سردبی ترنم،لبانم راپر ازشیروشکرکن،دل ماچشم در راه توماندست،سفر راای پرستو مختصرکن...



22:11
برروی زمین وآسمان وکرات،دربین مناجات وتمام کلمات،زیباترازاین جمله ندیده است کسی،برخاتم انبیامحمدصلوات.



22:12
رفتم که نبینی پریشان شدنم را، غمناکترین لحظه ویران شدنم را. در خویش فرورفتم و در خویش شکستم، تادوست نبیند غم تنهاشدنم را...



22:12
چون درخت فروردين پرشكوفه شد جانم، دامنى زگل دارم بر چه كس بيفشانم؟ اى نسيم جان پرور امشب از برم بگذر، ورنه اين چنين پرگل تا سحر نميمانم. بوى ياسمن دارد خوابگاه آغوشم، رنگ نسترن دارد شانه هاى عريانم. شعر همچو عودم را آتش دلم سوزد، موج عطر از آن رقصد در دل شبستانم...



22:12
روى آن شيشه تبدار تو را ها کردم، اسم زيباى تو را بانفسم جا کردم. شيشه بدجور دلش ابرى و بارانى شد، شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم.با سر انگشت کشيدم به دلش عکس تو را ،عکس زيباي تو را سير تماشا کردم...



22:12
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود/هرگز از یاد من آن سروخرامان نرود/آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت/که اگر سر برود،از دل و از جان نرود/.



22:13
به حقيقت من وتو آگاهيم هردومون گمشده يك راهيم هردوزخمي شده يک شلاق هردو نفرين شده يك آهيم منوتو عاشق بي تدبيريم بي خبر ازگذرتقديريم



22:13
بسكه جان كند تنم ازتن و جان سيرشدم، آخراى مرگ شتابىكه زغم پير شدم. دربر عشق دوست با آنهمه تدبير آخر،حاصل اين بود كه بازيچه تقدير شدم. آسمان زيرو زبر گردىو نابود شوى، كه من ازگردش تو بس زبر و زير شدم...



22:13
بخوان در چشم من نقش تمنائى كه من دارم، ببين در موى خود آشفته رويائى كه من دارم. گر آزارم دهى كز حلقه عشق تو بگريزم، ندارد تاب رفتن ناتوان پائى كه من دارم. فغان از بخت بد كز شعله هاى تابناك دل، نمى يابد فروغ اين تيره شبهايى كه من دارم...



22:14
آنکه خودرا نفسی شاد ندیده ست منم، آنکه هرگزبه مرادی نرسیده ست منم. آنکه صد جور کشیده ست زهرخار و خسی، وز سرکوی وفا پا نکشیده ست منم. آنکه چون غنچهء پژمرده دراین باغ بسی، بردلش باد نشاطی نورزیده ست منم.آنکه درراه وصال دوست دویده ست بسی، درنهایت به کامی نرسیده ست منم...



22:14
زندگى گهگاه حاشا كردنيست، مرگ نوشيدن تماشا كردنيست. كاش ديگر گل نرويد در بهار، تا نماند عاشقى درين ديار. كاش درهاى جوانى بازبود، نيمه شبها مهربانى بازبود. من هوادار شب و كاجم هنوز، من به يك همدشت محتاجم هنوز. من هواى تازهء نازم هنوز، من پر ازگلهاى احساسم هنوز...



22:14
اگر با نالهء دل همزمان در هر دمى هستم، به غير از ناله هم در آرزوى همدمى هستم. ازآن گلها كه ميرويد در خوابم هراز گاهى، كه از هجر گلى هر دم اسير ماتمى هستم. نميدانم گلم يا خار دامنگير گلهايم، كه هرشب تا سحر در انتظار همدمى هستم...



22:15
بيدل و خسته دراين شهرم و دلدارى نيست، غم دل با كه بگويم كه غمخوارى نيست. يارب اين شهر چه شهريست كه صد يوسف دل، به كلافى بفروشند و خريدارى نيست. فكر بهبود خود ايدل بكن از جاى دگر، كاندرين شهر طبيب دل بيمارى نيست...



22:15
زخم شدم شیشه به زخمم نشست،شیشه شدم سنگ سرم را شکست،یا رب اگر سنگ شوم لحظه ای،بر دل این سنگ چه خواهد گذشت...؟؟؟



22:16
هرکه فرهادشوددرره عشق! 
همه کس درنظرش شیرین است!
تهمت کفربه عاشق نزنید!
عاشقی پاکترین آیین است!



22:16

آتیش ته دلم به آسمون پر می زنه/این دل مسافرم میاد به تو سر بزنه/فاصله هاکثیفن،باگریه همردیفن /میاد صدای "ای عشق"،اماگوشاضعیفن.



22:16
دلتنگ توامروزشدم تافردا،فرداشدوبازهم توگفتی فردا، امروزدلم مانده ویك دنياحرف,يك هيچ بنفع دلتوتافردا... 



22:16
ای دوست پابند وفابودم و هستم/والله که من اهل صفابودم وهستم/دانی زچه این دل به خودش 
می بالد/از اینکه فدای رفقابودم و هستم.



22:17
زندگی با توچه زیباست نمی دانی تو: دل من غرق تمناست نمی دانی تو: شوق دیداردرباغ دلم می شکفد:بلبل تو تنهاست نمی دانی تو:جزتو کس نیست که منتظراو باشم: دل من منتظرتوست نمی دانی تو:



22:17
چشمانم رامی بندم و تورادركنار خودمی بينم،نميدانم اين چه
نيروئی ست،كه مرا به سوی تو
می كشاند،هروقت كه تنهايی هابه سراغم می آيديادتوست كه مراازآن جدا می كند,ياد توست كه مرا شاد نگه می دارد،باياتوست كه من
زنده ام،يادتوبه من،اميدمی دهد,اميد به زندگی،مونس شب های
بی قراری ام دوستت دارم...



22:17
ترسم كه شبی ازغم جانکاه بميرم,
دربستر دلسوز با آه بميرم,آن لحظه آخر كه اجل گفت بمير,ای كاش تو رابينم وآن گاه بميرم...



22:25
سلامت باشی امین جان ، ایشاالله ادامشون صب



22:27
شبت پراز خیر و برکت.



09:55
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم.
آن زما