 که دوستمان دارن لجبازی می کنیم.
...وبعد..
برای آنچه از دست رفته آه
می کشیم...



09:55
اين دل اگر كم است بگوسر بياورم,
ياامر كن كه يک دل ديگر بياورم,
عزیزم خلاصه عرض كنم دوست دارمت,ديگر نشد عبارت بهتر بياورم...



09:55
خدایاعاصی وخسته
به درگاه تو رو کردم،نمازعشق راآخربه خون دل وضوکردم، دلم دیگربه جان آمد دراین شب های تنهایی،بیابشنو تو فریادی که پنهان درگلو کردم...



09:55
عاشقی چیست به جزشادی ومهر وغم وقهرنه من ازقهرتوغمگین،نه توازمهرم شاد/اینکه مردم نشناسندتوراغربت نیست،غربت آن است که یاران ببرندت ازیاد



09:56
عشق عین پرگارمی مونه.
یه سرش سوزنه مثل توکه همیشه یه جامی مونی،یه سر دیگش مداده مثل من،که همیشه باید
دورت بگردم.***



09:56
*۱۴۰*تست عشق#
انتقال اعتبارانجام شد!
مبلغ دوتابوس آبدار.
کارمزد 1بغل محکم.
موجودی جدید،یک عشق شگفت انگیز...



09:56
تاکه بودیم نبودیم کسی،کشت ماراغم بی هم نفسی،تاکه خفتیم همه بیدار شدند،تاکه مردیم همگی یارشدند،قدرآن شیشه بدانیدکه هست،نه درآن لحظه که افتادو شکست...



09:57
گوش گوش دوتا گوش, يه دست باز يه آغوش،بيا بگير قلبمو يادم تورو فراموش,چوب چوب يه گردن, جايی نرو تو بی من،دق می كنم ميميرم, اگه دور بشي از من،دست دست دو تاپا,ياد تو مونده اينجا،يادت مياد كه گفتی, بی تو نميرم هيچ جا 
من،من؟يه عاشق ,همون مجنون سابق...



09:57
پشت دیوارهمین کوچه به دارم بزنید،من که رفتم بنشینید وهوارم بزنید،باد هم آگهی مرگ مراخواهدبرد،بنویسید که بدبودم ودارم بزنید،من ازآیین شماخسته شدم،سیرشدم،پنجه درهرچه که من واهمه دارم بزنید،دست هایم چقدربود وبه دریانرسید،خبرمرگ مراطعنه به یارم بزنید..



09:57
سرارادت مابرآستان حضرت دوست،که هرچه برسرمامی رود ارادت اوست،نظیردوست ندیدم اگرچه ازمه ومهر،نهادم آیینه هادرمقابل رخ دوست...



09:58
این هم ازیک عمرمستی کردنم،سالهاشبنم پرستی کردنم،ای دلم زهرجدایی رابخور، چوب عمری
بی وفایی را بخور***



09:58
چندیست زیاران قدیمی خبری نیست،ازآن همه خوبی ومحبت اثری نیست،چشمم به دروگوش به گوشی ودلم تنگ،درکوچه تنهایی مارهگذری نیست...



09:58
مانده درگوشم صدایی چون
تگرگ/خش خش جاروی بابا
روی برگ/هم کلاسی های من
یادم کنید/بازهم درکوچه فریادم
کنید/کاش هرگز زنگ تفریحی
نبود/جمع بود وکاش تفریقی نبود/
ای دبستانی ترین احساسم من/بازگرد ومشقهایم راخط بزن...



09:58
درمحبت،داغ دوری را،کسی معنانکرد/رازالفت را ازاین گل واژه ها پیدانکرد/خاطرماپر زیاد یار وایام وفاست/بی وفایی راکسی در ذات ماپیدانکرد...



09:59
میرسد روزی که بی هم
می شویم/یک به یک ازجمع هم کم می شویم/میرسد روزی که مادر خاطرات/موجب خندیدن وغم
می شویم/گاه گاهی یادماکن ای رفیق/میرسد روزی که بی هم
می شویم...



09:59
شبیه برگ پاییزی،پس ازتوقسمت بادم/خداحافظ ولی هرگز،نخواهی رفت ازیادم/خداحافظ توای همپای شبهای غزل خوانی/خداحافظ به پایان آمداین دیدارپنهانی..



09:59
ای همه غمگین،اگرتنهاشدی من باتوأم،خسته دل ازهرکه و هرجاشدی من باتوأم،گربه کنج بی کسی آمیخته ای بادردخویش،دلگران ازمردم دنیاشدی من باتوأم



09:59
یه لحظه هایی است که دلم واقعا" برات تنگ میشه!
منم اسم تمام اون لحظه هارو گذاشتم:
همیشه!



09:59
هرکجاسازی شنیدی/ازدلی رازی شنیدی/شعروآوازی شنیدی/چون شدی گرم شنیدن/وقت آه ازدل کشیدن/یادمن کن یادمن کن...



10:00
همراز کویرم،تب باران دارم،درسینه دلی شکسته پنهان دارم،برگوشه سنگ قبرم بنویس،من هرچه که دارم از رفیقان دارم...



10:00
بی تواین فاصله ها طاقت من را
برده،ساعتم زنگ زده،عقربه هایش مرده،کاش باورکنی از دوری تو دلتنگم،این دل خسته ام از دوری تو پژمرده***



10:00
چه کنم؟
دست خودم نیست که عاشق
شده ام،روز وشب محوتماشای شقایق شده ام،دیگراز عقربه 
وثانیه ها بیزارم.
چه کنم؟
مسخره ی چشم دقایق شده ام.



10:00
شیرین سخنم چراتودل دل داری؟
شیرین سخنی عزیز در دل داری،
بالب سخن ازچه میزنی ای بابا؟
یک باربگو هرآنچه در دل داری...



10:01
مردی نزد یک روانپزشک رفت وازغمی که درسینه داشت سخن گفت،روانپزشک پاسخ دادکه درشهر دلقکی هست که مردم را می خنداند وشادمیکند، نزداوبرو تاغمتو فراموش کنی!
مرد خنده تلخی زدو گفت من همان دلقکم!!!



10:01
زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع،در ذهن به جزتو آفرین ممنوع،غیرازتو ورود دیگران درقلبم، عمرا" ،ابدا"، هیچ،اکیدا" ممنوع...



10:01
گویند غروب جایی است که آسمان زمین رامی بوسد!
امشب برایت غروب میکنم آسمان من کجایی؟



10:01
ماهی تو،که بربام شکوه آمده است،آیینه زدستت به ستوه آمده است،خورشیداگر گرم تماشای تو نیست، دلگیرنشو زپشت کوه آمده است...



10:01
نسبت به تو،حس کورخیلی دارم،دوروبر خودهزارلیلی دارم،من ناز نمیخرم شماهم نفروش،چون عاشق کشته مرده خیلی دارم...



10:01
تورا آرزو نخواهم کرد،هیچ وقت!
تو رالحظه ای خواهم پذیرفت،که خودت بیایی بادل خود...
نه باآرزوی من.



10:02
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی،که ترس ازترکیدن آن لذت داشتن آن را ازبین می برد...



10:02
زیر باران بیا قدم بزنیم*
حرف نشنیده ای به هم بزنیم*
چتر را تا کنیم وخیس شویم*
لحظه ای پشت پابه غم بزنیم*



10:02
غم ازچشم قشنگت دورباشد*
دلت غرق امید ونور باشد*
نبینی روزبد ای بهترازجان*
الهی دشمنت رنجورباشد*



10:02
میشود درآسمان زندگی*
یک سبدازغنچه های یاس داشت*
یاکه درسوز وگداز شمع عشق*
مثل پروانه کمی احساس داشت*



10:03
آنگاه که:
نگاه کردن به عقب،حاصلی
جزشکست به دنبال ندارد،
ودرآن هنگام که ازنگاه کردن به جلو واهمه داری،می توانی به یکی از دوطرف نگاه کنی،تاببینی بهترین دوستت،آنجاکنارت ایستاده...



10:03
زندگی هنگامه ی فریادهاست* سرگذشتی در گذشت یادهاست*
زندگی تکرار جان فرسودن است*
رنج ما تاوان انسان بودن است*



10:03
حیران شده ی گریه پنهانی خویشم؛آرامشی ازلحظه طوفانی خویشم؛
پنهان شدی وفکرخیانت به سرم زد؛
شرمنده این حالت شیطانی خویشم...



10:03
وقتی نگاه توبه دنیاافتاد/یک حس عجیب در دل ما افتاد/درگوش بهار آسمان چیزی گفت/نام توسر زبان گلها افتاد...



10:03
چشم مستت به پاکی دریاست،قهر ونازت برای من زیباست،باتوهیچ ازخدانمیخواهم، باتوبودن برای من دنیاست...



10:04
قسمت این بود که من باتو معاصرباشم،تادراین قصه پرحادثه حاضرباشم،توپری باشی وتا آنسوی دریابروی،من به سودای تویک مرغ مهاجرباشم..



10:04
مثل باران خاطراتت ماندنیست،لحن پرمهر صدایت خواندنیست،گرچه ما اندک زمانی درکنارت بوده ایم،تا ابدمهر و وفایت ماندنیست...10:04
آه،،تنهایی من غمگین است،درد دوری به دلم سنگین است،یاد ایام گذشته به دلم،زنده بادا که چقدر رنگین است...



10:04
دل،،عشق پراز رنگ وریا دوست نداشت،یک لحظه تو را زمن جدا دوست نداشت،ای آینه دارخلوتم باورکن،اندازه من کسی تورا دوست نداشت...



10:05
آموخته ام که:
وقتی ناامید میشوم،
خداوند باتمام عظمتش
ناراحت می شود،وعاشقانه
انتظارمیکشدکه به
رحمتش امیدوار باشم..



10